نقش سازمان
ملل متحد در قرن
بيست و يكم
(1) سده جديد،
چالشهاي تازه
1- آغاز هزاره جديد
موقعيتي براي
جشن و تفكر است.
2- در شب سال نو هنگامي
كه زنگ ساعت نيمه
شب نواخته شد،
در هر منطقه، زماني
بعد از منطقه ديگر،
از كيريباتي (Kiribati)
و فيجي گرفته به
سمت باختر، پيرامون
ارض بسوي ساموا
(Samoa) دنيا جشن گرفت،
نه تنها مردمي
كه تصور ميرود
هزاره برايشان
مفهوم خاصي در
بر دارد بلكه مردمان
با فرهنگهاي
مختلف در آن شركت
كردند. ديوار بزرگ
چين و اهرام مصر،
همانند ميدان
مانجر (Manger) در بيتاللحم
و ميدان سنت پيتر
در رم روشن شده
بود و ميدرخشيد،
توكيو، جاكارتا
و دهلي نو، در برگزاري
جشنهاي هزاره،
به سيدني، مسكو،
پاريس، نيويورك،
ريودوژانيرو
و صدها شهر ديگر
پيوستند. از اسپيزبرگن
(Spits Bergen) در نروژ گرفته
تا جزيره روبن
(Ruben) در جنوب آفريقا،
در چهرةهاي كودكان
نور شمع منعكس
بود. طي 24 ساعت،
خانواده بشري،
با نمايش بيسابقهاي
از تنوع غني، وحدت
خويش را جشن گرفت.
3- اجلاس هزاره فرصتي
براي تفكر در اختيار
قرار ميدهد. مجمع
عمومي اين گردهمايي
سران كشورها و
دولتها را برگزار
ميكند تا درباره
نقش ملل متحد در
سده بيست و يكم
بحث نمايد. مناسبت
و موضوع هر دو ايجاب
ميكند كه از سر
عنوانهاي خبري
امروزي گامي پيشر
برداشته، درباره
وضع جهان و چالشهايي
كه براي اين سازمان
ايجاد كرده، ديد
و نقطه نظراتي
وسيعتر و دراز
مدتتر اتخاذ
كنيم.
4- نكات زيادي ميتوان
ذكر كرد كه بايد
براي آن سپاسگزار
باشيم. امروزه
اغلب مردم انتظار
دارند كه بيش از
والدينشان و خيلي
بيشتر از اجداد
دورترشان زندگي
كنند. آنها بهتر
تغذيه ميكنند،
از سلامتي بهتري
برخوردارند،
تحصيلات بهتري
ميكنند، و رويهمرفته
با امكانات اقتصادي
مساعدتري روبر
هستند.
5- همچنين موارد
بسياري وجود دارد،
كه تاسفانگيز
است و بايد تصحيح
شود. قرني كه به
تازگي پايان يافت
توسط مخاصمات
بيرحمانه مكرراً
زشت و بد نما شد.
فقر طاقت فرسا
و نابرابري چشمگير
بين كشورها و در
داخل آنها، حتي
با وجود ثروت بيسابقه
همچنان ادامه
درد. بيماريهاي
كهنه ونو پيشرفتهائي
را كه با رنج و سختي
بدست آمده به خنثي
ماندن تهديد مينمايد.
خدمات جانبخش
طبيعت كه بقاي
نوع بشر بدان بستگي
دارد، توسط فعاليتهاي
روزمره خود ما
بطور جدي تباه
شده است.
6- زماني كه رهبران
جهان در كنفرانس
هزاره دهم آينده،
مردم از آنها ميخواهند
تا چالشهاي عمده
را مشخص و پيشاپيش
براساس آن اقدام
كنند.
7- ملل متحد فقط
در صورتي ميتواند
در كمك با مقابله
با آن چالشها موفق
شود كه همگي احساس
كنيم رسالتي جديد
درباره اقدام
مشتركمان داريم.
لازم است به خاطر
بياوريم كه سازمان
ملل چرا و براي
چه كسي وجود دارد.
همچنين بايد از
خود بپرسيم كه
رهبران جهان از
چه نوع سازمان
ملل در حرف و در
عمل آمادگي پشتيباني
دارند. پاسخهاي
روشني لازم است
تا فعاليتهاي
سازمان در دهههاي
آينده تقويت شود
و تمركز يابد. اين
همان پاسخهايي
است كه اجلاس هزاره
بايد در اختيار
ما قرار دهد.
8- البته فلسفه وجودي
سازمان ملل متحد
خدمت به دولتهاي
عضو است. سازمان
تنها ركن در نوع
خود با عضويت جهاني
و گستره جامع بوده
و تعداد زيادي
از اقدامات بشري
را در بر ميگيرد.
اين جنبهها و
نكات سازمان را
به يك مجمع منحصر
به فرد و سودمند
براي تبادل اطلاعات،
انجام مذاكره،
تدوين معيارها
و طرح انتظارات
و نيز هماهنگي
رفتار دولتها
و نقش آفرينان
ديگر و پيگيري
برنامههاي اقدام
مشترك تبديل نموده
است. ما بايد تضمين
كنيم كه ملل متحد
اين وظايف را تا
آنجا كه ممكن است
به نحوي موثر و
كارآنجام دهد.
9- ولي سازمان ملل
متحد صرفاً يك
ابزار و وسيله
نيست. همانطوري
كه منشور آن به
روشني بيان ميكند،
هدف سازمان ملل
ايجاد و ابداع
اصول جديد در روابط
بينالمللي و
نيز برقراري تفاوت
كيفي در اقدام
روزمره آن ميباشد.
اولين ماده منشور
ما را تعريف ميكند:
حل و فصل اختلافات
به شيوههايي
مسالمت آميز،
ابتكار راهحلهاي
مشترك براي مسائل
اقتصادي، اجتماعي،
فرهنگي و بشردوستانه،
و بطور كلي ترويج
رفتار مطابق با
اصول عدالت و حقوق
بينالملل. به
ديگر سخن، گزشته
از هر گونه وظايف
عملي كه از سازمان
ملل متحدخواسته
شده، منظور آشكار
و پذيرفته شدهاي
نيز دارد، كه عبارت
است از ايجاد تحول
در روابط بين كشورها،
و روشي كه به وسيله
آن امور جهان اداره
ميشود.
10- اين تمام قضيه
نيست، زيرا هر
چند ملل متحد سازمان
دولتها است ولي
منشور بنام ما
مردمان دنيا نوشته
شده است. منشور
حيثيت و ارزش شخص
انسان، احترام
نسبت به حقوق بشر
و حقوق برابر براي
مرد و زن، و تعهد
نسبت به پيشرفت
اجتماعي كه با
معيارهاي بهترزندگي
اندازهگيري
ميشود، تا آسودگي
خيال در برابر
فراهم بودن نيازها
و آسودگي در مورد
فراهم بودن امنيت
را به يكسان برقرار
كند مورد تاكيد
قرار ميدهد. بنابراين
در نهايت ملل متحد
براي نيازها و
اميدهاي مردم
در تمامي نقاط
جهان وجود دارد
و بايد در خدمت
آن باشد.
11- ملل متحد طي 45 سال
اول وجود خود در
چنگال جنگ سرد
بسر برد، و از انجام
پارهاي از رسالتهاي
محوري آن جلوگيري
بعمل آمد، ولي
وظايف مهم ديگري
در سايه آن مخاصمات
كشف كرد. طي ده سال
گذشته، ملل متحد
مواجه با ستيزههائي
بوده كه از تغييرات
پر سر و صداي عصر
جديد ناشي شده.
در بسياري از موارد
اقدامات خوبي
بعمل آورده و در
امور ديگر كوتاهي
كرده است. اكنون
اجلاس هزاره فرصت
منحصر به فردي
به رهبران جهان
ميدهد تا ملل
متحد را در قرن
بيستم و يكم متحول
و آن را قادر سازند
تفاوت واقعي و
قابل سنجشي در
زندگي مردم ايجاد
نمايد.
12- اينجانب با كمال
احترام گزارش
حاصر را به دولتهاي
عو تقديم ميكنم
تا كار آنها را
در تهيه مقدمات
براي اجلاس تسهيل
نموده و موجب برانگيختن
مشاورات بعدي
آنها در اجلاس
گردد. گزارش حار
بعضي از چالشهاي
فوري را كه مردم
دنيا با آن روبرو
هستند و در حوزه
ملل متحد قرار
ميگيرد مشخص
مينمايد، موضوعاتي
را كه بايد بدان
اولويت داده شود
جهت بررسي كشورهاي
عضو پيشنهاد ميكند،
و چند اقدام فوري
كه ميتوان در
خود اجلاس بعمل
آورد را پيشنهاد
مينمايد تا روحيه
مردم را تقويت
و زندگي شان را
بهبود بخشد.
13- كليه اين پيشنهادها
در زمينه جهاني
شدن، كه دنيا
را در هنگام ورودمان
به قرن بيست و يكم
متحول ميسازد،
مطرح شده است. در
عصر جديد، اقدامات
مردم دائماً – هر
چند بطور ناخواسته
– در زندگي سايرين
كه در نقاط دور
زندگي ميكنند
تاثير ميگذارد.
جهاني شدن فرصتهاي
زيادي بدست ميدهد،
ولي در حال حاضر
منافعش به صورت
بسيار نابرابر
توزيع شده، در
حالي كه هزينهاش
توسط تمامي مردمان
تقبل و پرداخت
ميشود.
14- بنابراين چالش
محوري كه امروزه
با آن مواجه هستيم
اين است كه تضمين
كنيم جهاني شدن
به يك نيروي مثبت
براي تمامي مردم
جهان تبدل گردد،
به جاي آنكه ميلياردها
نفر از آنها را
در بلاتكليفي
باقي گذارد. جهاني
شدن فراگير بايد
بر نيروي توانمند
بازار بنا شود،
ولي نيروي بازار
به تنهايي نميتواند
آن را بدست آورد.
اين امر مستلزم
كوشش دامنهدارتري
است براي ايجاد
آيندهاي مشترك
بر مبناي بشريت
مشتركمان با تمامي
تنوع و گوناگوني
آن.
15- اين امر به نوبه
خود مستلزم آن
است كه دوباره
بينديشيم چگونه
فعاليتها و مصالح
مشترك خود را اداره
كنيم، زيرا بسياري
از چالشهايي كه
امروزه فرا روي
ما قرار دارد خارج
از توانايي بسياري
از كشورها است
كه به تنهايي با
آن مقابله نمايند.
در سطح ملي بايد
بهتر حكومت كنيم
و در سطح بينالمللي
بايد ياد بگيريم
چگونه با يكديگر
بهتر حكومت نماييم.
دولتهاي موثر
براي هر دو وظيفه
ضروري است، و ظرفيت
آنها براي هر دو
نياز بايد تقويت
گردد. ما نيز بايد
نهادهاي بينالمللي
را، كه از طريق
آن دولتها بهتر
ميتوانند حكومت
كنند، با واقعيات
عصر جديد تطبيق
دهيم و نيز بايد
ائتلافهايي از
تغييرات غالباً
با شركايي وراي
حدود و ثغور دستگاه
اداري، تشكيل
دهيم.
16- هيچ تغييري در
نحوه انديشه و
عمل ما نميتواند
حياتيتر از مورد
زير باشد: بايد
مردم را در مركز
هر آنچه انجام
ميدهيم قرار
دهيم. هيچ ندايي
با شكوهتر و هيچ
مسئولتي بزرگتر
از آن نيست كه مردان
و زنان و كودكان
شهرها و روستاهاي
سرتاسر دنيا را
قادر سازيم تا
زندگي خود را بهبود
بخشند. تنها در
هنگامي كه اين
امر اتفاق ميافتد
پي ميبريم كه
جهاني شدن واقعاً
فراگير شده، و
به همگان اجازه
داده در فرصتهاي
آن سهيم باشند.
17- ولي بايد چيزي
بيشتر از صرفاً
صحبت درباره آينده
خود انجام دهيم.
بايد آن را بسازم
و از هم اكنون اجازه
دهيد اجلاس هزاره
با توافق درباره
ديد مشتركمان،
تعهد دولتهاي
عضو نسبت به ملل
متحد خودشان را
مجدداً به نمايش
گذارد. اجازه دهيد
رهبران جهان به
مجرد آن كه به كشورهاي
خود بازگشتند
براساس آن عمل
نمايند وبدان
وسيله تعهد خود
را به اثبات برسانند.
(2) جهاني شدن
و حكومت
18- در سالهاي اوليه
تاسيس ملل متحد،
اتمام كار به موقع
مجمع عمومي با
دقت قابل پيشبيني
بود و جلسه پاياني
آن با آخرين سفر
دريايي كشتي كوين
مري در آن سال تنظيم
ميشد. آشكارا
آن دنيا با جهان
امروز بسيار متفاوت
بود.
19- در حقيقت، زماني
كه سازمان ملل
متحد تاسيس شد،
دوسوم اعضاي فعلي
به عنوان كشور
مستقل وجود نداشتند،
و مردم آن هنوز
تحت حكومت استعماري
زندگي ميكردند.
كل جمعيت كرده
زمين كمتر از 5/2
ميليارد نفر بود،
در حالي كه جمعيت
امروز 6 ميليارد
نفر است. موانع
تجارتي بسيار
بالا، جريان بازرگاني
اندك و كنترل بر
سرمايه شديد بود.
اغلب شركتهاي
بزرگ در داخل كشور
واحدي عمل كرده
و فقط براي بازار
خانگي خود توليد
ميكردند. هزينه
مكالمات تلفني
به آن طرف اقيانسها
براي يك فرد معمولي
باز دارنده و شاق
بود، و استفاده
از آن براي مقاصد
تجارتي به اوضاع
و احوال استثنايي
محدود ميگشت.
ميزان توليد فولاد
به عنوان معيار
ارزشمندي براي
قدرت اقتصاد ملي
تلقي ميشد. اولين
رايانه دنيا بتازگي
ساخته شده بود،
كه اطاق بزرگي
را اشغال ميكرد
و داراي 18000 لوله
الكترونيكي و
نيم ميليون اتصال
بود، و براي هر
وظيفه جديد سيم
كشي آن ميبايست
تغيير ميكرد.
اكولوژي يا بوم
شناسي موضوعي
بود كه در قالب
علم زيستشناسي
مورد مطالعه قرار
ميگرفت و به cyberspace
حتي در داستانهاي
علمي – تخيلي اشارهاي
نشده بود.
20- ميدانيم اوضاع
تا چه اندازه تغيير
كرده است. از سال
1950 صادرات جهان
حتي پس از تطبيق
يافتن با تورم،
ده برابر شده است
و دائماً با سرعتي
بيش از توليد ناخالص
داخلي دنيا رشد
ميكند. سرمايهگذاري
خارجي با آهنگي
سريع تر افزايش
يافته، ميزان
فروش يوسط شركتهاي
چند متيتي از صادرات
جهان تجاوز كرده
و معاملات بين
شعب شركتها بخش
رو به افزايش ي
از تجارت جهاني
را تشكيل ميدهد،
جريان ارز خارجي
تا ميزان 5/1 تريليون
دلار در روز صعود
كرده، در حالي
كه در سال1973 كه نرخ
ثابت ارز خارجي
سقوط كرد رقم فوق
15 ميليارد دلار
بود. يك مورد از
ادغام مخابراتي
فرا مليتي منجر
به ايجاد شركتي
شد كه ارزشس بازاري
آن فراتر از توليد
ناخالص داخلي
تقريباً نيمي
از اعضاي ملل متحد
است. هر چند كه از
لحاظ ارزش، شركت
فوق فقط در مقام
چهارم قرار دارد.
امروز هياتهاي
نمايندگي مجمع
عمومي كه بايد
با فوريت گرد هم
آيند ميتوانند
اقيانوس اطلس
را در كمتر از چهار
ساعت طي كنند،
و اگر بخواهند
ميتوانند در
طول راه از طريق
اينترنت يا مكالمه
تلفني به امور
رسيدگي نمايند.
21- اين است دنياي
جهاني شده – يك زمينه
جديد و ارتباط
نو بين نقش آفرينان
اقتصادي و فعاليتهاي
سرتاسر دنيا. در
نتيجه از بين بردن
روز افزون موانع
تجارت جريان سرمايه،
توام با پيشرفت
اساسي فنآوري
و كاهش دائمي هزينه
حمل و نقل و ارتباطات
و كامپيوتر، جهاني
شدن امكانپذير
شده است. منطق كامل
آن سخت و تغيير
ناپذير و نيروي
محركه آن غير قابل
مقاومت است – منافع
پديده جهاني شدن
را به آساني ميتوان
دريافت: رشد سريعتر
اقتصادي، معيارهاي
بالاي زندگي،
نوآوري شتابان
و انتشار فنآوري
و مهارتهاي مديريت
و فرصتهاي جديد
اقتصادي هم براي
افراد و هم كشورها.
22- پس چرا جهاني
شدن جريان معكوسي
را ايجاد كرده،
كه وقايع مربوط
به اجلاسيه سازمان
تجارت جهاني در
وامبر گذشته در
سياتل (Seattle) آخرين
و پر سر و صداترين
تجليات آن ميباشد؟
23- تعداد اندكي
از افراد، گروهها
و حكومتها با جهاني
شدن به اين صورت
مخالفند. ايشان
با اختلافات و
عدم سنخيت آن اعتراض
دارند. اول اينكه
منافع و فرصتهاي
جهاني شدن در شمار
نسبتاً معدودي
از كشورها متممركز
شده و به طور نابرابري
بين آنها گسترش
يافته است. دوم
آنكه در دهههاي
اخير در بين اقدامات
موفق، به منظور
تدوين قواعد محكم
و قابل اجرا، كه
بسط بازارهاي
جهاني را تسهيل
كند، عدم تعادل
بروز كرده، در
حالي كه اهداف
اجتماعي كه اعتبار
آن به همان اندازه
است، مانند استانداردهاي
كارگري، محيط
زيست، حقوق بشر
يا تقليل فقر مورد
حمايت كمتري قرار
گرفته است.
24- به طور كليتر
بايد گفت كه براي
بسياري از مردم
پديده جهاني شدن
به مفهوم آسيبپذيري
بيشتر در مقابل
نيروهاي نا آشنا
و غير قابل پيشبيني
بوده، كه ميتواند
موجب ناپايداري
اقتصادي و اختلال
اجتماعي، گاهي
با سرعت برقآسا
گردد. بحران مالي
سالهاي 1997 و 1998 در
آسيا يعتي پنجمين
بحران پولي و مالي
جدي بينالمللي
طي فقط دو دهه،
چنين نيرويي بود.
نگراني رو به افزايشي
وجود دارد كه تماميت
فرهنگها و حاكميت
كشورها ممكن است
با خطر مواجه شود.
حتي در قدرتمندترين
كشورها مردم از
خود ميپرسند
چه كسي در راس كارها
قرار دارد، و نگران
شغل خود هستند
و از اين بيم دراند
كه در جريان سريع
جهاني شدن، صدايشان
بگوش كسي نرسد.
25- در وراي اين ابزار
نگرانيهاي گوناگون
يك پيام واحد نهفته
است. يعني جهاني
شدن بايد مفهومي
وسيعتر از صرفاً
ليجاد بازارهاي
بزرگتر داشته
باشد. حوزه اقتصادي
را نميتوان از
بافت پيچيدهتر
زندگي اجتماعي
و ساسي جدا نموده،
و آن را در مسير
خود رها كرد. يك
اقتصاد جهانيبراي
بقا و شكوفا شدن
بايد بنيان محكمتري
در ارزشهاي مشترك
و رويههاي نهادي
داشته و بايد مقاصد
اجتماعي دامنهدار
تر و جامعتر را
به پيش ببرد.
الف – چالش
در سال 1945
26- رهبران جهان
كه در آخرين روزهاي
جنگ دوم جهاني
جهت ايجاد يك نظم
پايدار بينالمللي
گرد هم آمدند،
عقايد فوق را مدنظر
داشتند. آنها خوب
ميدانستند
چگونه در يك دوره
قبل، جهاني شدن
اقتصاد، در هنگامي
كه از بعضي لحاظ
مانند زمان ما
از نقطه نظر اقتصادي
وابسته به يكديگر
بود، پيوسته رو
به ضعف گذارد و
با ضربه ناشي از
سال 1914 كاملاً از
هم پاشيد. آن عصر
جهاني به ساختار
سياسي امپرياليزم
متكي بود، و مردمان
و سرزمينهاي تابعه
را از حق خودمختاري
محروم ميساخت.
27- علاوه بر اين
قدرتهاي عمده
وسائل كافي براي
تعديل سياسي بينالمللي
و تحولات مسالمتآميز
در دست نداشتند.
مثلاً اين قدرتها
جهت تثبيت تعادل
قدرت خود در اروپا
به تجزيه قاره
آفريقا متوسل
شدند. در زمينه
اقتصادي، بهترين
كاري كه ميتوانستند
براي دستيابي
به ثبات مالي بينالمللي
انجام دهند. اين
بود كه سطوح فعاليت
داخلي اقتصادي
را در گرو تغييرات
در تراز پرداختهاي
خارجي خود قرار
دهند، و در هنگام
كسري از سياستهاي
انقباضي و در هنگام
مازاد از سياستهاي
انبساطي استفاده
نمايند. زماني
كه اين آزادي انتخاب
به مردم عادي گسترش
يافت رويه فوق
ديگر قابل نگهداري
و دوام نبود، و
دولتها تديجاً
و در بادي امر از
روي بيميلي،
شروع كردند به
نيازهاي مردم
براي شغل و قيمتهاي
ثابت واكنش نشان
دهند.
28- ولي از بحران
20 ساله بين دو جنگ،
معماران جهان
پس از 1945 درك كردند
كه پشت كردن كشورها
به وابستگي اقتصادي
به يكديگر تا چه
اندازه مهلك و
زيانآور است.
مليگرائي اقتصادي
بيبندوبار و
سياست فقير كردن
همسايگان در دهه
30 تقريباً در تمام
نقاط دنيا ريشه
دوانيد، و در بعضي
كشورها به انتقامجويي
سياسي، توتاليتاريانيزم
(حكومت انحضاري
يك گروه يا حزب)
نظاميگري و در
كشورهاي ديگر
به انزواطلبي
تبديل گشت. از همان
آغاز به جامعه
ملل لطمه وارد
آمد و در مواجهه
با اين نيروها
اميدي برجا نماند.
29- بنابراين اسلاف
ما راه شفافيت
و همكاري را برگزيدند،
و سازمان ملل متحد،
نهادهاي برتونوودز
(Bretton Woods) ، موافقتنامه
عمومي درباره
تعرفه و تجارت
(كه بعداً سازمان
تجارت جهاني نام
گرفت) و سازمانهاي
متعدد ديگر را
تاسيس كردند كه
وظايفشان موثرتر
كردن نظام (اقتصاد
جهاني) بود. بعضي
از كشورها از استعمارزدايي
حمايت كردند،
هرچند مبارزه
براي استقلال
كه سازمان ملل
با افتخار آن را
ترويج كرد، سالها
ادامه داشت و طي
آن شمار زيادي
از مردم جان خود
را از دست دادند.
در كشورهاي صنعتي،
با ايجاد شبكههاي
تاميني اجتماعي
و ارائه كمك تعديلي
براي گروهها و
صنايعي كه در وضع
نامساعد بودند،
حمايت داخلي نسبت
به بازار آزاد
جلب شد. ما هنوزاز
آن ميراث سود ميبريم.
30- ولي نكته بسيار
مهم همين جاست:
در حالي كه نظام
چند جانبه پس از
جنگ زمينه بروز
و شكوفايي جهاني
شدن را فراهم ساخت،
جهاني شدن به نوبه
خود طرحهاي خويش
را تدريجاً قديمي
و غير قابل استفاده
ساخت. به زبان ساده،
نهادهاي پس از
جنگ ما براي يك
دنياي بين ملي
ساخت شده بودند،
در حالي كه ما اكنون
در يك دنياي جهاني
زندگي ميكنيم.
پاسخگويي موثر
به اين تغيير،
چالش نهادي و محوري
رهبران جهان امروز
است. اجلاس هزاره
ميتواند در اين
زمينه ارائه طريق
كند.
ب – چالش امروز
31- تغيير ماهيت
تهديدات نسبت
به صلح و امنيت
كه مردم دنياي
امروز با آن روبرو
هستند نشان ميدهد
تا چه اندازه ما
از يك دنياي صرفاً
بينالمللي نقل
مكان كردهايم.
پيش فرض مواد منشور
آن بود كه تهاجم
خارجي، يعني حمله
يك كشور عليه كشور
ديگر جديترين
تهديد است، ولي
در دهههاي اخير
تعداد خيلي بيشتري
از مردم در جنگهاي
داخلي، پاكسازي
قومي و كشتار دسجمعي
افراد يا نژاد
خاص و با سلاحهائي
كه در بازار جهاني
اسلحه در دسترس
همه است، كشته
شدهاند. فنآوريهاي
كشتار دستجمعي
در دنياي زيرزميني
مبتني بر بازار
غير قانوني جريان
دارد، و تروريزم
بر حكومتهاي با
ثبات سايه افكنده
است. ما هنوز نهادهاي
خود را با اين واقعيات
نو تطبيق ندادهايم.
32- اين امر تا اندازه
زيادي در زمينه
اقتصادي نيز صادق
است. در اين مورد
ترتيبات نهادي
پس از جنگ بر روي
دنيايي بنا شد
كه از اقتصادهاي
ملي جداگانه كه
به معاملات خارجي
در نواحي نزديك
ميپرداخت، تشكيل
شده بود. جهاني
شدن تمامي اين
انتظارات را نقض
ميكند. بنابر
اين شگفتاور
نيست كه رژيم تجارتي
تحت چنين فشاري
است – بنحو فزايندهاي
با موضوعات نسبتاً
داخلي سرو كار
دارد نه موانع
مرزي، همچنين
تعجبآور نيست
كه براي يك معماري
جديد مالي مصرانه
دعوت بعمل آيد.
33- جهاني شدن توانائي
كشورهاي صنعتي
را در مورد كاهش
تاثيرات نامساعد
داخلي ناشي از
باز كردن بيشتر
بازار، محدود
ميكند. كشورهاي
در حال توسعه از
همان آغاز هيچگاه
از اين امتياز
برخوردار نبودند.
در نتيجه مردم
در هر يك از اين
كشورها احساس
ميكنند كه بيدفاع
شدهاند، و در
وضع ناامني بسر
ميبرند.
34- جهاني شدن همچنين
آسيبپذيريهايي
نسبت به تهديدات
قديمي ايجاد ميكند.
شبكههاي جنايي
با استفاده از
پيشرفتهترين
فنآوريها مواد
مخدره، تسليحات،
فلزات و سنگهايي
گرانبها، حتي
انسانها را به
طور غير قانوني
نقل و انتقال ميدهند.
در واقع اين عناصر
جامعه غير مدني
مجموعههاي عظيم
فعاليتهاي غير
قانوني است.
35- بيماري ها در
طول هزاران سال
در تاريخ تحول
ايجاد كرده و تزسط
بازرگانان، مهاجمين
و ناقلين طبيعي
گسترش يافته است.
ولي موج اخير انتقال
و شيوع بيماريها
در سطح جهاني،
مخصوصاً ايدز
با چنان سرعت و
دامنهاي انجام
گرفته كه تنها
ميتوانست در
نتيجه مرزهاي
باز و تحرك بيسابقه
امكانپذير گردد.
36- ابعاد كاملاًً
جديد جهاني شدن
نيز ظاهر شده
است. درحالي كه
طي دهههاي اخير
آلودگي فرامرزي
در دستور كار بينالمللي
قرار داشته، زماني
كه تاثير انباشته
و متراكم صنعتي
شدن روي تغييرات
اقليمي جهاني
درك شد، دنيا وارد
يك زمينه كاملاً
جديدي گرديد ( و
واقعاً در آن محصور
گشت) كه در آن اصلاحات
نهادي متعارف
چندان كارساز
نيستند.
37- انقلاب در ارتباطات
جهاني انتظارات
جديدي را موجب
شده، مبني بر اينكه
رنج انسانها
تخفيف خواهد يافت
و حقوق اساسي مردم
احقاق خواهد شد.
نه دولتها و نه
نهادهاي بينالمللي
هنوز به مفهوم
كامل اين انتظارات
يا چگونگي برخورد
با آنها پي نبردهاند.
38- انقلاب در ارتباطات
به طرق ديگري نيز
احساس ميشود.
اينترنت سريعترين
رشد ابزار ارتباطي
را در تاريخ تمدن
داشته و ممكن است
سريعترين وسيله
اشاعه هرگونه
اطلاعات باشد.
تقارب و همراهي
فناوري اطلاعاتي
و اينترنت و تجارت
الكترونيكي (E-commerce)
ممكن است به اندازه
انقلاب صنعتي
تحول برانگيز
شود، و ممكن است
صحنه اقتصاد جهاني
را همچنان تغيير
دهد و ساختارهاي
سازماني را متحول
سازد. آنها طريقه
انجام كار و طرز
تفكر مردم را دگرگون
و گذر سريع از موانع
موجود بر سر راه
توسعه را امكانپذير
خواهند ساخت،
همانطور كه پيشروان
تاسيس شركتهاي
بازرگاني از بنگلور
(Banglore) گرفته تا گوادالاجارا
(Guadalajara) و سائوپولو(Sao
Poulo) شهادت ميدهند،
و نيز دامنه اين
فرصتها ميتواند
ه نحو وسيعي گسترش
يابد.
39- شايد مهمترين
نكته اين باشد
كه اين فناوريها
ممكن است مردم
را كه تحت شرايط
ديگر و در نتيجه
بعد مسافت، فرهنگ
و طبقهبندي اقتصادي
دچار تفرقه ميشدند،
قادر سازد كه مستقيماً
با يكديگر در ارتباط
قرار گيرند، كه
خود بالقوه تفاهم
بهتري ايجاد ميكند،
مبني براينكه
ما مردمان چه كساني
هستيم. ولي هيچ
كدام از اين امكانات
براي اشخاصي كه
به فنآوري دسترسي
ندارد، موجود
نيست، كه خود يا
به دليل فقدان
زير ساخت يا سرمايه
لازم است، يا بدان
سبب كه محيطهاي
تنظيم كننده مانع
اين كار ميشود.
40- بنابراين چالش
روشن است. ار قرار
است به نويدهاي
جهاني شدن دست
يابيم و در عين
حال آثار سوء آن
را مهار كنيم بايد
ياد بگيريم چگونه
حكومت كنيم و نيز
ياد بگيريم چگونه
با يكديگر بهتر
حكومت نماييم.
بنابر اين نه صرفاً
از لحاظ نمادين
بلكه از نقطه نظر
عملي نيز، اجلاس
هزاره در زمان
بسيار جالبي برگزار
ميشود.
ج- با يكديگر
بهتر حكومت كردن
41- منظور از حكومت
زماني كه به يك
وضع بينالمللي
ميشود چيست؟
اگر مقصود اين
است كه انتقال
از يك دنياي ينالمللي
به يك دنياي يكپارچه
را با موفقيت اداره
كنيم، مشخصات
مطلوب حكومت كدام
است؟
42- به عقيده بعضي
اشخاص اصطلاح
فوق هنوز تصوير
يك دولت جهاني
و يك دستگاه متمركز
ديوان سالار كه
حقوق مردم و دولتها
را لگدمال ميكند
در نظر مجسم ميسازد،
ولي اين امر به
اين اندازه نامطلوب
نيست. امروز دولتهاي
ضعيف يكي از موانع
عمده حكومت موثر،
چه در سطح ملي و
چه در سطح بينالمللي
هستند. از نقطه
نظر مصالح مردم
اين كشورها و بخاطر
اهداف مشتركمان،
ما بايد ظرفيت
اين دولتها را
بالا ببريم تا
بهتر حكومت كنند،
نه آنكه آنها را
باز هم تضعيف نماييم.
علاوه بر اين خود
نظريه تمركز سلسله
مراتب، در دنياي
سياسي بسيار پويا
و شبكهوار، نابهنگام
و بيمورد است،
و بقاياي طرز تفكر
قرن نوزدهم است.
43- به همان دليل،
دولتها بايد درباره
نقش دوگانه خود
در دنياي فراگير
و يكپارچه، آگاهي
بيشتري پيدا كنند.
علاوه بر مسئوليتهاي
جداگانةاي كه
هر دولت در مقابل
جامعه خود دارد،
دولتها به روي
هم حافظ زندگي
مشترك ما در اين
كره ارض هستند،
يعني زندگياي
كه شهروندان كليه
كشورها در آن مشتركند.
عليرغم هيجان
و غوغاي نهادينهاي
كه غالباً با موضوع
جهاني شدن ربط
داده ميشود،
هيچ واحد ديگري
كه بتواند با دولت
رقابت كند يا جانشين
آن شود وجود ندارد.
بنابراين اگر
قرار است جهاني
شدن را با موفقيت
اداره كنيم، پيش
ازهمه چيز دولتها
بايد طبق روشي
كه با نقش دوگانه
آنها سازگار باشد
عمل نمايند.
44- اين امر به نوبه
خود بدان مفهم
است كه ساختارهاي
تصميمگيري كه
از طريق آن حكومت
در سطح بينالمللي
اعمال ميشود
بايد واقعيات
زمان ما را به طور
كلي منعكس نمايد.
شوراي امنيت سازمان
ملل يك مورد روشن
است. تركيب شوراي
امنيت كه بر مبناي
توزيع قدرت و جبههگيري
1945 است، نماينده
كامل تنوع يا نيازهاي
دنياي جامع و فراگير
ما نيست. اين امر
در موراد مهم اقتصادي
نيز صادق است: كليه
كشورها مصرفكنندگان
آثار جهاني شدن
هستند، و كليه
آنها بايد نفوذ
بيشتري در خود
روند داشته باشند.
45- نقش منحصر به
فرد ملل متحد در
عصر جهاني جديد،
از عضويت جهان
شمول و گستره آن،
و نيز از ارزشهاي
مشترك مندرج در
منشور، ناشي ميشود.
وظيفه ما اين است
كه تضمين كنيم
جهاني شدن مناعي
در بر دارد، نه
فقط براي بعضي
بلكه براي همگان،
اينكه صلح و امنيت
دوام مييابد،
نه فقط براي معدودي
بلكه براي تعداد
زيادي؛ اينكه
فرصت وجود دارد
نه صرفاً براي
مردم برخوردار
از امتياز بلكه
براي انسانهاي
همه نقاط دنيا.
مضافاً، لازم
است سازمان ملل
اختلافات بين
كشورها را از حاظ
قدرت، فرهنگ،
وسعت و منافع آنها
رفع كند، و به عنوان
مكاني عمل نمايد
كه در آن اهداف
مشترك بشريت تنظيم
و به پيش برده شود.
بيش از هر وقت،
يك نظم بينالمللي
حقوقي محكم و قوي
همراه با اصول
و رويههاي چند
جاننبگي لازم
است تا قواعد اساسي
يك تمدن جهاني
در حال ظهور را
تعريف كند، كه
در آن جايي براي
تنوع و تكثر غني
موجود در جهان
جهت اظهار نظر
كامل وجود داشته
باشد.
46- حكومت بهتر يعتي
مشاركت بيشتر
توام با جوابگويي.
بنابراين قلمرو
عمومي بينالمللي،
منجمله ملل متحد،
بايد براي نقش
آفرينان بسياري
كه سهمي اساسي
در اداره راه به
سوي جهاني شدن
دارند ضروري است،
بيتشر باز شود.
بسته به موضوعات
در دست اقدام اين
نقش آفرينان مكن
است سازمانهاي
جامعه مدني، بخش
خصوصي، اعضاء
پارلمانها،
مقامات محلي،
انجمنهاي علمي،
نهادهاي آموزشي
و بسياري ديگر
را در برگيرد.
47- شركتهاي جهاني
در اين گستره عظيم
موضع مهمي را اشغال
ميكنند. آنها
بيش از همه يك فضاي
واحد اقتصادي
كه ما در آن زندگي
ميكنيم را ايجاد
كردهاند، تصميماتشان
حاوي مضامين و
تاثيراتي براي
امكانات اقتصادي
مردم حتي ملتهاي
سراسر جهان ميباشد.
حقوق آنها براي
انجام عمليات
جهاني، در نتيجه
موافقتنامههاي
بينالمللي و
سياستهاي ملي
به ميزان فراواني
بسط يافته، ولي
اين حقوق بايد
توام با مستوليت
بيشتر باشد، يعني
با نظريه و رويه
شهروندي جهاني.
نشانههاي شهروني
خوب ممكن است به
اوضاع و احوال
بستگي داشته باشد،
ولي نشان دهنده
يك جنبه مشترك
است: يعني تمايل
شركتها، در هرجا
كه ممكن و مناسب
باشد، براي تعقيب
رويههاي خوب
بر طبق تعريف جامعه
و گستردهتر،
در عوض بهرهگيري
از نظامهاي مقرراتي
ضعيف يا مواضع
نابرابر كشورهاي
ميزبان.
48- مفهوم جهان بيش
از پيش يكپارچه
همچنين نيازمند
درجات جديدي از
سياستهاي مرتبط
و وابسته به هم
است ضمن اينكه
شكافها و فواصل
بايد پر شود. لازم
است ساختار مالي
بينالمللي و
نيز رژيم تجارت
چند جانبه تقويت
شود. بايد بين سياستهاي
اقتصاد كلان،
بازرگاني، كمك
مالي و زيست محيطي
سازگاري بيشتري
حاصل گردد تا تمامي
آنها هدف مشترك
ما مبني بر بسط
منافع جهاني شدن
را مورد پشتيباني
قرار دهند. جلوگيري
از مخاصمات، ايجاد
صلح بعد از نزاع،
كمكهاي بشردوستانه
و سياستهاي توسعه
بايد به نحو موثرتري
در يكديگر ادغام
شوند. به طور خلاصه
بايد گفت كه با
قطعات ناقص و ناسازگار
خط مشي، بينهايت
مشكل است بتوان
انتقال به سوي
دنياي فراگير
و يكپارچه را به
نحو موفقيتآميزي
هدايت كرد.
49- ترتيبات نهادي
رسمي ممكن است
غالباً فاقد دامنه،
سرعت و ظرفيت اطلاعاتي
باشند كه بتوانند
همگام با دستور
كار جهاني كه سريعاً
در حال تغيير است
پيش روند. بنابراين
تجهيز مهارتها
و منابع نقشافرينان
متنوع جهاني،
ممكن است به نحو
فزايندهاي مستلزم
ايجاد شبكههاي
جهاني موقتي و
غير مستحكم خط
مشي باشد كه از
حدود ملي، نهادي
و نظاماتي انضباطي
فراتر رود. ملل
متحد در موقعيت
مناسبي است كه
ميتواند اين
قبيل ائتلافات
براي تغيير غير
رسمي را در حوزههاي
مسئوليت ما پرورش
دهد. بسياري از
شبكهها ميتوانند
مجازي باشند كه
بدين وسيله ميتواند
بر محدوديتهاي
معمولي كه توسط
بعد مسافت و زمان
تحميل ميشود
فائق آيد. نقش اساسي
كه ساختارهاي
رسمي حكومت همچنان
بايد ايفا كنند
معياري و اصولي
است، يعني تعريف
اهداف، تدوين
معيارها و نظارت
بر رعايت آن.
50- از نقطه نظر ملل
متحد، موفقيت
در رويارويي با
چالشهاي جهاني
شدن در نهايت به
معناي رفع نيازهاي
مردم است. منشور
به نام آنها نوشته
شده، و تحقق آرزوهايشان
همچنان ديد و آرمان
براي قرن بيست
و يكم است.
د – نگرانيهاي
مردم
51- ولي ما مردم چه
كساني هستيم؟
نگرانيهاي ما
چيست؟
52- بگذاريد براي
لحظهاي تصور
كنيم كه دنيا وافعاً
يك ((دهكده جهاني))
است، و كنايهاي
كه غالباً براي
نمايش وارستگي
عمومي به يكديگر
به كار ميرود
را جدي بگيريم.
تصور كنيد كه اين
دهكده 1000 نفر سكنه
با كليه مشخصات
نژاد انساني امروزه
كه دقيقاً به همان
نسبت توزيع شده
دارد. اين دنيا
به چه شكل خواهد
بود؟ به نظر ما
چالشهاي عمده
آن كدام است؟
53- 150 نفر از ساكنين
در ناحي ثروتمندنشين
دهكده و 780 نفر در
محلههاي فقيرتر
زندگي ميكنند
حدود 70 نفر در ناحيهاي
به سر ميبرند
كه در حال انتقال
است. درآمد متوسط
هر نفر 6000 دلار در
سال است و تعداد
خانوادههاي
با درآمد متوسط
بيشتر از گذشته
است. ولي 200 نفر 86 درصد
از كل ثروت را در
اختيار دارند،
در حالي كه نيمي
از روستانشينان
با مبلغي كمتر
از دو دلار در روز
به سختي امرار
معاش ميكنند.
54- تعداد مردان
اندكي بيشتر از
زنان است، ولي
زنان اكثريت افرادي
را تشكيل ميدهند
كه در فقر بسر ميبرند.
ميزان باسوادي
بزرگترها روبه
افزايش است. با
اين حال حدود220
نفر از روستاييان
( كه دو سوم آنها
زن هستند) بيسوادند.
سه چهارم از 390 نفر
كمتر از 20 ساله،
در نواحي فقيرنشين
زندگي ميكنند
و بسياري از آنها
دنبال كار ميروند
كه وجود ندارد.
كمتر از 600 نفر صاحب
كامپيوتر و فقط
24 نفر به اينترنت
دسترسي دارند.
بيش از نيمي از
مردم هرگز خود
تلفن نكرده يا
تلفني دريافت
نداشتهاند.
55 – اميد به زندگي
در ناحيه ثروتمند
نشين حدود 78 سال،
در نواحي فقيرنشين
64 و در فقيرترين
ناحيه فقط 52 سال
است. هر كدام نسبت
به نسل قبل بهبودي
يافته، ولي چرا
فقرا تا اين حد
عقبماندهاند؟
علت اين وضع آن
است كه در ناحيه
آنها بيماريهاي
واگير و سوء تغذيه
خيلي بوده، و علاوه
بر اين به آب سالم،
بهداشت، مراقبت
بهداشتي، مسكن
كافي، تعليم و
تربيت و اشتغال
دسترسي ندارند.
56 – هيچ راه قابل
پيشبيني براي
حفظ صلح در دهكده
وجود ندارد. بعضي
از نواحي نسبتاً
امن بوده در حالي
كه نواحي ديگر
داراي خشونت سازمان
يافته است. در سالهاي
اخير دهكده دچار
فزايندهاي از
بلاياي مربوط
به آب و هوا شده،
منجمله طوفانهاي
غير منتظره و شديد
و نوسانهاي ناگهاني
از سيل به خشكسالي،
در حالي كه درجه
حرارت متوسط به
نحو محسوسي بالا
رفته است. شواهد
و مدارك روزافزوني
نشان ميدهد كه
بين اين دو روند
رابطهاي وجود
دارد، و اينكه
گرمي با نوع مقدار
سوخت كه مردم و
بنگاههاي تجارتي
مصرف ميكنند
ارتباط دارد. گازهاي
متصاعد شده كربني
كه علت عمده گرم
شدن است طي 50 سال
اخير چهار برابر
شده است. ميزان
آب دهكده شديداً
در حال نزول است،
و به علت فرسايش
خاك در نواحي اطراف
و مجاور وسيله
امرار معاش يك
ششم ساكنين به
خطر افتاده است.
57 – چند نفر بين ما
به اين فكر نيفتاده
كه تا چه مدت اين
دهكده ميتواند
به اين وضع ادامه
دهد بدون آنكه
اقدامي به عمل
آورده و اطمينان
حاصل كند كه كليه
ساكنين آن ميتوانند
بدون ترس از گرسنگي،
فارغ از خشونت،
آشاميدن آب سالم،
تنفس در هواي پاك
و اطلاع از اينكه
كودكانشان شانس
واقعي در زندگي
خواهند داشت،
زندگي كنند؟
58 – اين سوالي است
كه ما بايد در دنياي
شش ميليارد نفري
خود با آن روبرو
شويم. در حقيقت
، سوالاتي از اين
قبيل توسط شركت
كنندگان جامعه
مدني در جلساتي
كه توسط كميسيونهاي
منطقهاي سازمان
ملل متحد براي
تهيه مقدمات اجلاس
هزاره، در آديسآبابا،
بيروت، ژنو، توكيو
و سانتياگو برگزار
گرديد، مطرح شد.
59 – پاييز گذشته
طي بزرگترين برسي
عقايد عمومي كه
تا به حال انجام
گرفته، يعني از
57000 بزرگسال در 60 كشور،
گسترده در تمام
شش قاره، احساست
مشابهي ابراز
شد (به قاب اول نگاه
كنيد )
60 – نكته جالب آنكه،
محوريت و اهميت
حقوق بشر در انتظارات
مردم از نقش آينده
سازمان ملل متحد،
هم در جلسات و هم
در برسي مورد تاكيد
قرار گرفت. اظهار
نظر مبني بر اين
بود كه شيوه فعلي
عملكردمخصوصاً
توسط دولتها رضايتبخش
نيست.61 – پاسخ دهندگان
در بررسي هزاره
نظرات قاطعي درباره
محيط زيست ابراز
داشتند. حدود دوسوم
آنان در سطح جهان
گفتند كه دولتهايشان
اقدام كافي جهت
حفظ محيط زيست
به عمل نياوردهاند.
فقط در 5 كشور از
660 كشور بود كه اكثريت
مردم از اقدامات
دولت در اين زمينه
ابراز رضايت كردند.
مردم در كشورهاي
در حال توسعه بيش
از همه انتقاد
ميكردند.
62 – هم جلسات و هم
بررسي يك ارزيابي
كلي به سازمان
ملل متحد داد. در
نمونه برداري
از افكار عمومي،
دولتها با مقايسه
با ملل متحد حتي
نمره كمتري گرفتند.
در اغلب كشورها،
اكثريت مردم اظهار
داشتند كه انتخابات
آنها آزاد و عادلانه
بوده، ولي دوسوم
پاسخ دهندگان
احساس ميكردند
كه با اين حال كشورشان
با اراده مردم
اداره نميشود.
بسياري از شهروندان
حتي قديميترين
دموكراسيها
ابراز عدم رضايت
عميق ميكردند.
63 – اشتباه نكنيم.
اجازه دهيد اشتباه
رخ ندهد. ما موارد
موفقيت آميز را
نيز بيان ميكنيم
و روندهاي مثبت
را گزارش ميدهيم،
و من به هر دو جنبه
طي اين گزارش خواهم
پرداخت.
براي مثال كنفرانسهاي
جهاني سازمان
ملل طي دهه 90 بنيان
محكمي از اهداف
و برنامههاي
اقدام بنا نهاد-
در موارد محيط
زيست و توسعه،
حقوق بشر، زنان،
كودكان، توسعه
اجتماعي، جمعيت،
اسكان بشر، و امنيت
غذايي در سطح ملي،
تجديد ساختار
اقتصادي و اصلاحات
سياسي بيش از همه
زمانها رايج
شده است.
64 – ولي مردم دنيا
به ما ميگويندكه
با توجه به ميزان
چالشهايي كه رو
در روي ما قرار
داردموفقيتهاي
گذشته ما كافي
نبوده است. بايد
بيشتر و بهتر كار
كنيم.
65 – چالشهايي را
كه ذيلاً مورد
تاكيد قرار ميدهم
تمام قضيه نيست.
من به مواردي كه
از لحاظ كاربردي
( استراتژي ) اولويت
دارد توجه كردهام،
مواردي كه به عقيده
من در آن ميتوانيم
و بايد تفاوت واقعي
ايجاد كنيم تا
به مردم كمك شود
زندگي خود را بهتر
اداره كنند. چالشها
در سه رده كلي متمركز
شده است. دو فقره
از اين چالشها
اهداف بنيادين
ملل متحد است كه
هنوز بدان دست
نيافتهايم: آسودگي
خيال در مورد فراهم
بودن نيازها و
آسودگي خيال از
برقراري امنيت.
موقعي كه منشور
نوشته شد، هيچكس
تصور نميكردكه
سومين چالش يعني
گذاردن يك آينده
پايدار زيستمحيطي
در اختيار نسلهاي
بعدي، به عنوان
ترسناكترين
چالش تلقي خواهد
كرد.
قاب اول
صداي مردم: بزرگترين
افكار عمومي دنيا
در سال 1999 ، گالوپ
اينترنشنال يك
بررسي هزاره از
57000 بزرگسال در 60 گشور
را تقبل كرد و به
انجام رساند.
آنچه در زندگي
بيشترين اهميت
را دارد.
مردم در تمام نقاط
دنيا براي سلامتي
و زندگي سعادتمندانه
خانوادگي بيش
از چيزهاي ديگر
ارزش قائل شدند.
در مواردي كه فعاليت
اقتصادي ضعيف
بود روي شغل تاكيد
كردند.
در مواردي كه مخاصمات
اتفاق افتاده
بود، مردم تمايل
شديد نشان ميدادند
كه بدون جنگ زندگي
كنند. در موارد
شيوع فساد، مردم
آن را محكوم ميكردند.
حقوق بشر
پاسخ دهندگان
از ميزان احترام
نسبت به حقوق بشر،
به طور وسيع اظهار
عدم رضايت ميكردند.
در يك منطقه كمتر
از يك نفر از ده
شهروند اعتقاد
داشتند كه به حقوق
بشر كاملاً احترام
گذاشته ميشود،
در حالي كه يك سوم
از آنها معتقد
بودند كه اصلاً
رعايت نميشود.
تبعيض توسط يك
نژاد و جنس از جمله
نگرانيهاي عمومي
بود.
محيط زيست
دو سوم از كل پاسخدهندگان
اظهار داشتند
كه ميزان اقدام
دولتشان براي
اصلاح مسائل زيستمحيطي
بسيار اندك بوده
است.
پاسخ دهندگان
كشورهاي روبه
رشد از جمله اشخاصي
بودند كه بيش از
ديگران از اقدام
دولت خود در اين
زمينه انتقاد
ميكردند.
سازمان ملل متحد
از بررسي چنين
بر ميآيد كه به
عقيده اغلب مردم
سرتاسر دنيا،
حمايت از حقوق
بشر مهمترين وظيفه
ملل متحد است. هر
چه پاسخدهندگان
جوانتر بودند
اهميتي كه براي
اين هدف قائل ميشدند
بيشتر بود.
حفظ صلح توسط سازمان
ملل متحد و تامين
كمك بشردوستانه
نيز مورد تاكيد
قرار گرفت.
رويهمرفته، كمتر
از نيمي از مصاحبه
شوندگان عقيده
داشتند كه طرز
عمل ملل متحد رضايتبخش
است، ولي اكثريت
جوانان نظر مساعد
ابراز ميداشتند.
دموكراسي
در اغلب كشورها
اكثريت مردم اظهار
ميداشتند كه
انتخاناتشان
آزاد و عادلانه
بوده است.
با وجود اين دو
سوم كليه پاسخدهندگان
ابراز عقيده كردند
كه كشورشان با
اراده مردم اداره
نميشود. اين عقيده
حتي در قديميترين
دموكراسيهاي
جهان نيز ابراز
ميشد.
(3) آسودگي
خيال در مورد فراهم
بودن نيازها
66- طي نيم قرن گذشته
دنيا به منافع
بيسابقه اقتصادي
دست يافته است،
كشورهايي كه فقط
يك نسل پيش براي
مبارزه با توسعه
نيافتگي تلاش
ميكردند اكنون
به مراكز نيرومند
پر سر و صداي فعاليت
اقتصاد جهاني
و رفاه داخلي تبديل
شدهاند. فقط طي
دو دهه، 15 كشور
كه مجموع جمعيتشان
از 6/1 ميليارد نفر
تجاوز ميكند،
نسبت شهروندان
خود را در فقر مفرط
زندگي ميكنند
را به نصف كاهش
دادند. آسيا از
بحران مالي سالهاي
1997 و 1998 به نحو شگفتانگيزي
رهايي يافته و
بدين ترتيب قدرت
دوام اقتصاد خود
را نشان داده است،
هر چند كه بينوايان
آسيا هنوز آنچه
كه از دست دادهاند
باز پس نگرفتهاند.
67- از جمله موارد
موفق توسعه انساني
از دهه 60 تاكنون
ميتوان به نكات
زير اشاره كرد:
افزايش اميد به
زندگي (طول عمر)
در كشورهاي رو
به رشد از 46 به 64 سال،
نصف شدن ميزان
مرگ و مير كودكان؛
افزايش تعداد
كودگاني كه در
دبستانها ثبت
نام كردهاند
به ميزان 80 درصد؛
دو برابر شدن ميزان
دسترسي به آب آشاميدني
و خدمات بهداشتي
اساسي.
68- در حالي كه تعداد
بيشتري از ما از
سطح زندگي بهتري
نسبت به گذشته
برخورداريم،
بسياري از مردم
هنوز در فقر شديد
باقي ماندهاند.
نيمي از جمعيت
دنيا هنوز مجبورند
با مبلغي كمتر
از دو دلار در روز
بسر برند. تقريباً
2/1 ميليارد نفر
(500 ميليون در جنوب
آسيا و 300 ميليون
در آفريقا) با كمتر
از يك دلار درآمد
در روز دست و پنجه
نرم ميكنند (رجوع
كنيد به نمودار
1؛ براي ساير موارد
مربوط به فقر رجوع
كنيد به نمودار2)،
مردمي كه در آفريقا،
جنوب صحرا زندگي
ميكنند به همان
اندازه 20 سال پيش
فقيرند. اين چنين
محروميت، بينوايي،
ياس، فقدان آزادي
اساسي را به دنبال
دارد كه به نوبه
خود به فقر تداوم
ميبخشد. از كل
جمعيت كارگري
3ميليارد نفري
دنيا 140 ميليون
نفر كاملاً بيكارند
و يك چهارم تا يك
سوم بطور پاره
وقت و يا با دستمزدي
كمتر از آنچه كه
استحقاق دارند
كار ميكنند.
69- ادامه نابرابري
درآمد طي دهه گذشته
نيز ناراحت كننده
است. در سطح جهان
يكي ميليارد نفري
كه در كشورهاي
توسعه يافته زندگي
ميكنند 60 درصد
از درآمد دنيا
را بدست ميآورند،
در حالي كه 5/3 ميليارد
نفر در كشورهاي
كم درآمد كمتر
از 20 درصد كسب ميكنند.
بعضي كشورها نابرابري
فزاينده داخلي
را تجربه كردهاند،
منجمله كشورهايي
كه در حال انتقال
از كمونيزم هستند.
در دنياي در حال
توسعه، شكاف و
تفاوت درآمد در
آمريكاي لاتين
محسوستر از ساير
نقاط، و بعد از
آن جنوب صحرا در
آفريقا است.
70- فقر مفرط اهانت
به كل بشريت است
كه مسائل ديگر
را نيز وخيمتر
ميكند. مثلاً كشورهاي
فقير (بخصوص كشورهائي
كه بين جوامع قومي
و مذهبي آن نابرابري
حاد وجود دارد)،
احتمالاً بيشتر
از كشورهاي غني
درگير مخاصمات
ميشوند. اغلب
اين جنگها داخلي
هستند، ولي تقريباً
هميشه مسائلي
براي همسايگان
ايجاد ميكنند،
يا اعطاي كمكهاي
بشر دوستانه را
الزامي مينمايند.
71- علاوه بر اين
كشورهاي فقير
غالباً ظرفيت
و منابع براي اجراي
سياستهايي كه
از لحاظ زيست محيطي
صحيح باشد را ندارند.
اين امر تاثير
منفي در حفظ و پايداري
وضع نامطلوب معيشتي
آنها داشته و آثار
فقر آنها را تشديد
مينمايد.
72- اگر مساعي خود
را مضاعف و هم آهنگ
نكنيم، فقر و نابرابري
باز هم وخيمتر
خواهد شد. جمعيت
جهان اخيراً به
مرز 6 ميليارد نفر
رسيد و يك ميليارد
آخر فقط طي 12 سال
افزايش يافت. كه
كوتاهترين مدت
در طول تاريخ بوده
است. انتظار ميرود
تا سال 2025، تعداد
2 ميليارد نفر ديگر
هم افزايش يابد،
كه تقريباً تمامي
آن در كشورهاي
رو به رشد، و اكثراً
در فقيرترين كشورها
خواهد بود. ، بايد
از هم اكنون اقدام
كنيم.
پيشبيني
جمعيت جهان 2050 – 1950
(ميليارد نفر)
73- من از جامعه بينالمللي
در بالاترين سطح
دعوت ميكنم (روساي
دولتها و حكومتها
در اجلاس هزاره)
كه سياستي را تصويب
كنند كه در نتيجه
آن تا سال 2015 نسبت
مردمي كه در فقر
مفرط زندگي ميكنند
نصف شود و بدين
ترتيب بيش از يك
ميليارد نفر را
از آن وضع نجات
دهند. همچنين تاكيد
ميكنم كه براي
رسيدن به اين هدف
تا قبل از آن تاريخ
در تمامي مناطق
و كشورها از هيچگونه
كوششي دريغ بهعمل
نيايد.
74- تاريخ درباره
رهبران سياسي
كشورهاي رو به
رشد بر مبناي آنچه
جهت از بين بردن
فقر مفرط مردم
خود انجام دادهاند
قضاوت خواهد كرد
– يعني براساس اينكه
به مردم خود امكان
دادهاند تا سوار
قطار اقتصاد جهاني
متحول كننده شوند،
و اطمينان حاصل
كنند كه همگي،
اگر صندلي راحتي
ندارند، لااقل
جاي ايستادن داشته
باشند. به همان
ترتيب تاريخ درباره
بقيه، بر مبناي
آنچه جهت كمك به
مردم فقير دنيا
انجام دادهايم
تا به طور منظم
سوار آن قطار شوند،
قضاوت خواهند
كرد.
75- درباره آنچه
بايد انجامپذيرد
تا به اين هدف عالي
برسيم اتفاق فزايندهاي
وجود دارد. ميتوان
به اين هدف رسيد.
ميل دارم توجه
اجلاس را به موارد
خاص جلب كنم.
الف- دستيابي
به رشد پايدار
76- تنها اميد ما
براي كاهش فقر
به ميزان معنادار
اين است كه به افزايش
درآمد پايدار
و جامع دست يابيم.
جنوب آسيا، و از
آن بيشتر جنوب
صحرا در آفريقا
ميبايست بهره
قابل توجهي بدست
آورند.
77- آخرين ارقام
مربوط به فقر نشان
دهنده اين چالش
است، و حاكي از
اين وضع است كه
تعداد كل مردمي
كه با يك دلار در
روز امرار معاش
ميكنند كاهش
يافته است. يكي
بررسي دقيقتر
آشكار ميسازد
كه اين امر تقريباً
به طور كامل ناشي
از يشرفت در شرق
آسيا مخصوصاً
چين است، جايي
كه تقليل فقر با
ميزان بالاي رشد
رابطه نزديك دارد.
در واقع مطالعات
اخير يك رابطه
تقريباً كامل
بين رشد و كاهش
فقر در كشورهاي
فقير را نشان ميدهد،
مبني بر اينكه
افزايش يك درصدي
در توليد ناخالص
داخلي موجب افزايش
مشابهي در درآمد
20 درصد از فقيرترين
افراد جمعيت ميگردد.
فقط در جوامع با
حادترين نابرابريها
رشدب ه فقرا سودي
نميرساند.
78- بنابر اين بعضي
از اجزاء مهم موفقيت
چيست،
79- يكي از اجزاء،
دسترسي فزاينده
به فرصتهاي جهاني
شدن است. كشورهايي
كه به رشد بالاست
يافتهاند آنهايي
هستند كه در ادغام
و يكپارچگي در
اقتصاد جهاني
و جلب سرمايهگذاري
خارجي موفق بودهاند.
طي 25 سال گذشته
رشد سالانه آسيا
و آمريكاي لاتين
به ترتيب 7 و 5 درصد
بوده است. كشورهايي
كه از جهاني شدن
كنار ماندهاند
بدترين وضع را
داشتهاند، و
مشتمل بر قسمتهاي
عظيمي از جنوب
صحرا در آفريقا
هستند.
80- بعضي اشخاص از
آن بيم دارند كه
جهاني شدن نابرابري
را تشديد كند. رابطه
بين اين دو پيچيده
است. بجز اقتصادهاي
در حال انتقال،
افزايش اخير در
اختلافات درآمد
تا اندازه زيادي
ناشي از تحولات
در فنآوري بوده،
كه بيشتر به نفع
كارگران ماهر
است. همانطور كه
بر منابع اقتصادي
ناشي از آموزش
و مهارت افزوده
ميشود، نابرابري
درآمد اشخاصي
كه بدان دست يافته
و آنهايي كه بدان
دست نيافتهاند
افزايش مييابد.
اين وضع هم در داخل
كشورها و هم بين
آنها صادق است.
جهاني شدن ممكن
است اين اختلافات
را تشديد كند ولي
موجب بروز آنها
نميشود. رقابت
بيتشر جهاني نيز
ممكن است كسب درآمد
در كشورهايي كه
دستمزد آنان نسبتاً
بالاست را محدود
سازد، ولي تا اين
تاريخ اين اثر
عمدتاً در كشورهاي
صنعتي احساس شده
است.
81- يك منبع عمده
ديگر نابرابري
در درآمد در داخل
كشورها، تبعيض
در دستمزد حقوق
مالكيت و دسترسي
به تعليم و تربيت
بين مردان و زنان
است. در اين مورد
جهاني شدن ممكن
است آثار مثبتي
داشته باشد.
82- در كشورهاي در
حال توسعه، نيروي
كارگري شاغل در
توليد جهاني،
نوعاً شامل تعداد
زيادي زن است،
خواه در نساجي،
الكترونيك، دادهپردازي
يا توليد قطعات
رايانهها. در
بسيار از موارد
اين زنان تحت شرايط
و براي دستمزد
وحشتناكي كار
ميكنند كه ما
بايد بكوشيم در
آن بهبودي بخشيم.
ولي صرف اشتغال
آنها منافع مهمي
در بردارد.
83- اين فرصتهاي
جديد شغلي به زنان
امكان ميدهد
دامنه حق انتخاب
موجود را بسط دهند،
مثلاً ميتوانند
ازدواج را به تاخير
بيندازند، و در
نتيجه نرخ باروري
غالباً كاهش مييابد.
آنها و فرزندانشان
به تغذيه و مراقبت
پزشكي و تعليم
و تربيت بيشتر
و بهتر دسترسي
پيدا ميكنند.
به موازات افزايش
نرخ بقا و ادامه
زندگي كودكانشان،
نرخ باروري باز
هم كاهش خواهد
يافت. افزايش در
نرخ اشتغال و درآمد
زنان نيز ممكن
است به تغييراتي
در ارزش اجتماعي
دختران منجر گردد،
بدين معني كه والدين
و جامه به طور كلي
تمايل بيشتري
پيدا ميكنند
كه دسترسي و امكانات
بيشتري جهت تعليم
و تربيت، مراقبت
پزشكي و تغذيه
براي دختران فراهم
آورند.
84 – اكنون اين امر
به نحو وسيعي پذيرفته
شده كه موفقيت
اقتصادي تا اندازه
زيادي به كيفيت
حكومت يك كشور
نستگي دارد. جكومت
مطلوب شانمل اجراي
قانون نهادهاي
موثر دولتي، شفافيت
و جوابگويي در
اداره امور عمومي،
احترام نسبت به
حقوق بشر و مشاركت
كليه شهروندان
در تصميمات موثر
در زندگي آنان
است. با وجودي كه
در مناسبترين
شدوه انجام اين
امور ممكن است
بحثهايي وجود
داشته باشد، ولي
در اهميت اين اصول
اختلاف نظري وجود
ندارد.
85 – هزينههاي عمومي
و سيستم مالياتي
عادلانه و شفاف
جزء كليدي ديگر
است. در آمد كشور
بايد عاقلانه
به مصرف برسد تا
به فقرا كمك كرده
و سرمايهگذاري
صحيح در زيربناي
فيزيكي و اجتماعي
براي همگان به
عمل آيد. در مقابل
مقررات شديد و
سخت مانع از عمليات
اقتصادي شده و
رشد را كند ميسازد.
86 – رويههاي بخصوصي
با مفهوم مشخص
وجود ندارد كه
موجب استقرار
يك حكومت مطلوب،
شوند. اگر در يك
كشوري كه از لحاظ
منابع غني است
و در يك منطقه فقير
جهان واقع شده،
ديكتاتورهاي
نظامي يكي پس از
ديگري سر كار آيند،
و مثلاً تا مبلغ
27 ميليارد دلار
از وجوه عمومي
را منحرف سازند،
به عمليات اقتصادي
و فقرا به يك اندازه
لطمه وارد خواهد
آمد. مسئولين اين
قبيل سوء استفادهها
و بانكهاي بينالمللي
كه در اثر اين بحران
حريصانه وجوه
خود را به مناطق
امن منتقل ميكنند
بايد جوابگو باشند.
87- - انواع ديگر فساد
كه به صورت نهادينه
درآمده خيلي
كمتر افراطي بوده،
ولي ممكن است انگيزههاي
اقتصادي را منحرف،
رشد اقتصادي را
محدود و به حمايت
كمتري از فقرا
منجر شود.
88– مخاصمات مسلحانه
بيش از هر چيز ديگري
براي نيل به اهداف
دستيابي به رشد
و مبارزه با فقرزيانبار
است. اين بايد براي
همه ما به نحوي
غير قابل توصيف
دردناك باشد كه
ببينيم جنگي بين
دو كشور از فقيرترين
كشورهاي آفريقا
مدت سه سال ادامه
دارد، و در نتيجه
آن 55000 نفر جان خود
را از دست دادهاند
و قحطي 8 ميليون
نفر از ساكنين
يكي از اين كشورها
را تهديد ميكند.
منازعات داخلي
در ساير نقاط آفريقا
حتي مدت طولانيتري
ادامه داشته و
جان و وسيله امرار
معاش ميليونها
آفريقايي را نابود
كرده است.
89 – رشد پايدار و
دامنه دار نيز
مستلزم سرمايهگزاري
در بهداشت و آموزش
و ساير سياستهاي
اجتماعي است. همايشهاي
سازمان ملل در
دهه 90 به طور مفصل
به اين موضوعات
پرداخت من توصيه
ميكنم هم در بهداشت
و هم در آموزش ابتكاراتي
در نظر گرفته شود.
90 – مردم تحصيلكرده
و سالمتر قدرت
آنرا دارند كه
انتخاب بهتري
به عمل آورده و
كاملتر زندگي
كنندو اين امر
آنها را مولدتر
و اقتصادشان را
رقابتيتر مينمايد.
همچنين كليه شواهد
حاكي از آن است
كه تعميم و تسري
فرصتهايي برابر
به زنان و دختران
آثار متعددي بر
تمامي خانوادهها
و حتي جوامع دارد.
به عنوان مكملي
بر برنامههاي
اجتماعي جهان
شمول، ناهار
در مدارس و ساير
ابتكارات هدفمند
براي فقيران داراي
مقاصد اقتصادي
و اجتماعي است.
91 – بلاخره اينكه
سطوح و انواع مناسب
حمايت از ناحيه
جامعه جهاني ( خصوصي
و عمومي ) براي<![endif]>دستيابي
به اهداف توسعه
لازم است . من به
اين بعد چالش بطور
جداگانهاي خواهم
پرداخت.
92 – بطور خلاصه،
تجربه بعضي از
واقعيات اساسي
را مورد تاييد
قرار ميدهد: براي
تقليل فقر و نابرابري
درآمد، رشد شرط
لازم است ولي كافي
نيست. مطمئنترين
راه نيل به رشد
اين است كه ما به
نحو موفقيتآميزي
به اقتصاد جهاني
دست يابيم. ولي
اين امر بايد همراه
با سياستهاي اجتماعي
موثر باشد: پيشرفت
در تعليم و تربيت
همگان، بهداشت
براي همه و برابري
بين مرد و زن. موفقيت
به بنيان محكم
حكومت بستگي دارد،
و نيز مستلزم حمايت
خارجي است.
ب – ايجاد
فرصت براي جوانان
93 – امروزه بيش از
يك ميليارد نفر
بين سنين 15 تا 24 سالگي
هستند، و در واقع
سن حدود 40 درصد
از جمعيت دنيا
كمتر از 20 سال است.
بسياري از اين
جوانان تاكنون
خود بچه دارند
يا در شرف بچهدار
شدن هستند. اكثر
جهش حاصله از افزايش
نسل جوان ( حدود
98 درصد ) در جهان
درحال توسعه رخ
خواهد داد.
94 – مسائل جمعيتي
سرنوشت نيست،
بلكه چالشي دشوار
است، نه صرفاً
به خاطر تعداد
مردم بلكه بيشتر
به علت فقر و محروميتي
كه در آن زندگي
ميكنند، مگر
اينكه ما از هماكنون
اقدام قاطعي به
عمل آوريم. اگر
من يك آرزو براي
هزاره جديد داشته
باشم، اين است
كه اين چالش را
به عنوان فرصتي
براي همه تلقي
كنيم، و نه يك بخت
آزمايي كه در آن
اكثراً بازندهايم.
95 – جوانان منبع
خلاقيت، انرژي،
ابتكار، پويايي
و تجديد اجتماعي
هستند، زود فرا
ميگيرند و خود
را سريعاً تطبيق
ميدهند. اگر به
آنها امكان رفتن
به مدرسه و كاريابي
داده شود، خواهند
توانست سهم عظيمي
در توسعه اقتصادي
و رشد اجتماعي
ايفا نمايند.
96 – اگر در دادن اين
فرصتها به آنها
كوتاهي كنيم،
در بهترين حالت
در اتلاف نابخشودني
امكانات انساني
شريك خواهيم بود،
و در بدترين حالت
در ايجاد نابسامانيهاي
جوانان بدون اميد
سهيم خواهيم شد
كه عبارتند از
: از دست دادن روحيه
و يك زندگي اجتماعي
كه از لحاظ اجتماعي
غير مولد، بلقوه
مخرب ميباشد و
نيز خود افراد،
جوامع آنها و حتي
دموكراسيهاي
شكننده.
تعليم و تربيت
97- تعليم و تربيت
كليه اقتصاد جديد
جهاني است، از
دبستان گرفته
تا آموزش در طول
عمر، تعليم و تربيت
در توسعه، پيشرفت
اجتماعي و آزادي
انساني نقش محوري
ايفا ميكند.
98- طي نيم قرن گذشته
سطوح آموزشي در
كشورهاي در حال
توسعه به نحو چشمگيري
بالا رفته است.
در واقع كاهش سريع
فقر در شرق آسيا
تا اندازه زيادي
مرهون سرمايهگذاري
در تعليم و تربيت
است. ولي هنوز راه
درازي در پيش داريم.
در حالي كه اكثريت
كودگان جهان در
مدرسه تحصيل ميكنند
بيش از 130 ميليون
كودك در سنين دبستان
در كشورهاي در
حال توسعه به مدرسه
نميروند، كه
بيش از نيمي از
آنها در بنگلادش،
پاكستان، نيجريه
و اتيوپي زندگي
ميكنند.
99- علاوه بر اين
براي آنكه خانوادههايي
كه در فقر زندگي
ميكنند قادر
به ادامه حيات
باشند، 250 ميليون
كودك 14 ساله و كمتر،
كه دانشآموز
هستند يا اصلاً
مدرسه نميروند
در حال حاضر كار
ميكنند، و غالباً
تحت شرايط خطرناك
و ناسلم هستند.
آنها در مغازههاي
شهري، در مزارع
يا به عنون مستخدمين
خانگي رنج ميكشند.
در خيابانهاي
شهرها آدامس ميفروشند
يا كفش مردم را
واكس ميزنند،
از بدنههاي خطر
ناك معادن به سختي
پايين ميروند،
شمار زيادي از
آنها اجير شده
يا براي خدمات
جنسي به فروش ميرسند.
اكنون كه دولتهاي
عضو، كنوانسيون
سازمان جهاني
كار درباره بدترين
انواع كار كودك
را به تصويب رساندهاند،
بايد آن را به طور
كامل به مورد اجرا
بگذارند.
100- تامين تعليم
و تربيت ابتدايي
براي 130 ميليون
كودك در كشورهاي
در حال توسعه كه
اكنون از آن برخوردار
نيستند، حدوداً
مبلغ 7 ميليارد
دلار در سال و براي
مدت 10 سال به هزينه
آموزش خواهد افزود.
علاوه بر اين ساختمان
لازم است. مدارس
بايد قابل دسترسي
بوده، معلمين
واجد شرايط داشته
باشد، و وسايل
مفيد مانند كتب
درسي و لوازم در
اختيار فقيران
قرار دهد.
101- حدود 60 درصد از
كودكان محروم
از تحصيل دختر
هستند. ثبت نام
دختران در مناطق
روستايي همچنان
به نحو وحشتناكي
پايين است. فريب
دختران نه تنها
يك مسئله تبعيض
جنسي است، بلكه
بخشي از اقتصاد
بد و سياست اجتماعي
نامطلوب نيز هست.
تجربه به كرات
نشانداده كه سرمايهگذاري
در تعليم و تربيت
دختران مستقيماً
و سريعاً به تغذيه
بهتر براي كل خانواده،
مراقبت پزشكي
بهتر، كاهش باروري،
تقليل فقر و عمل
اقتصادي بهتر
تبديل خواهد شد.
در واقع رهبران
جهان در همايشهاي
ملل متحد تصديق
كردهاند كه بدون
توجه فوري و مداوم
به تعليم و تربيت
دختران نميتوان
بر فقر فائق شد.
102- با اين حال تفاوت
بين تعداد پسران
و دختران مدرسه
در 47 كشور حتي در
سطح دبستان هنوز
زياد است. در بعضي
موارد اقدام در
جهت افزايش تعداد
كل ثبت نام كنندگان
موجب افزايش اين
اختلاف شده است.
103- خانوادههايي
كه در فقر بسر ميبرند،
با انتخاب شاق
و طاقت فرسا مواجه
ميشوند تحصيل
در مدرسه غالباً
گران است، دختران
منبع سنتي خدمات
رايگان خانگي
ميباشند، و والدين
مطمئن نيستند
كه يك دختر تحصيل
كرده به اندازه
يك پسر تحصيلكرده
براي خانواده
مفيد واقع شود.
براي آنكه خانوادهها
بر اختلاف بين
اولويتهاي خانواده
و اولويتهاي
كل جامعه فائق
آيند، به حمايت
جوامع محلي و دولتهاي
خود با پشتيباني
كل جهان نياز دارند.
ايجاد فرصتهاي
اشتغال براي زنان
تاثير مشابهي
دارد.
104- دسترسي عمومي
و جهاني به تحصيلات
ابتدايي و متوسط
امري حياتي است
و فقط با از بين
بردن تفاوت بين
دختران و پسران
ميتوان بدان
دست يافت. يونيسف
با كمك ساير شركاي
ملل متحد به ابتكاري
دست زده كه هر دو
سطوح ابتدايي
و متوسط را در بر
ميگيرد. موفقيت
آن به راهكار و
برنامهاي ملي
و حمايت مالي بين
المللي بستگي
دارد. من از تمام
دولتها درخواست
ميكنم كه براي
توفيق اين امر
با ما همكاري نمايند،
و پيشنهاد ميكنم
گام ديگري برداريم.
105- من از اجلاس هزاره
درخواست ميكنم
كه اهداف مبتني
بر كاستن از اختلاف
جنسيتي موجود
در تحصيلات ابتدايي
و متوسط تا قبل
از سال 2005 را مورد
تاييد قرار دهند،
و اطمينان حاصل
نمايند كه تا قبل
از 2015 كليه كودكان
تحصيلات ابتدايي
را بطور كامل به
پايان برسانند.
اشتغال
106- تعليم و تربيت
اولين قدم است.
ايجاد فرصتهاي
اشتغال گام بعدي
است.
107- دنيا مواجه با
چالش عمده بياري
جوانان است، و
با جهش تعداد جوانان
در آينده وضع احتمالاً
وخيمتر خواهد
شد. طبق برآورد
سازمان جهاني
كار 60 ميليون جوان
جوياي كارند ولي
پيدا نميكنند
كه 80 درصد آنها
در كشورهاي روبه
رشد يا اقتصادهاي
در حال انتقال
هستند. احتمال
بيكار بودن جوانان
15 تا 24 ساله دو برابر
احتمال بيكاري
بزرگسالان است
و در پارهاي از
كشورهاي در حال
توسعه اين نسبت
بالاتر است. كارگران
جوان احتمالاً
آخرين نفراتي
هستند كه استخدام
و اولين نفراتي
هستند كه اخراج
ميشوند و كمتر
مورد حمايت قانون
قرار ميگيرند.
108- بيكاري جوانان
ميتواند مخرب
باشد، و دولتها
به طرق مختلف كوشيدهاند
با آن مقابله نمايند.
ولي سياستهايي
كه براي جوانان
تدوين شده منجمله
استخدام ترجيحي،
تا حدود زيادي
ناموفق وده، به
اين دليل ساده
كه از لحاظ اقتصادي
ناپايدار است.
109- در اينجا مشكل
تقاضاي كلي غير
كافي مطرح است.
اقتصادهاي كم
رشد نميتواند
فرصتهاي اشتغال
به ميزان كافي
جهت استخدام جوانان
خود ايجاد نمايد.
اين عدم موفقيت
به نوبه خود رشد
را كاهش و فقر را
تداوم ميبخشد.
تاكنون هيچكس
راه حل ساده و آشكاري
براي اين دور كه
به خودي خود تداوم
دارد پيدا نكرده
است.
110- من همراه با روساي
بانك جهاني و سازمان
جهاني كار يك شبكه
خط مشي در سطح بالا
درباره اشتغال
جوانان تشكيل
ميدهم، و براي
اين كار از سازندهترين
رهبران صنايع
خصوصي، جامعه
مدني و سياست اقتصادي
استفاده ميكنم
كه روندهاي قابل
تصور در مورد اين
چالش دشوار را
مورد بررسي قرار
دهند.
111- من از اين شبكه
خط مشي درخواست
خواهم كرد يك سري
توصيههايي پيشنهاد
كند كه بتوانيم
آن را ظرف يك سال
به رهبران جهان
منتقل نماييم.
منابع احتمالي
راه حل شامل اينترنت
و بخش غير رسمي
ميباشد، مخصوصاً
سهمي كه موسسات
كوچك ميتوانند
در ايجاد اشتغال
ايفا نمايند.
ج- ترويج بهداشت
و مبارزه با ايدز.
112- در دهههاي اخير،
نوآوري پزشكي،
پيشرفت در مراقبتهاي
پايهاي بهداشت
و سياستهاي توانمند
اجتماعي افزايش
چشمگيري در طول
عمر و كاهش قابل
ملاحظهاي در
مرگ و مير كودكان
به دنبال داشته
است. بهداشت بهتر،
به نوبه خود، موجب
رشد اقتصادي شده
و در همين حال فقر
و نابرابري درآمد
را تقليل ميدهد.
در واقع سرمايهگذاري
در مراقبت پزشكي
مخصوصاً براي
مستمندان كه جهت
امرار معاش عمدتاً
متكي به كار خود
هستند، مفيد است.
113 – همه مناطق به
يك سطح پيشرفت
دست نيافتهاند.
شرق آسيا بهترين
وضع و جنوب صحرا
در آفريقا بدترين
وضع را داشتهاند.
يكي از دلايل اساسي
كه مستمندان همچنان
فقير ميمانند
اين است كه به مراقبتهاي
پزشكي دسترسي
ندارند. در اكثر
كشورهاي كم درآمد
هزينه بهداشت
براي هر شخص كمتر
از مبلغ 10 دلار
است. در آفريقا
بار سنگين بيماري
نه تنها خانوادهها
را ملزم ميسازد
كه از منابع ناچيز
خود زياده از حد
استفاده كنند،
بلكه آنها در يك
دام باروري بالا،
مرگ و مير و فقر
زياد گرفتار ميكند.
114 – در سالهاي اخير
در پارهاي از
اقتصادهاي در
حال انتقال، اميد
به زندگي شديداً
سقوط كرده، كه
خود كاهش هزينه
مراقبت پزشكي
و تحليل و سايش
كلي خدمات اجتماعي
را منعكس مينمايد.
115 – با وجودي كه بيش
از مبلغ 56 ميليون
دلار در سال براي
تحقيقات پزشكي
به مصرف ميرسد،
ولي كمتر از ده
درصد آن براي مسائل
بهداشتي به كار
ميرود يعني مسايلي
كه بر 90 درصد از
مردم جهان تاثير
ميگذارد. ذاتالريه،
اسهال، سل و مالاريا،
كه همگي موجب نگراني
كشورهاي در حال
توسعه است، كمتر
از يك درصد تحقيقات
بهداشتي در سطح
جهان را به خود
اختصاص ميدهند.
116 – نتايج تكان دهنده
است. تنها مالاريا
هر دقيقه در هر
روز جان دو نفر
كه، اكثراً كودكان
كمتر از پنج سال
و زنان باردار
هستند را ميگيرد.
شايسته است از
مبارزه كنترل
مالاريا، كه توسط
سازمان بهداشت
جهاني رهبري ميشود
حمايت كامل بعمل
آوريم، زيرا منظور
آن مهار و پيشگيري
اين بيماري مهلك
است.
117 – بطور كلي، دسترسي
دامنهدار به
دارو و واكسنهاي
اساسي و نيز شيوههاي
آسان و مقرون به
صرفهاي از قبيل
تورهاي اطراف
رختخواب ( پشهبند
) كه روي آن حشرهكش
پاشيده شده، ميتواند
نرخهاي بالاي
مرگ و مير و ناتواني
مردم فقير سرتاسر
جهان را تا ميزان
زيادي كاهش دهد.
118 – برسي تمام چالشهاي
خارج از محدوده
اين گزارش است.
ميل ذارم به يك
بحران بهداشتي
كه تهديدي بر عليه
يك نسل همچنين
عليه موفقيت توسعه
انساني است، و
سريعاً دارد به
يك بحران اجتماعي
در مقياس جهاني
تبديل ميشود
اشاره كنم، يعني
گسترش ايدز.
119 – از اوايل دهه
70 حدود 50 ميليون
نفر دچار عفونت
HIV شدهاند، كه
16 ميليون نفر آنها
مردهاند.تنها
در سال 1999 ، تعداد
6/5 ميليون نفر به
ويروس ايدز HIV آلوده
شدند، كه بيش از
نيمي از آنان كمتر
از 25 سال داشتند.
اين بيماري به
شدت به جوانان
حمله ميكند. و
بدترين اثر آن
در كشورهاي فقير
متمركز شده و مجال
وحشتناكي براي
بسط و سرايت دارد.
120 – از 36 ميليون نفر
در سرتاسر جهان
كه اكنون با ويروس
ايد زندگي ميكنند،
بيش از 23 ميليون
نفر در آفريقا،
جنوب صحرا هستند.
در ساحل عاج در
هر روز مدرسه يك
معلم از بيماري
ايدز ميميرد.
بطور متوسط يك
كودك كه امروزه
در بوتسوانا ( BOTSWANA
) متولد ميشود،
41 سال اميد به زندگي
دارد، در حالي
كه بدون ادز طول
عمرش 70 سال ميبود.
در شهرهاي آفريقاي
جنوبي كه تحت شديدترين
تاثير قرار گرفتهاند،
40 درصد از زنان
باردار حامل ويروس
ايدز هستند.
121 – در همان منطقه
يك نفر از ده كودك
تا كنون مادر خود
را در اثر ابتلاي
به ايدز از دست
داده است. تخمين
زده ميشود كه
تا سال 2010 در آفريقا
در جنوب صحرا به
علت ايدز چهل ميليون
يتيم وجود داشته
باشد اين كودكان
با مقايسه با هم
سن و سالان خود،
با احتمال بسيار
كمتري به تحصيل
ادامه خواهند
داد، با احتمال
خيلي بيشتري به
سوء تغذيه شديد
دچار خواهند شد.
درد آور آنكه اين
ديگر امري غير
عادي نيست كه مشاهده
كنيم يتيمان كمتر
از 15 سال رئيس خانوار
باشند.
122 – پيش بينيهاي
دولت زيمباوه
حاكي از آن است
كه ايدز 60 درصد
از بودجه بهداشت
مردم را به خود
اختصاص خواهد
داد و حتي اين مبلغ
كافي نخواهد بود.
ايدز تلفات زيادي
به صفوف افراد
ماهر و تحصيل كرده
در سنين پر ثمر
آنان وارد ميآورد،
كه اين امر تاثيرات
حزنآوري براي
هر كشور مبتلا
در تمامي منطقه
دارد.
123 – اين بيماري علاوه
بر آفريقا در ساير
مناطق نيز شايع
شده، و گسترش يافته
است. بين سالهاي
1996 و 1997 ، آلودگي جديد
ويروس ايدز به
ميزان 70 درصد افزايش
يافته، تخمين
زده مي شود كه تعداد
مبتلايان به اين
ويروس در هندوستان
بيشتر از هر كشور
ديگر باشد. بطور
خلاصه بايد گفت
كه اين بحران جهاني
شده است.
124 – بر اساس موافقتنامهاي
كه در سال 1999 در اجلاس
ويژه مجمع عمومي
درباره جمعيت
و توسعه حاصل شد،
پيشنهاد ميكنم
يك استرتژي جهت
مهار و تقليل ايدز
با توجه مخصوص
به زنان و مردان
جوان بين سنين
15 و 24 سال اجرا شود
و از آنهايي كه
به اين بيماري
مبتلا شدهاند
مراقبت بهتري
به عمل آيد.
125 – حمايت فعالانه
دولتها امري حيلتي
است. برنامههاي
وسيع پيشگيري
در چند كشور در
حال توسعه منجمله
سنگال، تايلند
و اوگاندا تا اندازهاي
موفقيت آميز بوده
است. ولي اين اقدامات
نادر بوده و براي
آنان وجوه كافي
به مصرف نرسيده
است. در بسياري
از كشورها، يك
توطئه رسمي سكوت
درباره ايدز مردم
را از اطلاعاتي
كه ميتوانست
موجب نجات جانشان
شود محروم ساخته
است. ما بايد به
جوانان اين امكان
را بدهيم كه به
اطلاعات و يك محيط
حمايتي اجتماعي
كه موجب كاهش آسيب
پذيريشان نسبت
به اين عفونت ميگردد،
جان خود را نجات
دهند.
126 – به عنوان قدم
بعدي، خدمات اساسي
و فنآوريهاي
پيشگيري منجمله
كاندومهاي ( condom
) مردانه و زنانه
بايد تامين و به
آسلني در دسترس
قرار گيرد. جلوگيري
از انتقال از مادران
به كودكان مخصوصاً
اهميت دارد، و
ميتواند هر ساله
از نيم ميليون
عفونت در نوزادان
جلوگيري بعمل
آورد. شواهد حاكي
از آن است كه دارويي
به نام نواريپين
(nevAripine ) هم موثر و هم
نسبتاً ارزان
است. يك واحد 4 دلاري
( همراه با هزينه
آزمايش و مشاوره
داوطلبانه ) ممكن
است تقريباً به
همان اندازه موثر
باشد كه رژيمهاي
پيچيده تر و بسيار
گرانتر. اگر چنين
است بايد در دسترس
عموم قرار گيرد.
127 – رهبران جهان
بايد اقدام كنند
تا جزانان و كودكان
خود را از بيماري
زودرس و قابل اجتناب
و مرگ و مير ناشي
از ويروس ايدز
نجات دهند. برنامه
ايدز ملل متحد
( un aids ) با دولتها و
ساير شركاء در
تدوين و اجراي
برنامههاي اقدام
ملي همكاري خواهند
كرد. من تاكيد ميكنم
كه هر كشوري كه
به طور جدي تحت
تاثير قرار گرفته
ظرف يك سال از اجلاس
يك برنامه اقدام
ملي داشته باشد،
علاوه بر اين:
128 – توصيه ميكنم
اجلاس به عنوان
هدف صريح خود تصويب
نمايد كه تا سال
2005 ، ميزان عفونت
ناشي لز ويروس
ايدز در اشخاص
15 تا 24 سال در كشورهايي
كه به شديدترين
وضعي دچار آن شدهاند،
و تا سال 2010 در كل
جهان به ميزان
25 درصد كاهش يابد.
129 – براي مثال به
اين منظور توصيه
ميكنم كه دولتها
اهداف صريح جهت
پيشگيري مقرر
نمايند تا سال
2005 حداقل 95 درصد از
زنان و مردان جوان
بايد به اطلاعات،آموزش
و خدماتي كه براي
حفظ خود در مقابل
آلودگي ويروس
ايدز نياز دارند
دسترسي پيدا كنند.
130 – بالاخره، دنيا
شديداً نيازمند
واكسن عليه ويروس
ايدز است. از مبلغ
2 ميليارد دلاري
كه تا كنون براي
تحقيقات درباره
درمان ايدز به
مصرف رسيده، فقط
250 ميليون دلار
آن صرف توليد واكسن
شده كه معدودي
از آن براي كشورهاي
فقير بالقوه مفيد
ميباشد، جايي
كه 95 درصد از عفونت
ناشي از ويروس
ايدز اتفاق ميافتد.
131 – بنابراين من
از كشورهاي توسعه
يافته دعوت ميكنم
با صنايع داروسازي
و ساير شركا همكاري
كنند تا يك واكسن
موثر و نسبتاً
ارزان عليه ايدز
توليد نمايند.
132 – چالشهاي علمي
و نيازهاي مالي
و همآور است، ولي
معتقدم كه مشاركت
مبتكرانه خصوصي
و عمومي با حمايت
سيستمهاي انگيزه
عمومي ميتواند
موجب افزايش سرمايهكذاري
كه بينهايت لازم
است گردد. اتحاد
جهاني واكسن و
مصونسازي به
عنوان الگويي
از آنچه چنين مشاركتي
ميتواند بدست
آورد عمل ميكند.
( رجوع كنيد به قاب
2 )
133 – در پايان ما بايد
تضمين كنيم كه
سيستمهاي مراقبت
و حمايت براي 36
ميليون نفر مبتلا
به ايدز بهبود
يابد. حتي درمانهاي
نسبتاً ارزان
و مراقبت بهتر
ميتواند به مبتلايان
به ايدز امكان
دهد مدت طولانيتر
بنحو شرافتمندانهتر
و مولدتري زندگي
كنند. علاوه بر
اين دولتها، صنعت
داروسازي و نهادهاي
بينالمللي با
همكاري يكديگر
بايد داروهاي
مربوط به ويروس
ايدز را به نحو
وسيعي در دسترس
كشورهاي رو به
رشد قرار دهند.
قاب 2
اتحاد جهاني براي
واكسن و مصونسازي
در آغاز هزاره
جديد يك چهارم
از كودكان دنيا،
كه اكثراً در كشورهاي
فقير زندگي ميكنند،
همچنان در مقابل
شش بيماري عمده
محافظت نميشوند
يعني فلج، ديفتري،
سياه سرفه، سرخك،
كزاز و سل. احتمال
اينكه اين كودكان
از اين بيماريها
هلاك شوند ده برابر
احتمال مرگ كودكاني
است كه توسط واكسن
محافطت شدهاند.
اتحاديه جهاني
براي واكسن و مصون
سازي در 1999 تشكيل
شده و هدفش تضمين
اين امر است كه
كليه كودكات جهان
عليه بيماريهايي
كه توسط واكسن
قابل پيشگيري
هستندمحافظت
شوند.
اتحاديه فوق ائتلاف
سازندهاي است
از دولتهاي ملي،
بانكهاي توسعه،
رهبران بازرگاني،
بنياذهاي انسان
دوستانه، سازمان
بهداشت جهاني،
گروه بانك جهاني
و يونيسف. اهداف
استراتژيك آن
شامل موارد زير
است:
بهبودي دسترسي
به خدمات پايدار
و مصون سازي.
تسريع تحقيق و
توسعه واكسنهاي
جديد براي بيماريهايي
كه مخصوصاً در
كشورهاي در حال
توسعه شيوع دارند،
مانند ايدز، مالاريا،
سل و اسهال.
گسترش استفاده
از كليه واكسنهاي
موجود كه مقرون
به صرفه هستند.
تبديل مصونسازي
به يك هسته مركزي
در طرحريزي و
ارزيابي اقدامات
بينالمللي براي
توسعه.
در ژانويه 2000 ، اتحاديه
فوق صندوق جهاني
براي واكسنهاي
كودكان را در مجمع
اقتصادي جهان
در داوس ( Davos ) تشكيل
داد. صندوق مزبور
كه از كمك 750 ميليون
دلاري بنياد Melinda
& Bill Gates برخوردار است،
جهت گسترش واكسنهاي
موجود، و تقويت
زيربناي لازم
براي تحويل واكسن
در فقيرترين كشورها،
منابع تامين مي
نمايد. صندوق مزبور
از انجام تحقيقات
براي توليد واكسنهاي
جديد نيز حمايت
بعمل ميآورد.
اتحاديه جهاني
براي واكسن و مصون
سازي نمونهاي
لست كه ارزش همكاري
بخش خصوصي و عمومي
در يافتن راهحلهاي
جهاني براي مسائل
جهاني را نمودار
ميكند.
د- بهبود وضع
حلبي آبادها
134 – طي نسل آينده،
جمعيت شهري جهان
دو برابر خواهد
شد و از 5/2 ميليارد
به 5 ميليارد نفر
خواهد رسيد. تقريباً
تمام افزايش در
كشورهاي در حال
توسعه خواهد بود.
غالباً شهرها
به عنوان مهد تمدن،
و منابع تجديد
حيات فرهنگي و
اقتصادي توصيف
ميشوند، ولي
در مورد تقريباً
يك سوم جمعيت شهرنشين
جهان در حال توسعه
كه در فقر مفرط
زندگي ميكنند،
وضع به هيچ وجه
چنين نيست. اغلب
اين فقيران شهري
چارهاي جز سكونت
در خانههاي كثيف
و ناسالم يا حلبي
آبادها را ندارند.
با وجودي كه سن
جمعيت در شهرها،
همانند كشورها،
بطور متوسط بالا
ميرود، ولي حد
متوسط سن ساكنين
حلبي آبادها جوانتر
ميشود.
135 – حلبي آبادها
با اسامي مختلف
ناميده ميشود،
مانند كپرنشيني
و غيره، ولي معناي
آن در تمام نقاط
دنيا يكي است: شرايط
زندگي نكبت بار
كه فاقد خدمات
شهري مانند آب،
بهداشت، جمعآوري
زباله و فاضلاب
هستند. مدرسه يا
كلينيك در نزديكيهاي
آن وجود ندارد،
جايي براي ملاقات
و پرداختن به امور
اجتماعي، و نيز
محوطه امني براي
بازي كودكان موجود
نيست. ساكنين حلبي
آبادها در شرايط
ناامني زندگي
و كار ميكنند،
و در معرض بيماري،
جنايت و خطرات
زيست محيطي هستند.
136 – كمبود منابع
تنها بخشي از علت
به وجود آمدن حلبي
آبادها و مساكن
كثيف است. علل ديگر
عبارتند از عملكرد
ناقص و ضعيف بازار
براي مستغلات
و زمين، نظام مالي
غير مسئول، سياستهاي
شكست خورده، فساد
و فقدان اساسي
اراده سياسي. ولي
اين شهركها در
داخل شهرها، سرچشمه
انرژي و ابتكار
هستند كه ميتوانند
جهت بهبود امور
رفاهي براي ساكنين
آن و كل جامعه تجهيز
شوند.
137 – بانك جهاني و
سازمان ملل متحد
دست به دست هم داده
تا با تشكيل اتحاديه
جهاني شهرها و
شركاي آنها در
امر توسعه، با
اين چالش مقابله
نمايد. در دسامبر
1999 يك برنامه اقدام
آرمانگرايانه
موسوم به شهرهاي
بدون محلههاي
فقير نشين و كثيف
با حمايت نلسون
ماندلا معرفي
شد. هدف آن اين است
كه تا قبل از سال
2020 در زندگي 100 ميليون
نفر ساكنين حلبيآبادها
بهبودي ايجاد
كند ( جنبههاي
كليدي اين برنامه
در جدول ارائه
داده شده ) اين اقدام
مستلزم آن است
كه رهبران جهان
خود را به
بهبود شرايط زندگي
فقيران شهر نشين
متعهد سازند و
جامعه توسعه بينالمللي
بدان توجه نمايد.
138 – من از ابتكار
شهرهاي بدون محلههاي
فقير نشين و كثيف
قوياً پشتيباني
كرده و از كليه
كشورهاي عضو درخواست
ميكنم آن را تاييد
و بر اساس آن عمل
نمايند.
ه – در نظر
داشتن آفريقا
139 – در هيچ نقطه دنيا
به اندازه آفريقا،
جنوب صحرا لزوم
تعهد جهاني نسبت
به كاهش فقر بيشتر
احساس نميشود،
زيرا هيچ منطقه
دنيا رنج انساني
را بيشتر تحمل
نميكند. آخرين
برآوردهاي بعمل
آمده حاكي است
كه جنوب صحرا در
آفريقا بيشترين
نسبت مردمي را
دارد كه با كمتر
از يك دلار در روز
زندگي مينمايند.
رشد متوسط درآمد
سرانه 5/1 و 8/0 و 2/1% به
ترتيب براي دهههاي
60 ، 70 و 80 بوده است.
در دهه 90 اين منطقه
كمتر از كشورهاي
با درآمد كم يا
متوسط رشد كرده
است.
140- امروزه درآمد
سرانه فقط 500 دلار
در سال است. جريان
سرمايه خصوصي
به آفريقا فقط
قسمت ناچيزي از
جريان جهاني است،
و در مورد بعضي
كشورها فرار سرمايه
چندين برابر توليد
ناخالص داخلي
است. كل بدهي خارجي
غالباً از مجموع
توليد ناخالص
ملي فراتر ميرود،
و غير عادي نيست
كه الزامات بازپرداخت
بدهي از 25 درصد
درآمد صادرات
تجاوز كند. معكوس
ساختن اين روندها
چالش عظيمي براي
سياستگزاران
داخلي و بينالمللي
بوده، و شدت بحران
ايدز در آفريقا
مشكلات اين وظيفه
را چندين برابر
كرده است.
141- صنايع استخراجي
بر اقتصاد منطقه
تسلط دارد، و منابع
با سرعت وحشتناكي
رو به تحليل ميرود.
نيازهاي زيربنايي،
مخصوصاً در مورد
توليد نيرو و مخابرات
وسيع است. مصرف
سرانه نيروي برق
كمترين ميزان
در دنياست. آفريقا
14 خط تلفن براي
1000 نفر دارد و كمتر
از نيمي اي يك درصد
كل آفريقاييها
از اينترنت استفاده
مينمايند. فقط
17 درصد از سطح جادهها
سنگ فرش و تسطيح
شده است. اين فهرست
را ميتوان همچنان
ادامه داد.
142- ولي سال گذشته
و قبل از سيلهاي
مخرب اخير رشد
توليد ناخالص
داخلي در موزامبيك
بالاترين حد در
جهان بود. البته
قيمتهاي بالاي
اجناس عامل مهمي
بوده، ولي مزامبيك،
كه گرفتار فقر
مفرط و تا چند سال
قبل در چنگال يك
جنگ داخلي ظاهراً
سركش اسير بود،
در نتيجه مساعي
خود گامهاي بلندي
به جلو برداشته
اشت. بوتسوانا،
كه در فهرست فوق
مقام دوم را داشت،
و نيز چند كشور
ديگر منطقه مدتي
است كه از فعاليت
مناسب اقتصادي
و حكومت مطلوب
برخوردارند. موانع
در ساير نقاط دقيقاً
كدام است؟
143- از لحاظ اقتصادي
به بهرهوري
در آفريقا لطمه
وارد آمده زير
دولت كنترل شديدي
بر رژيمهاي اقتصادي
اعمال و آن را خوب
اداره نميكند.
اين وضع به موانع
زياد تجارتي و
انجام خدمات عمومي
ضعيتف منجر ميشود
و به معناي شيوع
فساد نيز هست. شركتهاي
بخش خصوصي قادر
نيستند در سطح
بينالمللي رقابت
نمايند زيرا به
فنآوري و اطلاعات
مناسب دسترسي
ندارند.
144- بخش كشاورزي
آفريقا هنوز انقلاب
سبز را تجربه نكرده
است. برعكس ساير
مناطق دنيا، محصول
كالاهاي غذايي
اساسي اين منطقه
به نحو قابل توجهي
افزايش نيافته
است. بارش متغير،
خاك بسيار فرسوده،
بيماري و حشرات
نيز مزيد بر علت
شدهاند. فنآوريهاي
كشاورزي كه در
ساير مناطق اقليمي
و زيست محيطي ايجاد
شده به اين منطقه
بخوبي راه نيافته
است. مواد مصرفي
مانند كود شيميايي
غالباً توسط انحصارات
دولتي كنترل شده
و به قيمتهاي
رقابتي در دسترس
كشاورزان قرار
نميگيرد، مثلاً
در اوايل دهه 90
قيمتهاي كود
شيميايي تخميناً
دو تا چهار برابر
قيمت در آسيا بود.
زير نباي نامطلوب
نقل و انتقال كالا
را محدود ميكند،
بدين سبب هزينه
حمل و نقل همچنان
بسيار بالاست.
145- بخش كشاورزي
آفريقا قادر نيست
به طور مستمر منبع
غذايي ارزان قيمت
براي جمعيتهاي
شهري توليد نمايد.
در واقع قسمت اعظم
مواد غذايي جنوب
صحرا وارداتي
است. مراكز شهري
آن در مقايسه با
معيارهاي بينالمللي
كوچك بوده، و سرمايه
انساني لازم براي
توسعه صنعتي را
تامين ننموده
است.
برنامه اقدام
شهرهاي بدون محلههاي
فقير نشين و كثيف
2020-2006
2001
2000
اقدامات
* اجراي 50 برنامه
در سطح ملي با بهبودي
وضع حلبيآبادها
– كه عنصر محورياستراتژيهاي
توسعه شهري در
اغلب كشورها است.
* 100 ميليون نفر ساكن
حلبيآبادهاي
با خدمت اساسي.
* توقف تشكيل حلبيآباد
* 20 برنامه در گسترده
شهري و يا در گستره
ملي در پنج منطقه
به جريان درآيد
كه زندگي 5 ميليون
فقيران شهر نشين
را تغيير ميدهد
تقويت تعهدات
سياسي و مالي جهاني
نسبت به ارتقاء
وضع حلبيآبادها
و افزايش ظرفيت
حمايت از اقدامات
با معيار وسيع
180 ميليون دلار
111 ميليون دلار
4 ميليون دلار
حمايت از اعطاي
كمك
100 ميليون دلار
35 ميليون
5/3 ميليون
افزايش بودجه
شهري
47500 ميليون دلار
2300 ميليون
200 ميليون
ارتقاء سرمايهگذاري
146- من از كارشناسان
برجسته دنيا دعوت
ميكنم تا درباره
موانع بهرهوري
پايين كشاورزي
در آفريقا بينديشند.
من از بنيادهاي
انسان دوستانه
( كه موجب انجام
تحقيقات خوب و
عملي درباره كشاورزي
شدهاند) تقاضا
ميكنم كه با اين
چالش حياتي مقابله
نمايند.
147- در بسياري از
كشورهاي آفريقايي
موانع سياسي سر
راه پيشرفت اقتصادي
وجود دارد. من در
آوريل 1998 طي گزارشي
به شوراي امنيت
متعرض اين موضوعات
شدم، خلاصه كلام
اين است كه در رقابت
سياسي نگرش “برنده
همه چيز را تصاحب
ميكند“، و نيز
كنترل ثروت و منابع
جامعه و قدرت نگهداري
و امتيازات مقام
حاكم است و در بسياري
از موراد با تجاوزات
وحشتناك نسبت
به حقوق اساسي
و آمادگي توسل
بزور جهت رفع اختلافات
و حفظ قدرت توام
است.
148- در آن گزارش به
اين نتيجه رسيدم
كه فقط آفريقاييها
ميتواند اين دور
باطل را بشكنند
و از آن رهايي يابند.
خرسندم كه بسياري
از آفريقاييها
چنين كاري را كردند
و حكمراناني كه
عليه مردم خود
مرتكب جنايت شده
بودند به نحو فزايندهاي
پاسخگو تلقي ميشوند،
با اين حال نكته
غير قابل توضيح
و در ك آن است كه
حتي امروز فقط
تعداد اندكي از
دولتهاي آفريقايي،
در سياستهاي
ملي اقتصادي و
اجتماعي، به اندازه
لازم خود را نسبت
به تقليل فقر متعهد
ساختهاند.
149- ما اين امكان
را داريم كه جريان
را برعكس كنيم،
جريانات مثبتي
در آفريقا موجود
است، و جامعه جهاني
علاقه فزايندهاي
براي كمك به آن
كشورهاي آفريقايي
كه دستخوش پريشاني
و غم و اندوه هستند،
نشان داده است.
و- ساخت پلهاي
ارتباطي ديجيتالي
150- جهان به مراحل
اوليه از يك انقلاب
فنآوري ديگر
وارد شده است. اين
وضع را ميتوان
در رشتههاي پزشكي
و داروسازي و بيوتكنولوژي
مشاهده كرد. اين
مرزهاي نو هم اميدبخش
وهم ترسناك است.
بهداشت بهتر و
امنيت غذايي بيشتر
در دسترس ما است،
ولي ضمن استفاده
از فرصتهايي كه
بيوتكنولوژي
در اختيار ما قرار
ميدهد، نبايد
از ريسكهاي موجود
غافل باشيم. مخصوصاً
بايد اطمينان
حاصل نمايييم
كه اطلاعاتي كه
پژوهشگران در
نتيجه كشف رمز
ژنتيك بدست ميآورند،
آزادانه در دسترس
همه قرا رگيرد.
كليه رموز ژنتيكي
مربوط به زندگي
انساني به كل بشريت
تعلق دارد.
151- ميل دارم به يك
تغيير وضع فنآوري
كه تاكنون زندگي
اجتماعي و اقتصادي
را دگرگون ساخته،
يعني انقلاب ديجيتال
تاكيد كنم. در صنايع
مخابرات و اطلاعات
تغييرات اساسي
با سرعت، فوقالعاده
به وقوع ميپيوندد.
152- 38 سال طول كشيد
تا 50 ميليون نفر
راديو در دسترس
داشته باشند،
و در مورد تلويزيون
مدت مزبور 13 سال
بود. همان تعداد
مردم تنها در مدت
4 سال از اينترنت
توانستند استفاده
كنند. در سال 1993 فقط
50 صفحه (Home page) در Web جهاني
وجود داشت، در
حالي كه امروز
بيش از 50 ميليون
صفحه وجود دارد.
در سال 1998 تنها 143 ميليون
نفر به اينترنت
روي آورده و از
آن استفاده كردند،
ولي در سال 2001 تعداد
استفاده كنندگان
تا 700 ميليون نفر
افزايش خواهد
يافت. در 1996 بازار
تجارت الكترونيك
مبلغ 6/2 ميليارد
دلار بود، و انتظار
ميرود در سال
2002 به 300 ميليارد دلار
برسد و تاكنون
موارد استفاده
از اينترنت خيلي
بيشتر از هر وسيله
ارتباطي ديگر
كه قبلاً اختراع
شده بود، است.
153- در حال حاضر هنوز
يك اختلاف فاحش
ديجيتالي در دنيا
وجود دارد. شماررايانههاي
ايلات متحده امريك
بيشتر از مجموع
بقيه در دنياست.
تعداد تلفنها
در توكيو به اندازه
تعداد آن در كل
آفريقا است.
154- اين فاصله ديجيتالي
را ميتوان پركرد
و پر نيز خواهد
شد. تاكنون شهر
بنگلور (Bangalore) در هند
به يك مركز پوياي
نوآوري تبديل
شده و داراي بيش
از 300 شركت با فنآوري
بالاست، تنها
صادرات نرمافزاري
هند امسال متجاوز
از مبلغ 4 ميليارد
دلار خواهد بود،
كه 9 درصد مجموع
صادرات هند است
و پيشبيني ميشود
كه تا سال 2008 به مبلغ
50 ميليارد دلار
خواهد رسيد (رجوع
كنيد به قاب 3)
155- رشد اقتصادي
كاستاريكا در
1999 به 3/8 درصد رسيد،
كه بالاترين رقم
در آمريكاي لاتين
است. رشد مزبور
ناشي از صادرات
محصولات microchip است،
كه اكنون 38 درصد
كل صادرات را تشكيل
ميدهد. ميتوانم
نمونههاي ديگري
از كشورهاي در
حال توسعه ذكر
كنم كه از فرصتي
كه اين انقلاب
و تحول ايجاد كرده
استفاده كردهاند.
اين امر امكانات
زيادي براي رشد
و توسعه اقتصادي
بالقوه براي كليه
كشورها فراهم
ميكند.
156- براي آنكه كاملاً
درك كنيم چگونه
انقلاب ديجيتالي
موجب رشد و توسعه
اقتصادي ميشود،
بايستي به چند
جنبه اساسي آن
توجه كنيم. اول
آنكه اين تحول
يك بخش جديد اقتصادي
ايجاد كرده كه
قبلاً وجود نداشت.
چون كشورهاي پيشگام
در اين زمينه بخش
عمدهتري از اقتصاد
خود را صرف آن ميكنند،
فضاي ارزشمندي
براي ديگران باز
ميشود، و اين
وضع در اقتصاد
دنيا ادامه مييابد.
اين در واقع همان
طريقهاي است
كه اقتصادهاي
در حال پيدايش
از ابتدا ظهور
پيدا كردند در
حاليكه ساير بخشها
كنار گذاشته شدند.
جهاني شدن اين
تغييرات را تسهيل
مينمايد.
157 – ثانياً سرمايهاي
كه بيش از هر چيز
ديگر در انقلاب
ديجيتال اهميت
دارد، به طور فزايندهاي
سرمايه معنوي
است. هزينه سخت
افزار به نرم افزار
بعنوان لبه برنده
اين صنعت، كمك
ميكند كه بتوان
بر آنچه مانع اصلي
توسعه بوده، يعني
كمبود پول و سرمايه،
فائق آمد. همچنين
فرصت بهتري به
كشورهاي فقير
ميدهد تا از بعضي
مراحل طولاني
و دردناك در روند
توسعه عبور نمايند.
روشن اسن كه سرمايه
معنوي لازم به
طور همگاني وجود
ندارد، ولي در
جهان در حال توسعه
و در اقتصاد انتقالي
بيشتر از سرمايه
مالي، قابل دستيابي
است.
158 – ثالثاً انقلاب
ديجيتالي، علاوه
بر آنكه يك بخش
جديد اقتصادي
ايجاد ميكند،
وسيلهاي براي
تحول و افزايش
بسياري از فعاليتهاي
ديگر هست. مثلاً
جزيره موريس از
اينترنت براي
تعيين موضع صنعت
نساجي خود در سطح
جهان استفاده
ميكند. برنامه
تجارت آونكتاد
( UNCTAD ) به شركتكنندگان
امكان ميدهد
به طور مستقيم
از طريق رايانه
به معامله محصولات
بپردازند. دولت
مالي ( Mali ) اينترانتي
تاسيس كرده تا
خدمات موثر اداري
ارائه دهد. فرصتهاي
متعدد ديگري نيز
از جمله پزشكي
از راه دور و ياد
گيري از راه دور،
بانكداري توام
با اعتبارات خرد،
كنترل پيشبينيهاي
هوا شناسي قبل
از كاشت و بدست
آوردن قيمت محصولات
كشاورزي قبل از
برداشت، در اختيار
داشتن بزرگترين
كتابخانه جهان
در دستان خود،
و غيره وجود دارد.
بطور خلاصه، بخش
فنآوري اطلاعاتي
ميتواند، اگر
نه تمامي، لااقل
بسياري از ساير
بخشهاي اقتصادي
و اجتماعي را متحول
159 – بالاخره، محصول
اصلي اين بخش،
يعني اطلاعات،
مشخصاتي دارد
كه ساير بخشها
ندارند. فولادي
كه براي احداث
ساختمان آن نكار
ميرود يا چكمهاي
كه كارگران سازنده
آن به پا ميكنند،
نميتواند توسط
هيچكس ديگر مصرف
شود. اطلاعات مقوله
متفاوتي است. نه
تنها براي مصارف
گوناگون و توسط
استفاده كنندگان
متعدد به كار ميرود،
بلكه هر چه بيشتر
به كار رود به ارزش
آن افزوده ميشود.
اين سخن در مورد
شبكههايي كه
منابع مختلف اطلاعات
را با يكديگر پيوند
ميدهند نيز صادق
است. ما در دنياي
سياستگزاري بايد
بفهميم چگونه
اقتصاد اطلاعات
با اقتصاد كالاهاي
مختلف و كمياب
متفاوت است، و
از آن جهت پيشبرد
اهداف خط مشي خود
استفاده نماييم.
160 – اين حرف بدان
معني نيست كه انتقال
براي كشورهاي
در حال توسعه،
مخصوصاً كشورهاي
فقير آسان است.
نبود مابع و مهارت،
عدم تكافوي زيربناي
اساسي، بيسوادي
و زبان همگي از
جمله مشكلات است،
و البته در مورد
جنبه خصوصي و محتوايي
نيز نگرانيهايي
وجود دارد. براي
بسياري از اين
مسائل راه حلهاي
فني در دسترس قرار
خواهد گرفت، از
جمله بيسيم،
و حتي برنامههاي
ساده و خودكار
براي ترجمه كه
به ما امكان خواهد
داد از موانع زباني
عبور و ارتباط
برقرار كنيم و
به تجارت الكترونيك
( comemrce – E ) بپردازيم.
161 – در مورد آينده
نزديك بايد گفت
كه الگوي مصرف
انفرادي جهت استفاده
از فنآوري اطلاعاتي
كه در كشورهاي
صنعتي شايع است،
براي كشورهاي
در حال توسعه خيلي
گران تمام ميشود.
ولي اين محدوديت
را ميتوان رفع
كرد. مراكز عمومي
از راه دور در نقاط
مختلف از پرو گرفته
تا قزاقستان،
نصب شدهاند. مثلاً
در مصر برنامه
عمران ملل متحد
كمك كرده تا مراكز
دسترسي جوامع
به فنآوري تاسيس
شده و خدمات اينترنت
و فاكس به نواحي
فقي و روستايي
آورده شود. با كمك
سازمانهاي جامعه
مدني و بخش خصوصي
اين برنامههاي
آزمايشي را ميتوان
توسعه داد و به
دورافتادهترين
گوشههاي دنيا
منتقل كرد.
162 – ولي در بسياري
از كشورهاي در
حال توسعه هيچ
راه حل سادهاي
براي رفع موانع
نهادي وجود ندارد،
كه از همه مهمتر
وجود محيطهاي
نهادي و نيز هزينههاي
سرسامآوري است
كه توسط مقامات
ملي تحميل ميشود.
163 – من دولتهاي عضو
را تشويق ميكنم
كه سياست و ترتيبات
در اين زمينه را
مورد بررسي قرار
داده و اطمينان
حاصل نمايند كه
مردم خود را از
فرصتهاي پديد
آمده توسط انقلاب
ديجيتالي محروم
نكنند.
164 – به عنوان نمادي
ملموس درباره
اينكه چگونه ميتوان
روي فاصله موجود
ناشي از انقلاب
ديجيتالي پل ساخت،
خرسندم برقراري
يك شبكه داخلي
جديد بهداشتي
براي كشورهاي
در حال توسعه را
اعلام نمايم.
165 – اين شبكه 10000 عرصه
( Sites ) را كه به طور
مستقم قابل دسترسي
است ( line – on ) در بيمارستانها،
كلينيكها و تسهيلات
بهداشت عمومي
سرتاسر جهان در
حال توسعه راه
اندازي ميكند.
هدف آن اين است
كه اطلاعات بهنگام
بهداشتي و پزشكي
كه براي كشورهاي
خاص يا گروهي از
ممالك آماده شده
را در دسترس قرار
دهد. تجهيزات و
اينترنت، بيسيم
در صورت لزوم،
توسط كنسرسيومي
تحت سرپرستي بنياد
web med ، با همكاري ساير
بنياد ها و شركتها
تامين خواهد شد.
آموزش و ظرفيت
سازي در كشورهاي
در حال توسعه جزء
لاينفك اين طرح
است. سازمان جهاني
بهداشت از طرف
ملل متحد سرپرستي
اين ابتكار را
به عهده دارد،
شركاي خارجي منجمله
بنياد ملل متحد
نيز در اين اقدام
سهيم هستند.
166 – من دومين ابتكار
در زمينه ايجاد
پل ديجيتالي،
كه برقراري خدمات
فنآوري اطلاعاتي
ملل متحد است،
را نيز اعلام ميدارمؤ
و پيشنهاد ميكنم
UNITeS ناميده شود.
167 – اين كنسرسيومي
خواهد بود مركب
از هيئتهاي داوطلب
فنآوري سطح بالا،
منجمله هيئتهاي
كانادايي و هيئتهاي
آمريكايي، كه
داوطلبان ملل
متحد به ايجاد
هماهنگي بين آنها
كمك خواهند كرد.
UNITeS به گروههايي
از كشورهاي در
حال توسعه در استفاده
و فرصتهاي موجود
در فنآوري اطلاعاتي
آموزش خواهد داد،
و ايجاد هيئتهاي
ديجيتال را در
شمال و جنوب تشويق
خواهد نمود؛ در
حال حاضر مشغول
بررسي منابع خارجي
جهت تامين اعتبار
به منظور پشتيباني
از UNITeS هستيم.
قاب 3
هيژ كشور در حال
توسعهاي بيشتر
از هند از انقلاب
ديجيتالي سود
نبرده، و انتظار
ميرود كه صنعت
نرمافزار اين
كشور تا سال 2008 هشت
برابر شده و به
مبلغ 85 ميليارد
دلار برسد. صنعت
فوق مقدار معتنابهي
اشتغال و ثروت
و گروه جديدي از
دستاندركاران
و مبتكران فنآوري
پيشرفته ايجاد
كرده است. ارزش
يك شركت هندي،
موسوم به Infosys Technologies از
مارس 1999 كه نامش
در فهرست بورس
Nasdaq ايالات متحده
ذكر شد، ده برابر
گرديده است. انقلاب
نرمافزار در
هند با سرمايهگذاري
خارجي و به كمك
اقتصاد آزاد و
ايجاد مراكز و
ايستگاههاي نرمافزاري
با حمايت دولت
تسريع گرديده
است. هند همچنين
تعداد زيادي متخصصان
نرمافزار دارد
كه در گوشه و كنار
دنيا در حركتاند.
شركتهاي هندي
در طراحي خروجهايي
كه با محيط (web ) سازگار
باشند مقام برجسته
اي در دنيا كسب
كردهاند، و با
ساخت سيستمهاي
مخابراتي خود
و ارائه محصولات
نرمافزار در
سرتاسر دنيا،
توانستند با موفقيت
از كنار كندي كار
ناشي از ديوانسالاري
شيوههاي قديمي
رد شده و اين موانع
را پشت سر گذارند.
دسترسي به اينترنت
در هند سريعاً
در حال افزايش
است، و چنين برآورد
ميشود كه تا 2001
شش ميليون نفر
در هند از اينترنت
استفاده خواهند
كرد، كه اين امر
با كمك مقررات
زدايي در بخشهاي
مخابرات و فنآوري
اطلاعات صورت
ميگيرد.
معهذا هند، مانند
بسياري از ساير
كشورها، با چالش
“ اختلاف ديجيتالي“
مواجه ميباشد.
هنوز هم فاصله
زيادي در داخل
اين كشور بين آنهايي
كه جزيي از انقلاب
اينترنت هستند
و اشخاصي كه از
آن دور ماندهاند
وجود دارد. در آستانه
پنجاهمين سالگرد
تشكيل جمهوري
هند، رئيس جمهور
آن كشور هشدار
داد كه كشورش داري
“ يكي از بزرگترين
ذخاير پرسنل فني
و در عين حال بيشترين
بيسواد در دنيا،
بيشترين تعداد
افراد كه زير خط
فقر زندگي ميكنند
و بيشترين تعداد
كودكاني است كه
از سوء تغذيه رنج
ميبرند.“
موفقيت هند در
دستيابي به انقلاب
اطلاعات مستقيماً
با موفقيت اين
كشور در پرورش
تعداد زيادي فارغالتحصيل
متبحر در رشتههاي
فني و علمي ارتباط
دارد. شبكههاي
اطلاعاتي كه اين
فارغالتحصيلان
احداث ميكنند
بالقوه ميتواند
منابع تعليم و
تربيت را به مردمي
كه در وضع چندان
مساعدي قرار ندارند
گسترش دهد.
ز – نمايش
همبستگي جهاني
168 – ايجاد يك بازار
جامع جهاني يكي
از چالشهاي محوري
اينترنت در قرن
بيست و يكم است.
چنانچه فقرا از
فرصتهاي امرار
معاش محروم شوند
همه ما فقير خواهيم
شد. و در قدرت ماست
كه اين فرصت را
به همگان تعميم
دهيم.
169 – كشورهاي غني
با باز كردن بازارهاي
خود به ميزان بيشتر،
با بخشودگي بيشتر
و سريعتر بدهي
ها و نيز اعطاي
كمك براي توسعه
به ميزان قابل
توجهتر با اهداف
دقيقتر ميتوانند
نقش اساسي ايفا
نمايند.
دسترسي به تجارت
170 – عليرغم گذشته
دهههاي آزادسازي،
سيستم تجارت جهاني
زير بار تعرفهها
و سهميهها باقي
مانده است. اغلب
كشورهاي صنعتي
هنوز از بازارهاي
خود در مقابل محصولات
كشاورزي و تمتمي
آنها از بازارهاي
خويش در مقابل
منسوجات محافظت
ميكنند، يعني
دو بخشي كه در آن
كشورهاي در حال
توسعه داراي مزيت
نسبي شناخته شده
ميباشند. علاوه
بر اين كمكهاي
كشاورزي در كشورهاي
صنعتي قيمتهاي
جهاني را پايين
ميآورد، كه اين
امر لطمه بيشتري
به كشاورزان كشورهاي
فقير وارد ميآورد.
171 – همه بهاي سنگيني
بابت اين رويهها
ميپردازند. هزينه
تقريبي كه بابت
هر شغل در كشورهاي
صنعتي “ صرفه جويي
“ ميشود، بسته
به نوع صنعت از
000/30 تا 000/ 200 دلار است.
زيانهاي جهاني
اقتصادي ناشي
از حمايت كشاورزي
ممكن است به مبلغ
150 ميليارد دلار
در سال برسد، كه
20 ميليارد دلار
آن بابت صادرات
از دست رفته كشورهاي
در حال توسعه است.
كشورهاي در حال
توسعه همچنين
با سياستهاي
حمايتي خود در
كشاورزي و ساير
موارد، خسارت
هنگفتي به خود
وارد ميآورند.
172 – رهبران سياسي
به جاي آنكه بكوشند
صنايع در حال سقوط
را سرپا نگهدارند،
كه هميشه دراز
مدت به شكست ميانجامد،
بايد مهارتها
را از طريق تعليم
و تربيت و آموزش
بالا برند و كمك
تعديلي تامين
نمايند.
173 – دهمين اجلاسيه
كنفرانس ملل متحد
درباره تجارت
و توسعه كه اخيراً
در بانكوك برگزار
گرديد لزوم دسترسي
بهتر به بازار
محصولات كشاورزي
و صنعتي كه از كشورهاي
كمتر توسعه يافته
صادر ميشود را
مورد تاكيد قرار
داد. اين امر مخصوصاً
براي جنوب صحرا
در آفريقا مفيد
است.
174 – من از كشورهاي
صنعتي قوياً درخواست
ميكنم كه در مورد
صادرات كشورهاي
كمتر توسعه يافته،
معافيت از مايات
و سهميه را مورد
بررسي قرار دهند،
و حاضر باشند در
سومين كنفرانس
ملل متحد درباره
كشورهاي كمتر
توسعه يافته كه
در مارس 2001 برگزار
ميگردد تعهد
خود را به امضاء
رسانند.
175 – يك موضوع مرتبط
با تجارت در سالهاي
اخير بروز كرده
است. به تمايل عدهاي
اشاره ميكنم
كه آزاد سازي تجارت
را به تامين پارهاي
معيارها در زمينه
مسائل كارگري،
محيط زيست و حقوق
بشر از كشورهاي
در حال توسعه مشروط
ميكنند. در اين
امر بايد دقت زياد
به عمل آيد تا به
بهانه گيري براي
اتخاذ سياست حمايتي
تبديل نشود.
176 – من راهحل متفاوتي
پيشنهاد ميكنم.
اول اينكه، در
بسياري از اين
موارد موافقتنامههايي
درباره ارزشهاي
جهاني و معيارهاي
مشترك وجود دارد،
كه ثمره كنفرانسهاي
متعدد و مذاكرات
طولاني است. آنچه
اكنون مورد لزوم
ميباشد اين است
كه كشورها به تهدات
خود عمل نمايند
و كارگزاريهاي
ذيربط ملل متحد
منابع و حمايت
در اختيار داشته
باشند تا به آنها
كمك نمايند. اگر
اين سخن بدان مني
باشد كه مثلاً
دنيا بايد يك سازمان
جهاني و زيست محيطي
قويتري داشته
باشد، يا اينكه
سازمان جهاني
كار بايد تقويت
شود، در آن صورت
بگذاريد اين امكانات
را مورد بررسي
قرار دهيم.
177 – ثانياً شركتهاي
جهاني بايد يك
نقش رهبري ايفا
نمايند. اين شركتها
با صرف هزينه اندك،
اگر اصولاً برايشان
هزينهاي در بر
داشته باشد، ميتوانند
در محدوده شركت
خود، در هر جا كه
به عمليات ميپردازند
رويههاي خوبي
اعمال نمايند.
اين حركت يك اثر
نمايشي مفيدي
در سرتاسر جهان
خواهد داشت. به
همين علت از جامعه
بازرگاني دعوت
كردم كه در يك “
پيمان جهاني “ به
من بپيوندند و
در رويههاي شركت
خود يك سري ارزشهاي
محوري در سه زمينه
اعمال نمايند،
يعني معيارهاي
كارگري، حقوق
بشر و محيط زيست
( رجوع به قاب 4 ). اين
ابتكار مورد تاييد
طيف وسيعي در انجمنهاي
بازرگاني، گروههاي
كارگري و سازمانهاي
غير دولتي قرار
گرفته است و اميدوارم
به زودي اولين
رهبران بازرگاني
را كه به ما ميپيوندند
تا پيمان جهاني
را به يك واقعيت
روزمره تبديل
نمايند را اعلام
كنم.
تخفيف بدهيها
178 – سطح بالاي بدهي
خارجي به منزله
بار سنگيني بر
رشد اقتصادي در
بسياري از كشورهاي
فقير ميباشد.
الزامات پرداخت
بدهي از طريق ارز
با پشتوانه قوي
مانع ميشود كه
آنها بتوانند
در تعليم و تربيت
و مراقبت پزشكي
سرمايه گذاري
كافي بعمل آورند
و در قبال بلاياي
طبيعي و ساير موارد
اضطراري بنحو
موثري واكنش نشان
دهند. بنابراين
تخفيف بدهيها
براي كشورهاي
فقير كه شديداً
مقروضند بايد
جزو لاينفك سطح
جامعه جهاني در
مورد توسعه باشد.
قاب 4
پيمان جهاني: چهاچوبي
براي همكاري بين
سازمان ملل و بخش
خصوصي
پيمان جهاني كه
در اوايل 1999 توسط
دبير كل اعلام
گرديد، يك تعهد
و اقدام مشترك
سازمان جهاني
كار، برنامه محيط
زيست ملل متحد
كميسارياي عالي
امور پناهندگان
ملل متحد است.
اين پيمان خواستار
آن است كه شركتها
به ترويج معيارهاي
عادلانه كارگري،
احترام نسبت به
حقوق بشر و حفظ
محيط زيست بپردازند.
از شركتها درخواست
شده كه تعهدات
خود را نسبت به
اصول كلي اين سه
زمينه به صورت
رويههاي مشخص
مديريتي درآورند.
پيمان جهاني مبتني
بر اين عقيده است
كه وارد كردن ارزشهاي
جهان شمول در بافت
بازارهاي جهاني
و رويههاي شركتي
به پيشبرد اهداف
گسترده اجتماعي
كمك كرده در عين
حال بازار آزاد
فراهم ميآورد.
به منظور پيگيري
اين دستور كار
آرمانگرايانه،
تيم مربوط به پيمان
در سازمان ملل
متحد يك
( web site ) ايجاد كرده
كه اطلاعاتي درباره
پيمان در اختيار
ميگذارد، و دسترسي
به بانكهاي اطلاعاتي
سازمان ملل مستقر
در كشورها را فراهم
ميكند و “ بهترين
رويه“ هاي شركت
را در زمينههاي
حقوق بشر، معيارهاي
كارگري و حفظ محيط
زيست را توصيف
مينمايد، و گفتگو
درباره برنامههاي
حمايتي و مشاركت
را ترويج ميكند
و ميتوان با اين
آدرس بدان دسترسي
پيدا كرد.
Unglobalcompact.org :/http
موسسات زير از
پيمان جهاني فعالانه
حمايت ميكنند:
انجمنهاي تجارت
جهاني، اطاق بينالمللي
بازرگاني، سازمان
بينالمللي كارفرمايان،
شوراي جهاني تجارت
درباره توسعه
پايدار و مجمع
رهبران بازركاني
كه به نام وليعهد
انگلستان نامگذاري
شده است.
ساير انجمنهاي
جهاني كه به اين
امر پيوستهاند
يا در شرف پيوستن
ميباشند شامل
موسسات زير هستند:
انجمن بينالمللي
صنعت كود شيميايي،
فدراسيزن بينالمللي
مهندسين مشاور،
فدراسيون جهاني
صنعت كالاهاي
ورزشي، موسسه
بينالمللي آهن
و فولاد، انجمن
حفظ محيط زيست،
صنعت بينالمللي
نفت، انجمن حفط
محيط زيست و شوراي
بينالمللي انجمنهاي
شيميايي.
كنفدراسيون
بينالمللي اتحاديههاي
آزاد كارگري.
سازمانهاي غير
دولتي موضوعگرا
كه به امور زيست،
حقوق بشر و توسعه
ميپردازند.
179 – زمان بندي مكرر
بدهيهاي دوجانبه
اين كشورها موجب
كاهش قابل ملاحظهاي
در كل ديون آنها
نشده است. بنابراين
در سال 1996 ، جامعه
بينالمللي اعطا
كنندگان به ابتكاري
دست زد تا بدهي
اين كشورها را
تا سطح قابل تحملي
تقليل دهد. كه اصطلاحاً
اقدام HIPC ناميده
ميشود. در مدت
سه سالي كه اقدام
فوق به تصويب رسيده،
فقط چهار كشور
واقعاً واجد شرايط
شناختهشدهاند.
نه كشور ديگر به
آن حد نزديك ميشوند،
در حالي كه پنج
كشور ديگر مشغمل
مذاكرات مقدماتي
هستند، ولي پيشرفت
كند بودهاست.
180 – پيشنهاد گسترش
برنامه HIPC ( كه اجلاس
هشت كشور بزرگ
صنعتي8 G) در ژوئن
1999 در كلن Cologne باآن
موافقت كرد و در
سپتامبر مورد
تاييد نهادهاي
مالي بينالمللي
قرار گرفت ) مقرر
داشته كه بدهيها
به نحو عميقتر،
سريعتر و وسيعتر
تخفيف يابد. ولي
اين موضوع هنوز
اجرا نشده است.
موانع ديگر نيز
وجود دارد. مثلاً
هنوز ساز و كاري
براي تجديد ساختار
به مقياس وسيع
در مورد مبالغي
بسياري از وام
گيرندگان خصوصي
در بخش بانكداري
و شركتها در كشورهاي
در حال توسعه به
وامدهندگان
خارجي بدهكارند،
وجود ندارد.
181 – من از كشورهاي
ياري رسان و نهادهاي
مالي بينالمللي
درخواست ميكنم
كه موضوع حذف كليه
بدهيها رسمي
كشورهاي فقيري
كه بدهي سنگين
دارند از دفاتر
خود، در مقابل
تعهد اين كشورها
مبني بر كاهش فقر،
را مورد بررسي
قرار دهند.
182 – دولتها در طرح
ريزي اين قبيل
برنامههاي ملي
تقليل فقر تشويق
ميشوند با جامعه
مدني از نزديك
مشورت نمايند.
183 – من گامي فراتر
نهاده، پيشنهاد
ميكنم كه در آينده
روش كاملاً جديدي
براي حل مسئله
بدهي اتخاذ كنيم.
اجزاي اصلي چنين
روشي ميتواند
شامل لغو فوري
بدهي كشورهايي
باشد كه دچار مخاصمات
عمده يا بلاياي
طبيعي شدهاند،
تعداد كشورهاي
برنامه HIPC را ميتوان
بسط و به آنها امكان
داد تا تنها بر
مبناي فقر احراز
شرايط كنند، بازپرداخت
بدهي را تا حداكثر
درصدي از درآمد
ارز خارجي ثابت
نگاه دارند، يك
روند داوري در
مورد بدهي ميتوان
برقرار ساخت يا
بين منافع طلبكاران
و بدهكاران مستقل
تعادل ايجاد شود
و نظم بيشتري در
روابط آنها ايجاد
گردد.
184 – فراتر از همه
اجازه دهيد به
صراحت و روشني
اذعان كنيم كه
بدون يك برنامه
متقاعد كننده
درمورد تخفيف
بدهيها، در آغاز
هزاره جديد، هدف
ما مبني بر به نصف
رسانيدن فقر جهاني
تا قبل از سال 2015
فقط يك رويا خواهد
بود.
كمك به توسعه
به طور رسمي
185 – كمك به توسعه،
كه سومين ستون
حمايت توسط جامعه
بينالمللي است،
طي چند دهه گذشته
منظماً رو به كاهش
رفته است. نشانههايي
در دست است مبني
بر اينكه از شدت
اين افول كاسته
شده، ولي عليرغم
افزايشهاي اخير
به وسيله پنج كشور،
هيچ نيروي محركه
صعودي هنوز به
چشم نميخورد
( رجوع كنيد به نمودار
5 ). درست است كه جريان
سرمايهگذاري
خصوصي به نحو قابل
ملاحظهاي افزايش
يافته، ولي بسياري
از كشورهاي فقير
هنوز به طور كامل
مجهز نيستند تا
اين سرمايهگذاري
را جذب نمايند.
186 – جريان اعانه
مازاد بر اين بايد
براي پشتيباني
از اولويتهايي
كه توضيح دادم
بسيج شود: يعني
برنامههايي
كه رشد را تشويق
و به فقيران كمك
ميكند. اعانه
همچنين بايد فرصتهاي
سرمايهگذاري
داخلي و خارجي
را ترويج نمايد.
مثلاً شايد بتوان
مقداري از ريسك
خصوصي در كشورهاي
فقيير راجنران
نمايد. بخش خصوصي
نيز ميتواند
در تامين كمك قبل
از سرمايهگذاري
مفيد واقع شود،
نظير مورد مشاركت
بين كنفرانس تجارت
و توسعه ملل متحد،
انكتاد ( UNCTAD ) و اطاق
بينالمللي بازرگاني
در مورد ايجاد
راهنماي سرمايهگذاري
براي كشورهاي
كمتر توسعه يافته
( رجوع كنيد به قاب
5 ).
قاب 5
جلب سرمايهگذاري
به كشورهاي بسيار
فقير: ابتكاري
بين سازمان ملل
متحد و بخش خصوصي.
سرمايهگذاري
مستقيم خارجي
نقش مهمي در رشد
اقتصادي كشورهاي
در حال توسعه ايفا
ميكند. اكثر اين
سرمادهگذاريها
به طرف دنياي صنعتي
ميرود، ولي سهم
فزايندهاي،
حدود يك چهارم
كل،اكنون به
سوي كشورهاي در
حال توسعه رهسپار
ميشود. طي ده سال
گذشته جريان سرمايه
خصوصي، در مقايسه
با كمك رسمي براي
توسعه، منبع خيلي
مهمتر اعتبار
توسعه براي بسياري
از كشورهاي در
حال توسعه گرديده
است.
ولي سرمايهگذاري
مستقيم خارجي
به كليه قسمتهاي
جهان در حال توسعه
به طور مساوي جريان
نمييابد. آسيا
بيست برابر جنوب
صحرا در آفريقا
سرمايهگذاري
خارجي دريافت
ميكند. در صورتي
كه نياز صحرا به
اين سرمايهگذاري
خيلي بيشتر است.
چرا فقيرترين
و نيازمندترين
كشورها كمترين
ميزان سرمايهگذاري
خصوصي دريافت
ميكنند؟ دلايل
پيچيدهاي براي
اين امر وجود دارد.
اجرا و استفاده
اندك از سرمايه
و بازار كار، حكومت
ضعيف و هزينه بالاي
حمل و نقل قسمتي
از مسئله است. ولي
حتي موقعي كه كشورهاي
در حال توسعه تعهد
نمايند اصلاحات
لازم براي مقابله
با اين مسئله را
انجام دهند باز
هم سرمايهگذاري
مستقيم كه سخت
بدان نيازمندند
را دريافت نمينمايند.
غالباً چالش كليدي
عبارت است از دادن
اطلاع به سرمايه
گذاران خارجي
مبني بر اينكه
اصلاحات لازم
انجام پذيرفته
و فرصتهاي سرمايهگذاري
وجود دارد. انجام
اين عمل دقيقاً
هدف عمده ابتكار
مشتركي ميباشد،
كه كنفرانس سازمان
ملل درباره تجارت
و توسعه ( UNCTAD ) و اطاق
بينالمللي بازرگاني
( ICC ) تقبل نمودهاند.
اين ابتكار شامل
يك سري راهنماهاي
سرمايهگذاري،
تشريح فرصتهاي
سرمايهگذاري
و شرايط در كشورهاي
بسيار فقير و ترويج
گفت و گو بين دولتها
و سرمايهگذاران
احتمالي است. هدف
اصلي كمك به تقويت
ظرفيت فقيرترين
كشورها در جذب
سرمايهگذاري
است.
28 شركت كه نامشان
زبانزد همگان
است، از اين مشاركت
حمايت به عمل ميآورند
و به طرح UNCTAD و ICC كمك
ميكنند. چين،
فنلاند، فرانسه،
هند و نروژ نيز
حمايت به عمل ميآورند.
طرح UNCTAD و ICC يكي از
پروژههاي متعدد
همكاري خصوصي
و عمومي ميباشد
كه اكنون در سازمان
ملل متحد دنبال
ميشود. با توجه
به اينكه جريان
اعانه در دهه 90
رو به كاهش گذارده،
اين نوع همكاري
به وسيله مهمي
براي كمك به روند
توسعه در كشورهاي
فقير تبديل گرديده
است.
187 – اگر قرار باشد
برنامه كمكهاي
خارجي بهترين
نتيجه را بدهد
در آن صورت بار
اداري آن بر كشورهايي
كه قرار است مورد
كمك واقع شوند،
بايد به نحو چشمگيري
كاهش يابد، و اين
كشورها بايد سهم
مهمي در طرح ريزي
آن داشته باشند.
چهار چوب كمك به
توسعه گام مهم
و موفقي ( و نيز
تغييراتي كه توسط
ساير كارگزاريها
منجمله بانك جهاني
به عمل آمده ) در
اين مسير است ( رجوع
كنيد به قاب 6 ) ولي
برنامههاي دوجانبه
بايد خيلي بهتر
با يكديگر هماهنگ
شوند.
188 – در نتيجه جهاني
شدن، تعهد دنيا
نسبت به فقيران
اندك اندك به جشم
ميخورد و اين
نه تنها يك الزام
اخلاقي است، بلكه
منفعت مشترك نيز
منسوب ميشود.
هر كشور هنوز بايد
به مسئوليت اساسي
براي برنامههاي
رشد اقتصادي و
تقليل فقر خود
گردن نهد. ولي رهايي
از بلاي فقر مفرط
چالشي بر عهده
همه ماست، و نبايد
از مقابله با آن
سر باز زنيم.
قاب 6
همكاري براي توسعه:
چهار چوب ملل متحد
براي توسعه
طي دهه گذشته همكاري
براي توسعه به
نحو چشمگيري تغيير
كرده است، و روي
موضوعات حقوق
بشر، توسعه انساني
و مسائل زيست محيطي
تاييد خيلي بيشتري
به عمل ميآيد.
تقاضا براي كمك
افزايش يافته
ولي منابع براي
پاسخگويي به آن
تقاضاها كاهش
پيدا كرده است.
از ملل متحد به
نحو فزايندهاي
خواسته ميشود
كه با منابع و امكانات
كمتر كار بيشتر
انجام دهند. اين
امر به نحو خود
مستلزم همكاري
بيشتر بين كارگزاريهاي
ما و مشاركت زيادتر
با نقشآفرينان
در جامعه مدني
و بخش خصوصي بوده
است. همانطور كه
كارگزاريهاي
مربوط به توسعه
و سازمانهاي غير
دولتي افزايش
يافته، لزوم هماهنكي
بهتر به همان نسبت
نيز زياد شده است.
براي آنكه همكاري،
انسجام و تاثير
بيشتر در كار سازمان
در سطح مملكتي
ايجاد گردد، چهار
چوب كمك ملل متحد
براي توسعه ( UNDAF ) به
عنوان قسمتي از
برنامه اصلاحات
دبير كل در سال
1997 تاسيس شد. UNDAF يك
چهار چوب مشترك
با ديد مشترك بوده
و بر اساس ارزيابي
مشترك مملكتي
پايه گذاري شده
است.
UNDAF خواستار بهبودي
هماهنگي و اجتناب
در دوباره كاري
اقدامات بين كارگزاريهاي
ملل متحد، حكومتهاي
ملي و ساير شركاي
حامي اولويتهاي
كشور است. اين چهار
چوب اكنون در 74
كشور سرتاسر دنيا
اجرا ميشود،
كه هر كدام تحت
رهبري هماهنگ
كننده مقيم ميباشد،
چهار چوب فوق قسمتي
از روند كليتر
در نظام ملل متحد
است كه از طريق
آن به موضوعاتي
از قبيل توسعه
به نحو جامعتري
پرداخته ميشود.
UNDAF همچنين نشان
دهنده تغيير در
برنامهريزي
توسعه و اجرا از
اداره مركزي به
سطح مملكتي ميباشد.
براي مثال در هند،
UNDAF همكاري بين ملل
متحد و دولت را
در مقابله با چالش
دوگانه جنسيت
و عدم تمركز تسهيل
نمود. در روماني،
UNDAF به تدوين اولين
استراتژي ملي
درباره فقر كمك
كردكه به نوبه
خود قادر ساخت
منابع بيشتري
از ساير اعانه
دهندگان دريافت
دارد.
موفقيتهاي UNDAF در
طول عمر كوتاه
آن بخوبي نشان
ميدهد كه كارگزاريهايي
كه مشتركاً عمل
ميكنند نسبت
به زماني كه به
تنهايي كار كنند
ميتوانند به
موفقيتهاي بيشتر
دست يابند.
( 4 ) آسودگي
خيال از برقراري
امنيت
189 – اكنون 55 سال است
كه جنگي بين قدرتهاي
عمده جهان بروز
نكرده، و اين طولانيترين
مدت در كل تاريخ
نظام نوين دولتهاست.
در منطقه اروپا
كه تا اكنون شامل
اتحاديه اروپا
است ( جايي كه در
آن جنگهاي به شيوه
نوين آغاز شده)
يك جامعه امنيتي
پديد آمده است،
يعني گروهي از
دولتها كه وجه
مشخصه آنها انتظارات
معقول است مبني
بر اين كه ميتوان
مشاجرات را با
شيوههاي صلح
آميز حل كرد.
190- علاوه بر اين
تقريباً پنج دهه
جنگ سرد، كه در
نتيجه وحشت از
عدم برقراري تعادل
هستهاي كه ميتوانست
همگي ما را سريعاً
نابود كند ادامه
پيدا كرد، سپري
شد. بعضي ناظران
از اين واقعيت
اظهار تاسف نموده
و ادعا ميكنند
كه وضع دو قطبي
پايدار و قابل
پيشبيني بوده
و به حفظ صلح كمك
ميكرد. ولي اين
امر در جهان در
حال توسعه صادق
نبود: در آنجا جنگ
سرد مصادف با دورهاي
از وقوع جنگهاي
مسلحانه متعدد
بود، كه آتش آن
توسط طرفين در
دنياي دو قطبي
شعله ور ميشد.
موقعي كه جنگ سرد
پايان يافت، منبع
حمايت سياسي و
مادي خارجي ديگر
وجود نداشت.
191 – بعد از آنكه ملل
متحد از جنگ سرد
آزاد شد امكان
يافت نقش مهمتري
ايفا نمايد. تعداد
موافقتنامههاي
صلح كه در اين دهه
به مذاكره گذاشته
شد و به امضاء رسيد
سه برابر موافقتنامههاي
مجموعه سه دهه
قبل بود.
192 – مدت زماني كه
كثرت وقوع جنگ
بين كشورها رو
به كاهش گذارده
است. . جهاني شدن
اقتصاد منافع
تسخير ارضي را
تا ميزان زيادي
از بين برده، و
در همين حال خرابي
ناشي از جنگ نوين
هزينه آن را افزايش
داده است. ان حقيقت
كه تعداد دموكراسيها
از سال 1990 تقريباً
دو برابر شده،
خود به همان اندازه
اهميت دارد، زيرا
دولتهاي دموكراتيك
كه استقرار يافتهاند
به دلايل مختلف
به ندرت با يكديگر
به شيوههاي نظامي
ميجنگند.
193 – از دهه 1990 جنگها
عمدتاً داخلي
و وحشيانه بوده
و جان بيش از 5 ميليون
نفر را گرفته است.
اين جنگها بيش
از آنكه به مرزها
تجاوز كرده باشد
به انسانها متعرض
شدهاست. كنوانسيونهاي
بشر دوستانه بارها
نقض شده، غير نظاميان
و كمكرسانان
به اهداف استراتژيك
تبديل شدهاند
و كودكان مجبور
شدهاند كه دست
به قتل بزنند. جنگهاي
فوق كه غالباً
از جاه طلبي سياسي
يا طمع ناشي ميشوند
بر سر اختلافات
قومي و مذهبي شعله
ور شده، و توسط
منافع اقت