جيمز
اي بيكر III
لي اچ هميلتون
روساي مشترك
گزارش
کامل گروه مطالعات
عراق
به دنبال
بروز بحرانهاي
حاصل از شكستهاي
راهبردي دولت
بوش در منطقه خاورميانه
و شكست جمهوريخواهها
در انتخابات 7
نوامبر، كنگره
اين كشور و گروهي
متشكل از 10 نفر
از كارشناسان
برجسته پيشين
و كنوني آمريكا
از دو حزب جمهوريخواه
و دموكرات تشكيل
شد تا درباره نقاط
ضعف راهبرد پيشين
واشنگتن در منطقه
تحقيق كرده و راهكارهايي
را براي راهبرد
جديد ارايه كنند.
"جيمز بيكر" وزير
امور خارجه پيشين
آمريكا از سوي
حزب بوش به رياست
اين گروه منصوب
شد كه خانواده
بوش از وي به عنوان
"آقاي درستش كن"
ياد ميكنند تا
شايد بتواند نيروهاي
آمريكايي را از
باتلاق عراق نجات
دهد.
"لي هميلتون"
نماينده پيشين
دموكرات كنگره
آمريكا نيز رياست
مشترك اين گروه
را برعهده داشته
است. اين اقدام
در راستاي ايجاد
توافق ميان احزاب
عمده آمريكا درباره
راهبرد آمريكا
در عراق صورت گرفت.
اين گروه روز چهارشنبه
6 دسامبر برابر
با 15 آذر ماه گزارش
مفصل خود را به
رئيس جمهوري آمريكا
تقديم كرد كه متن
كامل گزارش اين
گروه در ادامه
تقديم ميشود.
اعضاء
جيمز اي بيكر III
، لي اچ هميلتون
روساي مشترك
لورنس اس ايگلبرگر
ورنون اي جوردن
جونيور، ادوين
مسه III،
سندرا دي اوكانر،
لئون اي پنتا،
ويليام جي پري،
چارز اس راب،
آلن كي سيمپسون
فهرست مطالب
نامه روساي مشترك
خلاصه هيئت رئيسه
ارزيابي
ارزيابي اوضاع
كنوني در عراق
امنيت
سياست
اقتصاد
حمايتهاي بينالمللي
نتيجهگيري
پيامدهاي زوال
مداوم در عراق
برخي روندهاي
جايگزين در عراق
خروج شتابزده
باقي ماندن در
كار
اضافه كردن نيروهاي
بيشتر
واگذاري اختيارات
به سه منطقه
راهكار پيشرفت
ـ شيوه تازه
شيوه خارجي: ايجاد
اجماع بينالمللي
عمليات آفندي
جديد ديپلماتيك
گروه حمايت بينالمللي
عراق
پرداختن به ايران
و سوريه
محتواي گستردهتر
بينالمللي
شيوه داخلي: كمك
به عراقيها تا
بتوانند به خودشان
كمك كنند
عملكرد در مراحل
مختلف
آشتي ملي
نيروهاي امنيتي
و نظامي
پليس و دادگاه
جنايي
بخش نفت
كمكهاي اقتصادي
و بازسازي آمريكا
به عراق
تدوين، ارائه
و بررسي بودجه
پرسنل آمريكايي
فعاليت اطلاعاتي
ضميمهها
نامه سازمانهاي
حامي
جلسات با شركت
همه اعضاء گروه
مطالعات عراق
مشاورهاي گروه
مطالعات عراق
گروههاي كاري
تخصصي و هيئت ارشد
مشورتي نظامي
گروه مطالعات
عراق
حمايت گروه مطالعات
عراق
نامه روساي مشترك
راهكار جادويي
براي حل مشكلات
عراق وجود ندارد.
به هر حال، اقداماتي
براي بهبود اوضاع
و حمايت از منافع
آمريكا ميتوان
صورت داد.
بسياري از آمريكاييها
نهتنها از اوضاع
در عراق رضايت
ندارند، بلكه
از وضعيت مباحثات
سياسي جاري ما
درباره عراق راضي
نيستند. سران سياسي
ما بايد رويكردي
دو حزبي اتخاذ
كنند تا بتوان
نتيجهاي معقول
درباره آنچه بگيرند
كه اكنون جنگ عراق
را به نبردي فرسايشي
و پرهزينه بدل
كرده است. كشور
ما مستحق آن است
كه مباحثاتي در
پيش گيرد كه به
برتري بر لفاظيها
منجر شود و سياستي
در پيش گيرد كه
از حمايت مالي
مناسب برخوردار
بوده و مداومت
داشته باشد.
رئيسجمهوري
و كنگره بايد با
يكديگر همكاري
كنند. سران ما
بايد در برابر
مردم آمريكا صادق
و بيپرده سخن
گويند تا بتوانند
حمايت آنها را
كسب كنند.
كسي نميتواند
ضمانت دهد كه روند
اقدامات در عراق
در شرايط كنوني
ميتواند به نبردهاي
قومي در عراق و
خشونتهاي فزاينده
پايان داده و جلوي
خيزش كشور به سمت
هرجومرج را بگيرد.
پيامدهاي احتمالي
آن شديد خواهد
بود. بهخاطر نقش
و مسئوليت آمريكا
در عراق و تعهدي
كه دولت ما ارائه
كرده است، آمريكا
وظايف ويژهاي
دارد. كشور ما
بايد بتواند به
بهترين نحو ممكن
به مشكلات متعدد
عراق رسيدگي كند.آمريكا
منافع و روابط
بلندمدتي در خاورميانه
دارد كه در خطر
است و لازم است
همچنان دخالت
داشته باشد.
در اين گزارش كه
مورد توافق طرفين
است، 10 نفر از اعضاي
گروه مطالعات
عراق رويكرد تازهاي
ارائه كرده است؛
زيرا ما اعتقاد
داريم كه راهكار
بهتري براي پيشرفت
وجود دارد. همه
گزينهها تاكنون
مورد آزمايش قرار
نگرفته است. ما
اعتقاد داريم
كه ممكن است كه
سياستهاي متفاوتي
پيگيري شود كه
بتواند به عراق
اين فرصت را ارائه
كند تا آينده بهتري
داشته، با تروريستم
مبارزه كند و يكي
از حياتيترين
مناطق جهان را
باثبات ساخته
و از اعتبار، منافع
و ارزش آمريكا
دفاع كند. گزارش
ما اين موضوع را
روشن ميسازد
كه دولت عراق و
مردم اين كشور
نيز بايد براي
دستيابي به آيندهاي
با ثبات و اميدوارانه
تلاش كند.
آنچه كه ما در
اين گزارش ارائه
ميكنيم به تلاش
فراوان از سوي
اراده سياسي نياز
داشته و همكاري
همه نهادهاي قانونگذاري
و مديريتي در دولت
آمريكا را طلب
ميكند. به اجراي
ماهرانهاي براي
اين پيشنهادها
نياز است. همچنين
لازم است كه نهادهاي
مختلف آمريكا
در اين باره وحدت
و تلاش لازم را
مبذول دارند. موفقيت
اين امر به اتحاد
مردم آمريكا بستگي
دارد آن هم در
زماني كه قطبگرايي
سياسي در جريان
است.
آمريكاييها
ميتوانند و بايد
از مباحثات قوي
كه در دموكراسي
رايج است، بهره
گيرند. اگر حمايتهاي
مداوم و جامع وجود
نداشته باشد،
سياست خارجه آمريكا
همچون ديگر اقداماتي
كه در عراق انجام
گرفته، محكوم
به شكست خواهد
بود.
ميخواهيم در
اينجا از همه كساني
كه با ما مصاحبه
كردهاند و همه
افرادي كه اطلاعات
خود را در اختيار
ما قرار دادهاند
چه در داخل و يا
خارج دولت آمريكا
يا عراق و سراسر
جهان به گروه مطالعات
عراق ياري رساندند،
تشكر كنيم.
از گروههاي كارشناسي،
كاركنان سازمانهاي
حمايت كننده تشكر
ميكنيم. از تلاش
همكاران ما در
گروه مطالعات
عراق و كساني كه
با ما در اين كار
دشوار با روحيهاي
صادقانه و غيرحزبي
ياري رساندند،
تشكر ويژه داريم.
ما اين گزارش را
همزمان با ارائه
به رئيسجمهور
و كنگره و مردم
آمريكا به همه
مردان و زناني
كه در نهادهاي
نظامي و غيرنظامي
كشور در عراق خدمت
ميكنند و خانوادههاي
آنان تقديم ميكنيم.
آنان از خود شجاعت
فراوان نشان داده
و ايثار بسياري
به خرج دادهاند.
همه آمريكاييها
به اينها مديون
هستند.
ما به همه عراقيهايي
كه بهخاطر كشورشان
ايثار و از خود
گذشتگي كردهاند
و اعضاء و پرسنل
نيروهاي ائتلاف
در عراق كه در
كنار ما و مردم
عراق ايستادند،
احترام ميگذاريم.
جيمز بيكر، لي
هميلتون
خلاصه هيئت رئيسه
اوضاع عراق خطرناك
و رو به وخامت
است. مسيري وجود
ندارد كه بتواند
ضامن موفقيت باشد
اما دورنماي كار
ميتواند بهبود
يابد.
در اين گزارش ما
تعدادي پيشنهاد
براي اقداماتي
ارائه ميدهيم
كه ميتوان در
عراق، آمريكا
و منطقه در پيش
گرفت. مهمترين
پيشنهاد ما، درخواست
براي در پيش گرفتن
تلاش ديپلماتيك
و سياسي است كه
بتواند آمريكا
را قادر سازد نيروهايش
را بر اساس آن
از عراق خارج كند.
اعتقاد ما بر اين
است كه هر يك از
اين پيشنهادها
براي تقويت پيشنهادهاي
ديگر به يك اندازه
داراي اهميت است.
از اين جهت اگر
آنها بهطور كارآمدي
به مرحله اجرا
درآيند و اگر دولت
عراق به سوي آشتي
ملي پيش رود آنگاه
عراقيها اين
فرصت را خواهند
داشت كه از آينده
و فردايي بهتر
برخوردار بوده
و ضربه محكمي به
تروريسم وارد
خواهد آمد و ثبات
در اين منطقه مهم
از دنيا تقويت
خواهد گشت و اعتبار،
منافع و ارزشهاي
آمريكا حفظ خواهد
شد.
چالشهايي كه
در عراق وجود دارند
پيچيدهاند. دامنه
و مرگباري خشونتها
رو به فزوني است.
اين خشونتها
از سوي شورشيان
عرب سني، شبهنظاميان
شيعه و جوخههاي
مرگ، القاعده
و جنايات گسترده
بهوجود ميآيند.
مناقشات قومي
بزرگترين چالش
براي ثبات است.
مردم عراق با شيوه
دموكراتيك دولت
خويش را برگزيدهاند
اما هنوز آشتي
ملي مناسب و امنيت
در اين كشور برقرار
نيست و خدمات اساسي
مورد نياز مردم
ارائه نمي شود.
بدبيني [در ميان
مردم] برتري دارد.
اگر روند رو به
وخامت اوضاع در
عراق ادامه داشته
باشد، پيامدهاي
آن شديد خواهد
بود. حركت به سوي
هرجومرج ميتواند
به از هم پاشيدن
دولت منجر شده
و فاجعه انساني
بهبار آورد. كشورهاي
همسايه دخالت
خواهند كرد. درگيريهاي
شيعه و سني گسترده
خواهد شد و القاعده
در نبرد تبليغاتي
پيروز خواهد شد
و پايگاه عملياتي
خود را محكم خواهد
كرد. جايگاه جهاني
آمريكا از بين
خواهد رفت. گرايشات
حزبي آمريكاييها
شدت خواهد گرفت.
در طول 9ماه گذشته،
ما رويكردهاي
متفاوت و گوناگوني
را براي پيشبرد
كار در نظر گرفتيم.
همه آنها داراي
نواقص و ايراداتي
بود. روند پيشنهادي
ما كمبودهايي
دارد، اما ما بهطور
جدي معتقديم آن
بهترين راهكار
و راهبرد براي
ايجاد تأثيرات
مثبت بر نتايج
حاصله در عراق
و منطقه خواهد
بود.
رويكرد خارجي
سياستها و اقدامات
همسايگان عراق
به شدت بر ثبات
و شكوفايي آن تأثير
دارد. هيچ كشوري
در منطقه از عراقي
كه در آن هرجومرج
درازمدت وجود
داشته باشد، سود
نميبرد. با اين
حال همسايگان
عراق اقدامات
كافي براي كمك
به دستيابي به
ثبات در اين كشور
انجام نميدهند
و برخي از آنها
نيز مانع ايجاد
ثبات هستند.
آمريكا بايد هر
چه سريعتر عمليات
آفندي ديپلماتيك
تازهاي براي
ايجاد اجماع بينالمللي
در جهت برقراري
ثبات در عراق و
منطقه در پيش گيرد.
اين تلاشهاي
ديپلماتيك بايد
همه كشورهايي
را كه منافعي در
جلوگيري از هرجومرج
عراق دارند مانند
كشورهاي همسايه
در برگيرد. همسايگان
عراق و برخي كشورهاي
مهم در داخل منطقه
و يا خارج از آن
بايد بتوانند
گروه حمايتي تشكيل
دهند تا بتواند
امنيت را تقويت
كرده و آشتي ملي
را برقرار سازند.
هيچيك از اين
موارد ذكر شده
را عراق بهتنهايي
نميتواند برقرار
سازد.
با توجه به توانايي
ايران و سوريه
براي تأثيرگذاري
بر تحولات در عراق
و منافعي كه آنها
در اجتناب از هرجومرج
در عراق دارند،
آمريكا بايد تلاش
كند كه آنها را
بهطور سازندهاي
به تعامل وادارد.
در تلاش براي تأثيرگذاري
بر رفتار هر دو
كشور، آمريكا
ميتواند از مشوقها
و يا بازدارندههايي
كه در اختيار دارد،
استفاده كند. ايران
بايد مانع سرازير
شدن تسليحات به
عراق شده و از
ارائه آموزشهاي
نظامي به عراق
خودداري كند،
استقلال و تماميت
ارضي عراق را رعايت
كند و از نفوذ
خود بر گروههاي
شيعه استفاده
كند و آشتي ملي
را در آنها تقويت
كند. مسئله برنامه
هستهاي ايران
بايد همچنان در
چارچوب پنج كشور
دائم شوراي امنيت
سازمان ملل بهعلاوه
آلمان مورد بررسي
قرار گيرد.
سوريه بايد مرزهاي
مشترك خود را با
عراق كنترل كند
و مانع سرازير
شدن پول، شورشيان
و تروريستها
به داخل و خارج
عراق شود. آمريكا
نميتواند به
اهداف خود در منطقه
دست يابد مگر اين
كه بهطور مستقيم
به مسئله مناقشه
اعراب و اسرائيل
و بيثباتي در
منطقه رسيدگي
كند. آمريكا بايد
بار ديگر تعهدي
تازه براي ايجاد
صلح ميان اعراب
و اسرائيل در همه
جبههها مانند
سوريه، لبنان
ارائه كرده و تعهد
بوش در ژوئن 2002 براي
استفاده از راهكار
تشكيل دو كشور
مستقل اسرائيلي
و فلسطيني بايد
احيا شود.
اين تعهد ميتواند
شامل گفتوگوي
مستقيم با و يا
ميان اسرائيل،
لبنان، فلسطينيهايي
كه حق موجوديت
اسرائيل را بهرسميت
ميشناسند و سوريه
باشد.
آمريكا همزمان
با توسعه رويكرد
خود درباره عراق
و خاورميانه بايد
حمايتهاي اضافي
سياسي، اقتصادي
و نظامي براي افغانستان
ارائه كند. اين
امر شامل منابعي
ميشود كه با خروج
نيروهاي نظامي
از عراق در دسترس
قرار ميگيرند.
رويكرد داخلي
اكنون بزرگترين
سوالي كه درباره
آينده عراق وجود
دارد مسئوليت
عراقيها است.
آمريكا بايد نقش
خود را در عراق
تعديل كرده و مردم
عراق را براي تعيين
سرنوشتشان ترغيب
كند. دولت عراق
بايد با افزايش
تعداد و كيفيت
گردانهاي ارتش
اين كشور شرايط
را براي اين كه
امنيت عراق بار
ديگر به دوش آنها
قرار گيرد، مهيا
سازند.
از آنجاييكه
اين روند هماكنون
نيز در جريان است،
آمريكا بايد در
راستاي تسهيل
اين امر بر تعداد
نيروها و پرسنل
نظامي خود از جمله
يگانهاي رزمي
كه با يگانهاي
عراقي همكاري
دارند را افزايش
دهد. زماني كه
اين اقدامات در
پيش گرفته شود،
آنگاه نيروهاي
نظامي آمريكا
ميتوانند از
عراق خارج شوند.
مأموريت اوليه
نيروهاي آمريكايي
در عراق بايد حمايت
از نيروهاي ارتش
عراق باشد تا بتوانند
مسئوليت اوليه
عملياتهاي رزمي
را برعهده گيرند.
تا سه ماهه اول
2008 شاهد تحولات
غيرمنتظرهاي
در اوضاع امنيتي
عراق خواهيم بود
و همه گردانهاي
رزمي غيرضروري
ميتوانند از
اين كشور خارج
شوند. در آن زمان،
حضور نيروهاي
رزمي آمريكا در
عراق تنها به واحدهايي
مختص خواهد بود
كه در كنار نيروهاي
عراقي فعاليت
دارند و يا در
يگانهاي واكنش
سريع و يا عملياتهاي
ويژه عضويت دارند
و يا اين كه در
امر آموزش، تجهيز،
مشاوره و پشتيباني
و يا امداد و نجات
حضور دارند.
امور اطلاعاتي
و حمايتي ادامه
خواهد داشت. يكي
از مأموريتهاي
يگانهاي واكنش
سريع و نيروهاي
عمليات ويژه انجام
حملات عليه مواضع
القاعده در داخل
عراق خواهد بود.
روشن است كه دولت
عراق در آينده
به كمكهاي آمريكا
بخصوص در زمينه
مسئوليتهاي
امنيتي نيازمند
است. با اين حال
آمريكا بايد براي
دولت عراق روشن
سازد كه واشنگتن
ميتواند به طرحهاي
خود از جمله تغيير
در آرايش نيروها
جامه عمل بپوشاند
حتي اگر دولت بغداد
نتوانسته باشد
تغييرات از پيش
تعيين شده را اعمال
كند. آمريكا نبايد
تعهد بيپاياني
به عراقيها ارائه
كند و شمار زيادي
از نيروهاي خود
را در عراق مستقر
نگهدارد.
با در پيش گرفتن
خروج نيروها،
فرماندهان نظامي
بايد بر آموزش
و فراگيري نيروهايي
كه به آمريكا باز
ميگردند، تأكيد
كرده تا توان رزمي
كامل يگانهاي
نظامي حفظ شود.
با بازگرداندهشدن
تجهيزات به آمريكا،
كنگره نيز بايد
بودجه كافي را
براي بهينهسازي
تجهيزات طي پنج
سال آينده تصويب
كند.
آمريكا بايد همكاري
نزديكي با فرماندهان
عراقي براي حمايت
از دستيابي به
مراحل و اهداف
خاص در زمينه
آشتي ملي، امنيت
و اداره كشور مبذول
دارد. نميتوان
انتظار معجزه
داشت اما مردم
عراق اين حق را
دارند كه شاهد
اقدامات و پيشرفتها
باشند. نياز است
كه دولت عراق به
شهروندان خود
و همچنين شهروندان
آمريكايي و ديگر
كشورها نشان دهد
كه مستحق دريافت
اين حمايتها
است.
نوري مالكي، نخست
وزير عراق در مشورت
با آمريكا يكسري
مراحل حساس را
براي عراق تدوين
كرد. فهرست ارائهشده
توسط وي شروعي
خوب قلمداد ميشود
اما اين مراحل
بايد بهگونهاي
توسعه يابد كه
بتواند به تقويت
دولت عراق منجر
شده و به نفع مردم
عراق تمام شود.
رئيسجمهور بوش
و تيم امنيت ملي
وي بايد در تماس
مداوم با سران
عراقي باشند تا
اين پيام به آنها
منتقل شود كه بايد
اقدامي محكم ازسوي
دولت عراق در پيش
گرفته شود تا پيشرفت
اساسي به سوي تحقق
اين مراحل تدوين
شده حاصل شود..
اگر دولت عراق
اراده سياسي خود
را نشان دهد و
پيشرفتهاي اساسي
در راستاي دستيابي
به مراحل و اهداف
در زمينه آشتي
ملي، امنيت و اداره
كشور حاصل شود
آنگاه آمريكا
بايد تمايل و اشتياق
خود را براي ادامه
آموزشها، كمكها
و حمايتها از
نيروهاي امنيتي
عراق نشان داده
و به حمايتهاي
سياسي، نظامي
و اقتصادي خود
ادامه دهد. اگر
دولت عراق نتواند
به پيشرفتهاي
اساسي در راستاي
دستيابي به مراحل
واهداف مورد نظر
در زمينه آشتي
ملي، امنيت و اداره
كشور دست پيدا
كند آمريكا نيز
بايد از حمايتهاي
سياسي، نظامي
و اقتصادي خود
از دولت عراق دست
بردارد.
گزارش ما، در حوزههاي
مختلف پيشنهادهايي
ارائه ميكند.
اين پيشنهادها
بهبود در نظام
قضايي جنايي عراق،
بخش نفت، تلاشهاي
آمريكا در بازسازي
عراق، رديف بودجه
آمريكا، آموزش
پرسنل دولت آمريكا
و توانايي و قابليتهاي
اطلاعاتي را شامل
ميشوند.
نتيجهگيري
ديدگاه مشترك
گروه مطالعات
عراق اين است كه
اين پيشنهادها
راهكار تازهاي
در پيشرفت آمريكا
در عراق و منطقه
ارائه ميكنند.
اين راهكارها
جامع بوده و نياز
است كه بهگونهاي
هماهنگ اجرا شوند.
نبايد اين پيشنهادها
را جدا از هم در
نظر گرفت. پويايي
و متغيرهاي منطقه
به اندازه اتفاقات
و رخدادهاي داخل
عراق اهميت دارند.
چالشها خطرناك
هستند. روزهاي
دشواري در پيش
است، اما با پيگيري
اين راهكار، عراق،
منطقه و ايالاتمتحده
آمريكا ميتوانند
قوت بيشتري بگيرند.
ارزيابي
ضمانتي براي موفقيت
در عراق وجود ندارد.
اوضاع در پايتخت
اين كشور و چندين
استان مهلك است.
صدام حسين از قدرت
كنار زده شد و
مردم عراق توانستند
بهطور دموكراتيك
دولت خود را انتخاب
كنند. دولتي كه
به نمايندگي از
جمعيت عراق برگزيده
شده است. با اين
حال هنوز دولت
عراق نتوانسته
است كه بهطور
مناسبي آشتيملي
را پيش برده، امنيت
را برقرار كرده
و يا خدمات اساسي
مورد نياز مردم
را ارائه كند.
ميزان خشونتها
بسيار بالا و رو
به فزوني است.
رنجهاي زيادي
تحميل ميشود
و زندگي روزمره
بسياري از عراقيها
بهبودي نيافته
است. بدبيني در
مردم غالب است.
ارتش آمريكا و
پرسنل غيرنظامي
و شركاي ما در
ائتلاف، تلاشهاي
ايثارگرانه و
بيسابقهاي
انجام ميدهند
تا به عراقيها
كمك كنند. بسياري
از عراقيها همچنين
تلاش فوقالعاده
و فداكاري چشمگيري
براي آينده بهتر
انجام ميدهند؛
ولي به هر حال
توانايي آمريكا
براي تأثيرگذاري
بر تحولات و اتفاقات
درون عراق رو به
زوال است. بسياري
از عراقيها به
هويتهاي قومي
متمايل شدهاند.
نبود امنيت بر
تحولات اقتصادي
فائق آمده است.
بيشتر كشورهاي
منطقه نقش سازندهاي
در حمايت از دولت
عراق ايفا نميكنند
و برخي از آنها
عامل بيثباتي
هستند.
عراق براي ثبات
در منطقه و حتي
ثبات جهاني، حياتي
است. اين كشور
در گير و دار خطوط
قومي شيعه و سني
و جمعيت كرد و
عرب قرار دارد.
عراق دومين ذخاير
بزرگ نفتي دنيا
را داراست. اين
كشور هماكنون
به كانون و پايگاه
عمليات تروريسم
بينالملل از
جمله القاعده
بدل گشته است.
مسئله عراق در
محوريت سياست
خارجه آمريكا
است و بر چگونگي
ديدگاه واشنگتن
به منطقه و سراسر
جهان تأثيرگذار
است. به دليل جاذبه
و ثقل شرايط عراق
و اهميت حياتي
اين كشور، آمريكا
يكي از مشكلترين
و مهمترين چالشهاي
خود را در دهههاي
اخير تجربه ميكند.
از آنجايي كه تحولات
كنوني عراق بهخاطر
تصميم و اقدام
آمريكاييها
پيش آمده است بنابراين،
آمريكا در انجام
هر آن چه كه بتواند
به عراقيها فرصت
جلوگيري از اغتشاش
بدهد، داراي منافع
ملي و اخلاقي است.
ارزيابي از اوضاع
شرايط امنيتي،
سياسي، اقتصادي
و اوضاع منطقه
كه آمار و ارقام
آن ارائه شده است
از ارزيابي ادامه
زوال عراق و وخامت
اوضاع در اين كشور
و آناليز ارائه
روند تازه در
اين كشور پيروي
ميكند.
ارزيابي اوضاع
كنوني در عراق
امنيت
حملات عليه نيروهاي
ائتلاف و نيروهاي
امنيتي عراق مداوم
و فزاينده است.
اكتبر 2006 مرگبارترين
ماه در عراق از
ژانويه 2005 به بعد
بوده است و طي
آن 102 آمريكايي
كشته شدند. كل
حملاتي كه در اكتبر
2006 در هر روز انجام
شده است به ميانگين
180 حمله در هر روز
رسيده است كه اين
رقم در ژانويه
2006 برابر با 70 حمله
در روز بوده است.
حملات روزمره
عليه نيروهاي
امنيتي عراق در
ماه اكتبر دو برابر
ميزان حملات در
ژانويه امسال
بوده است. حمله
عليه غيرنظاميان
در ماه اكتبر نيز
چهاربرابر ژانويه
بوده و ماهانه
3 هزار عراقي كشته
ميشوند.
عوامل خشونت
خشونتها از نظر
دامنه، پيچيدگي
و مرگباري گسترش
يافته است. عوامل
متعددي براي خشونتها
در عراق وجود دارند
كه عبارتند از:
شورشيان عرب سنيمذهب،
القاعده، گروههاي
جهادي، شبهنظاميان
و جوخههاي مرگ
شيعه، جنايتكاران
سازمانيافته.
خشونتهاي قومي
بويژه در داخل
و اطراف بغداد
به چالش اصلي ثبات
بدل گشته است.
بيشتر حملاتي
كه به نيروهاي
آمريكايي انجام
ميشود ازسوي
شورشيان عرب سني
مذهب صورت ميگيرد.
شورشيان را عوامل
رژيم صدام حسين،
عراقيهاي ناراضي
عرب سني و جنايتكاران
عادي تشكيل ميدهند.
آنها از جانب جامعه
اعراب سني حمايت
ميشوند. شورشيان
رهبريت واحدي
ندارند اما در
كل شبكهاي اصلي
از شبكههاي مختلف
هستند.
در ميان اين شورشيان
كساني حضور دارند
كه از جزئيات زيرساختهاي
عراق و تسليحات
اطلاع داشته و
در درجه اول از
داخل عراق تأمين
ميشوند. شورشيان
اهداف متعددي
دارند، ولي در
كل همه آنها مخالف
حضور نظاميان
آمريكايي در كشور
خود هستند. بيشتر
آنها خواستار
بازگشت حاكميت
اعراب سني هستند.
برخي از آنها نيز
به دنبال كسب قدرت
در منطقه و محله
خود هستند.
القاعده مسئوليت
بخش اندكي از خشونتها
در داخل عراق را
داراست، اما بيشتر
اقدامات اين شبكه
مرگبارترين و
برجستهترين
عملياتها در
عراق محسوب ميشوند.
اين اقدامات شامل:
حملات انتحاري،
بمبگذاري در
كاميونهاي بزرگ
و حمله به اهداف
مذهبي و سياسي
كشور ميشود. مبارزان
خارجي كه شمار
آنها بهطور تخميني
1300نفر است نقش حمايتي
در انجام عمليات
انتحاري را دارا
هستند. هدف القاعده
عبارتست از: ايجاد
خشونتهاي گستردهتر
قومي ميان شيعه
و سني و بيرون
راندن آمريكا
از عراق.
خشونتهاي قومي،
عامل بيشترين
تلفات است. عراق
در چرخهاي مرگبار
گرفتار آمده و
آن اين است كه
حملات سنيها
به برانگيختن
گسترده شيعيان
منجر ميشود و
بالعكس. معمولاً
مشاهده ميشود
اجساد عدهاي
در حالي پيدا ميشود
كه دستانشان بسته
شده و اعدام شدهاند.
اجساد آنها به
ميان رودخانهها
و يا دشتها افكنده
ميشود. آگاهي
از تأثيرات خشونتها
به تحريك شبهنظاميان
منجر شده و اعتماد
به دولت را از
بين ميبرد و منجر
ميشود مردم عراق
به نقاطي فرار
كنند كه قوميت
آنها داراي اكثريت
است و در آنجا
احساس ميكنند
كه خطر كمتري آنها
را تهديد ميكند.
در برخي از نقاط
عراق بخصوص بغداد
عملاً پاكسازي
قومي مشاهده ميشود.
آمريكا تخمين
زده است كه يك
1600هزار نفر در داخل
عراق آواره شدهاند
و يك ميليون و
800 هزار نفر نيز
از كشور گريختهاند.
شبهنظاميان
شيعه كه در خشونتهاي
قومي دخيل هستند
تهديدي اساسي
براي ثبات كوتاه
مدت و بلندمدت
كشور محسوب ميشوند.
اين شبهنظاميان
گوناگون هستند.
برخي از آنها منتسب
به دولت هستند.
برخي از آنها در
نقاط خاص متمركز
بوده و برخي نيز
بهطور كل غيرقانوني
هستند. آنها در
حال جدا شدن به
گروههاي كوچكتر
بوده و در ساختار
فرماندهي آنها
چند دستگي و انكسار
ايجاد شده است.
اين شبهنظاميان،
غيرنظاميان عرب
سني را هدف قرار
ميدهند. برخي
از آنها براي تصاحب
قدرت با گروه ديگر
درگير ميشوند.
برخي نيز حتي وزارتخانههاي
دولتي را هدف قرار
ميدهند. آنها
استقلال دولت
و نيروهاي امنيتي
را به مخاطره مياندازند
و مانع پيوستن
سنيها به روند
مسالمتآميز
سياسي در اين كشور
هستند.
نفوذ اين شبهنظاميان
اين پيام مهم را
در خود دارد و
آن اين است كه
رهبران سياسي
عراق تنها در صورتي
ميتوانند قدرت
خود را توسعه دهند
كه توسط نيروهاي
مسلح حمايت شوند.
ارتش المهدي كه
توسط مقتدا صدر
اداره ميشود
حدود 60 هزار نيرو
در اختيار دارد.
اين ارتش بهطور
مستقيم نيروهاي
دولتي و آمريكايي
را به چالش وارد
ميكند. اعتقاد
بر اين است كه
اعضاي ارتش المهدي
در خشونتهاي
رايج عليه غيرنظاميان
سني مذهب دخالت
دارند. مبارزان
ارتش المهدي در
محلههاي شيعه
و بخصوص شمال شرق
بغداد گشت ميزنند
كه محل اقامت 2
ميليون و 500هزار
نفر در شهرك صدر
است. با گسترش
ابعاد و نفوذ ارتش
المهدي، برخي
از عناصر آن از
كنترل صدر خارج
شدهاند.
گردانهاي بدر
[سپاه بدر] منتسب
به مجلس اعلاي
انقلاب اسلامي
عراق هستند كه
توسط عبدالعزير
حكيم رهبري ميشوند.
سپاه بدر روابط
ديريني با سپاه
پاسداران انقلاب
اسلامي ايران
دارد. اعضاي اين
سپاه در پليس عراق
راه يافتهاند
و برخي ديگر نيز
نقش انتظامي را
در شهرهاي جنوبي
عراق ايفا ميكنند.
اعضاي سپاه بدر
كه لباس نيروهاي
امنيتي عراق را
به تن ميكنند
غيرنظاميان عرب
سني را هدف قرار
دادهاند. مبارزان
بدر همچنين درگيريهاي
مسلحانهاي با
اعضاي ارتش المهدي
بخصوص در شهرهاي
جنوبي داشتهاند.
جنايت نيز زندگي
را براي مردم عراق
دشوار ساخته است.
دزدي، آدمربايي
و قتل در بسياري
از نقاط كشور رايج
است. جنايات سازمانيافته
بهطور عمده در
منطقه بيثبات
استان الانبار
رونق دارد. برخي
از گروههاي جنايتكار
با ارائه كمك مالي
و يا عضويت در
شورشيان سني مذهب
و يا شبهنظاميان
شيعه، تلاش دارند
براي خود مشروعيت
به دست آورند.
يكي از مقامات
آگاه آمريكايي
در اين باره ميگويد:
"اگر نيروهاي
خارجي در نيوجرسي
حضور داشتند آنگاه
خلافكاري چون
"توني سوپرانو"
به يكي از رهبران
شورشيان بدل ميشد."
چهار استان از
18 استان عراق به
شدت بيثبات هستند.
بغداد، انبار،
دياله و صلاحالدين.
اين استانها
40 درصد از جمعيت
عراق 26 ميليوني
را در خود جاي
دادهاند. در بغداد،
عمده خشونتها
ميان سنيها و
شيعيان است. در
استان انبار،
خشونت ها به اعراب
سني و القاعده
نسبت داده ميشود
و اوضاع در اين
مناطق رو به وخامت
است.
در كركوك، كردها،
اعراب و تركمنها
با هم در نزاع
هستند. در بصره
و جنوب عراق نيز
خشونتهاي ميان
شيعهاي براي
تصاحب قدرت در
جريان است. سه
استان كردنشين
در شمال و شيعهنشين
جنوب، آرامترين
مناطق اين كشور
هستند، اما به
هر حال، بيشتر
شهرهاي عراق داراي
تركيبي قومي بوده
و با خشونتهاي
مداوم دست به گريبان
هستند.
نيروهاي ائتلاف
و نيروهاي امنيتي
عراق
براي مقابله با
اين خشونتها،
نيروهاي چندمليتي
تحت فرماندهي
آمريكا در عراق
حضور دارند. آنها
با هماهنگي كامل
با نيروهاي امنيتي
عراق فعاليت ميكنند.
حضور نيروهاي
چند مليتي در عراق
با مجوز قطعنامه
1546 مصوب سال 2004 در
شوراي امنيت سازمان
ملل صورت گرفته
است. اعتبار اين
قطعنامه براي
ادامه حضور اين
نيروها از نوامبر
2006 به مدت يك سال
ديگر تمديد شده
است.
حدود 141 هزار نفر
از پرسنل نظامي
آمريكا در عراق
حضور دارند كه
در كنار 16 هزار
و 500 نيرو از 25 كشور
همپيمان فعال
هستند. بزرگترين
مشاركت نظامي
مربوط به انگليس
با 7 هزار و 200 نيرو
است. ارتش آمريكا
مسئوليت اصلي
را در بغداد و
شمال آن برعهده
دارد. يگانهاي
تفنگداران دريايي
در استان انبار
هدايت كار را برعهده
دارند. انگليس
مسئوليت امنيت
جنوب شرق و بهطور
عمده بصره را دارا
است.
آمريكا هم راستا
با اين اقدامات،
بزرگترين سفارت
خود را در بغداد
داير كرده است.
سفارت آمريكا
در بغداد در حال
حاضر حدود هزار
كارمند دارد. حدود
5 هزار پيمانكار
غيرنظامي نيز
در اين كشور فعالند.
هماكنون ارتش
آمريكا بهندرت
در عملياتهاي
عمده نظامي شركت
دارد. به عوض تلاشها
براي مقابله با
شورشها بر راهبرد
"پاكسازي، نگهداري
و سازندگي" متمركز
است. اين اصطلاحات
عبارتند از "پاكسازي"
منطقه از وجود
شورشيان و جوخههاي
مرگ، "نگهداري"
اين مناطق با استفاده
از نيروهاي امنيتي
عراق و "سازندگي"
منطقه با استفاده
از اجراي پروژههاي
بازسازي زود بازده
كه تأثير زودهنگام
دارند.
قريباً همه نيروهاي
ارتش آمريكا،
يگانهاي رزمي
تفنگدار و بسياري
از افراد گارد
ملي و ذخيره دستكم
يكبار در عراق
خدمت كردهاند.
بسياري از آنها
براي دومين و يا
سومين بار به اين
كشور اعزام شدهاند.
دوره خدمت در يك
مكان براي نيروهاي
ارتش يك سال و
نيروهاي تفنگدار
7 ماه است. جايگزيني
منظم نيروها به
داخل و يا خارج
از اين كشور تلاشهاي
گردانها و تيپها
را براي اطلاع
يافتن از اوضاع
منطقه دشوار و
پيچيده كرده است.
كسب اعتماد مردم
و ايجاد حس همياري
نيز دشوار شده
است.
بسياري از واحدهاي
ارتش تحت فشار
قابل توجهي هستند.
بهخاطر شرايط
سخت در عراق اين
نيروها تجهيزات
را زودتر از موعد
انتظار از تن به
در ميآورند،
بسياري از يگانها
از تجهيزات كارآمد
براي آموزش براي
زماني كه از آمريكا
بازگشت داده ميشوند،
برخوردار نيستند.
از زنان و مردان
نظامي ما در عراق
و از خانوادههاي
آنان توقع ايثار
و از خود گذشتگي،
بيش از حد معقول
است. ارتش آمريكا
از نيروهاي ذخيره
كافي برخوردار
نيست كه در صورت
نياز به نيروهاي
زميني بيشتر در
ديگر بحرانهاي
جهاني از آنها
فراخوان به عمل
آيد.
مأموريت اوليه
در راهبرد ارتش
آمريكا در عراق
آموزش نيروهاي
امنيتي كارآمد
عراقي است. انتظار
ميرود تا پايان
سال 2006، فرماندهي
يگان واگذاري
امنيتي چند مليتي
عراق كه تحت فرماندهي
آمريكا عمل ميكند
بتواند 326هزار
نفر از نيروهاي
نظامي عراقي را
آموزش دهد. اين
ارقام شامل 138 هزار
نفر از پرسنل ارتش
عراق و 188 هزار نيروي
پليس اين كشور
خواهد بود. عراقيها
مسئوليت فرماندهي
عملياتي حدود
يكسوم از نيروهاي
امنيتي اين كشور
را دارا هستند
و فرماندهي بقيه
اين افراد در اختيار
آمريكا است. هيچيك
از نيروهاي آمريكايي
تحت فرماندهي
عراق نيستند.
ارتش عراق
ارتش عراق پيشرفت
مناسبي داشته
تا به نيرويي منظم
و قابل اعتماد
رزمي وفادار به
دولت ملي اين كشور
بدل شود. تا پايان
سال 2006 انتظار ميرود
كه نيروهاي ارتش
عراق داراي 118 گردان
در قالب 36 تيپ تحت
فرماندهي 10 لشكر
باشد. با وجود
اينكه ارتش بهعنوان
يكي از حرفهايترين
نهادهاي عراقي
است، اما عملكرد
آنها يكدست نبوده
است. شمار آموزشها
خيرهكننده است،
اما آنها تنها
بخش از روند كار
هستند. مسئله اصلي
درباره تركيب
قوميتي و وفاداري
برخي از يگانهاي
عراقي است. بخصوص
اينكه آيا آنها
براي اهداف ملي
عمل خواهند كرد
يا اولويتهاي
قومي. از اعضاي
10 لشكر عراق بسياري
از آنها براي خدمت
در يك منطقه خاص
ثبت نام كردهاند
و از اينكه به
ديگر مناطق كشور
اعزام شوند، مردد
هستند. در نتيجه
عناصر ارتش از
انجام مأموريتهاي
خود سر باز ميزنند.
ارتش عراق همچنين
با چندين چالش
مهم روبهروست
كه عبارتند از:
سازماندهي تيپها
و سطح لشكرها.
آموزش فرماندهان
و تجربه آنها از
عناصر اساسي براي
بهبود عملكرد
آنهاست. يگانهاي
عراق از كمبود
تجهيزات رنج ميبرند.
آنها بدون در اختيار
داشتن تجهيزات
مناسب نميتوانند
مأموريت خود را
بهخوبي به انجام
رسانند.
كنگره آمريكا
در ارائه بودجه
مورد نياز نيروهاي
نظامي سخاوتمند
بوده است. اما
از ارائه بودجه
كامل براي نيروهاي
عراقي سخاوت نشان
نداده است. كل
بودجه اختصاص
داده شده براي
نيروهاي دفاعي
عراق در سال مالي
2006 تنها برابر با
3 ميليارد دلار
بوده است. اين
مقدار بسيار كمتر
از هزينه جاري
ارتش آمريكا در
عراق بوده و معادل
تنها دو هفته هزينه
نيروهاي آمريكايي
است.
يگانها از كمبود
پرسنل رنج ميبرند.
سربازان هر يك
ماه هفت روز مرخصي
ميگيرند تا بتوانند
به خانوادههاي
خود سرزده و درآمد
خود را بهدست
خانوادههاي
خود بسپارند. به
سربازان بهخاطر
نبود سيستم بانكي
پول نقد پرداخت
ميشود. به سربازان
عراق آزادي داده
شده تا بتوانند
به محل زندگي خود
سر بزنند و برايشان
بهخاطر غيبت
از محل خدمت تنبيه
در نظر گرفته نميشود.
ميزان آمادگي
اين واحدها بسيار
پايين و عموماً
50 درصد يا پايينتر
است.
يگانهاي عراقي
از پشتيباني و
حمايت كافي برخوردار
نيستند. آنها از
توانايي ادامه
عملياتها، توانايي
انتقال و جابهجايي
ملزومات، نيروها
و توانايي ارائه
آتش پشتيباني
به نيروهاي خودي،
پشتيباني هوايي
نزديك، اطلاعات
فني و تخليه زخميها
براي درمان برخوردار
نيستند. آنها براي
حمايتهاي لجستيكي
دستكم تا سال
2007 به نيروهاي آمريكايي
وابسته هستند.
پليس عراق
وضعيت نيروهاي
پليس عراق به مراتب
وخيمتر از ارتش
اين كشور است.
تعداد كنوني نيروهاي
پليس عراق برابر
با 135 هزار نفر است.
اين نيروها مسئوليت
امور انتظامي
داخل اين كشور
را برعهده دارند.
اين نيروها از
آموزش و يا اختيارات
قضايي براي انجام
تحقيقات جنايي
برخوردار نيستند.
در مقابل جنايات
سازمانيافته،
شورشيان و يا شبهنظاميان
نيز اختيار تيراندازي
ندارند. نيروهاي
پليس ملي عراق
نيز در كل به 25 هزار
نفر ميرسد و افسران
آن بيشتر براي
مقابله با شورشيان
آموزش ديدهاند
و آموزشهاي انتظامـي
پشتسر نگذاشتهاند.
يگان مرزبان نيز
در كل 28 هزار نيرو
دارد.
پليس عراق نميتواند
جلوي جنايات را
بگيرد. آنها بهطور
مرتب درگير درگيريهاي
قومي ازجمله دستگيري
بيمورد افراد،
شكنجه و هدف قرار
دادن عمدي غيرنظاميان
عرب سني ميشوند.
نيروهاي پليس
تحت فرماندهي
وزارت كشور عراق
فعاليت دارند؛
وزارتخانهاي
كه با فساد نفوذ
شبهنظاميان
و ناتواني در كنترل
نيروهاي پليس
استانها دست
به گريبان است.
آمريكا و دولت
عراق بر اهميت
اصلاحات صحه ميگذارند.
وزارت كشور كنوني
عراق درخواست
كرده شبهنظاميان
از نيروهاي پليس
پاكسازي شوند،
اما اين وزارتخانه
از تجربه پليسي
و پايگاه حمايتي
برخوردار نيست.
توافق روشن و واضحي
ميان عراق و آمريكا
بر سر مختصات مأموريت
پليس وجود ندارد.
مقامات آمريكايي
به دقت از تركيب
عضويت نيروهاي
مختلف پليس عراق
مطلع نيستند و
همينطور از وضعيت
بودجه و تسليحات
و تجهيزات اين
نيروها نيز آگاهي
كافي ندارند.
گزارشهايي در
دست است كه افسران
پليس عراق در آموزشهاي
نظامي شركت ميكنند
تا بتوانند سلاح،
يونيفورم و يا
مهمات لازم براي
خشونت قومي را
بهدست آورند.
برخي از اقلام
در فهرست تجهيزات
موجود هستند اما
در كار از آنها
استفاده نشده
است. به گفته يكي
از ژنرالهاي
ارشد ارتش آمريكا
"قرار بود كه سال
2006 به سال پليس بدل
شود اما اين امر
تاكنون تحقق نيافته
است."
خدمات حفاظت
از تأسيسات
امور خدمات حفاظت
از تأسيسات مسئله
ديگري آفريده
است. هر يك از وزارتخانههاي
عراقي داراي يگانهاي
مسلح هستند و از
آنها براي نگهباني
از زيرساختهاي
اين وزارتخانهها
استفاده ميشود.
به هر حال، وفاداري
اين يگانها و
قابليت آنها مورد
ترديد است. رويهمرفته
اين يگانها مجموعاً
داراي 145 هزار عراقي
مسلح يونيفورمپوش
هستند. وزارتخانههاي
بهداشت، كشاورزي
و حملونقل توسط
نيروهاي مقتدا
صدر حفاظت ميشوند
و خدمات حفاظت
از تأسيسات به
شغل و درآمدي براي
ارتش المهدي بدل
گشته است.
يكي از مقامات
ارشد آمريكايي
از اين امر اينگونه
ياد ميكند كه
"خدمات حفاظت
از تأسيسات، بيكفايت،
ناقص و خرابكارانه
است". عراقيها
از آنها با عبارت
شبهنظامي ياد
ميكنند. دولت
عراق تلاشي را
آغاز كرده تا امر
حفاظت از تأسيسات
را تحت كنترل وزارت
كشور درآورد. هدف
از اين كار، شناسايي
و ثبت كاركناني
است كه در امور
حفاظت از تأسيسات
فعال هستند، استاندارد
كردن رفتار آنها
و ارائه آموزشهاي
لازم به اين كاركنان
با وجود اين كه
اين رويكردي منطقي
است، اما اين تلاش
ميتواند فراتر
از قابليت كنوني
وزارت كشور باشد.
عمليات پيشروي
مشترك
نيروهاي امنيتي
عراق در كنار يگانهاي
آمريكايي به منظور
كنترل خشونتها
در اين كشور و
ايجاد امنيت در
بغداد عملياتي
با نام "عمليات
پيشروي مشترك"
را انجام دادند
كه در اوت 2006 آغاز
شد. نيروهاي آمريكايي
بر اساس اين عمليات
مشترك به همكاري
با نيروهاي ارتش
و پليس عراق پرداختند
تا امر "پاكسازي،
نگهداري و بازسازي"
را در مناطقي از
بغداد انجام دهند
و اين عمليات را
محله به محله برگزار
كردند. در كل 15 هزار
سرباز آمريكايي
در بغداد حضور
دارند.
اين عمليات و امنيت
بغداد براي امنيت
كلي عراق حياتي
است. پايتخت اين
كشور بيش از 6 ميليون
جمعيت دارد و بغداد
بهتنهايي 25 درصد
از جمعيت عراق
را در خود جاي
داده است. بزرگترين
تركيب جمعيتي
شيعه و سني در
بغداد حضور دارند.
تمركز اصلي شبهنظاميان
شيعه و سني نيز
در اين شهر قرار
دارد. همه سران
عراقي و آمريكايي
كه ما با آنها
مصاحبه كرديم
بر اين امر متفقالقول
بودند كه اگر بغداد
از كنترل خارج
شود، آنگاه كل
عراق از كنترل
خارج خواهد شد.
نتيجه عمليات
پيشروي مشترك
دلسردكننده بود.
خشونتها در بغداد
هماكنون نيز
در سطح بالايي
است و از تابستان
2006 تا ماه اكتبر
بيش از 43 درصد افزايش
نشان داده است.
نيروهاي آمريكايي
همچنان تلفات
سنگيني متحمل
ميشوند. عوامل
خشونت قبل از اينكه
نيروهاي امنيتي
در يك محلهاي
حاضر شوند آن محله
را ترك ميكردند
تا بار ديگر بازگردند.
پليس عراق در متوقف
كردن اين امر و
ادامه خشونتها
ناتوان بوده و
يا تمايلي به كنترل
اين امر از خود
نشان نداده است.
ارتش عراق تنها
دو گردان از 6 گرداني
كه قول داده بود
در ماه اوت به
نيروهاي آمريكايي
خواهند پيوست
را در اختيار فرماندهي
آمريكا قرار داد.
دولت عراق از انجام
عمليات مداوم
امنيتي در شهرك
صدر امتناع ميكند.
تلاشها براي
برقراري امنيت
تا زمانيكه نيروهاي
عراقي از توانايي
نگهداري از مناطق
پاكسازي شده قاصر
بوده و از اراده
لازم براي پاكسازي
محلههاي زندگي
شيعيان، برخودار
نباشند، به شكست
خواهد انجاميد.
نيروهاي آمريكايي
اين توانايي را
دارند كه هر محلهاي
را پاكسازي كنند
اما نيروهاي آنها
در محل به اندازه
كافي نيست و از
حمايت كافي از
سوي نيروهاي امنيتي
براي نگهداري
از محلههاي پاكسازي
شده برخوردار
نيستند. اين مسئله
براي ديگر مناطق
عراق نيز صدق ميكند.
از آنجاييكه
هيچيك از عملياتي
كه توسط يگانهاي
آمريكايي و عراقي
انجام ميشوند
اساساً تغييري
در شرايطي ايجاد
نميكند و حتي
باعث تحريك خشونتهاي
قومي نيز ميشود
از اين رو به نظر
ميرسد نيروهاي
آمريكايي در مأموريتي
افتادهاند كه
پاياني براي آن
متصور نيست.
سياست
عراق كشوري مستقل
است و داراي نمايندگاني
در مجلس است كه
بهطور دموكراتيك
انتخاب شدهاند.
در ماه مه 2006 دولت
وحدت ملي در اين
كشور تشكيل شد.
دولتي كه بهطور
گستردهاي نمايندگي
مردم اين كشور
را برعهده دارد.
اين كشور قانوناساسي
مدوني دارد و با
توافق با سران
اعراب سني روندي
در پيش گرفته شده
است تا در صورتي
كه اين قانوناساسي
نياز به الحاقيهها
و اصلاحيههايي
داشته باشد بازبيني
در محتواي قانون
صورت گيرد.
تركيب دولت عراق
بهطور اساسي
قوميتي است. بازيگران
اصلي در شاكله
دولت اغلب بر اساس
منافع قومي خود
عمل ميكنند. شيعيان،
سنيها و سران
كرد بهطور مرتب
از عمل بر اساس
منافع ملي اين
كشور ناتوان بودهاند.
بسياري از وزارتخانههاي
عراق از توانايي
اداره كارآمد
كارها برخوردار
نيستند. نتيجه
اين مسائل اين
بوده است كه دولت
مركزي ضعيفتر
از حدي باشد كه
در قانون اساسي
معين شده است.
توافق گستردهاي
در ميان عراقيها
و آمريكاييها
و يا در سطح بينالملل
درباره مسائل
مهمي وجود دارد
كه دولت عراق با
آن روبهروست.
آشتي ملي مانند
مذاكره بر سر دستيابي
به توافق سياسي
ميان گروههاي
قومي عراق درباره
بازبيني قانوناساسي،
بعثزدايي، تقسيم
درآمد نفتي، انتخابات
استاني، آينده
كركوك، عفو زندانيان،
امنيت و خصوصاً
كنترل شبهنظاميان
و كاهش خشونتها
در بغداد، اداره
كشور اعم از شرايط
ارائه خدمات اساسي
و از بين بردن
فساد از جمله اين
موارد مورد توافق
است.
از آنجاييكه
سران عراقي به
اين امر با ديدگاه
قوميتي مينگرند
ما نيز در اين
گزارش تلاش كرديم
كه دستجات اصلي
قوميتي در عراق
را تشريح كنيم.
ديدگاههاي
قومي
شيعيان اكثريت
جمعيت عراق را
تشكيل ميدهند.
آنها براي نخستين
بار در طي تاريخ
هزارو 300 ساله گذشته
توانستهاند
به قدرت برسند.
گذشته از همه،
بسياري از شيعيان
به حفظ اين قدرت
تمايل دارند. به
هر حال شكافهايي
در ميان ائتلاف
اصلي شيعه كه از
آن به عنوان ائتلاف
واحد عراق ياد
ميشود، ايجاد
شده است.
فراكسيونهاي
شيعه براي كسب
قدرت در منطقه،
وزارتخانهها
و كل عراق تلاش
ميكنند. مشكلات
بهوجود آمده
درباره دركنار
هم قراردادن ائتلاف
شيعه تحليلگران
و ناظران سياسي
در بغداد را به
اين اظهارنظر
سوق داده است كه
سران شيعه ميان
دو مسئله گرفتار
آمدهاند. ائتلاف
شيعه بهطور كلي
از يكسو ترديدهايي
براي دستيابي
به سازش با سنيها
داشته و از سويي
ديگر با مسئله
خلع سلاح شبهنظاميان
شيعه روبهروست.
نوري مالكي، نخستوزير
عراق درك مناسبي
از مسائل مهمي
دارد كه پيش روي
عراق است. بخصوص
اين كه وي فهميده
به يك آشتي ملي
و برقراري امنيت
در بغداد نياز
است. از آنجايي
كه تقلايي ميان
دولت مالكي و آمريكا
پيش آمده است از
اين رو مالكي بهطور
آشكار با تعيين
ضربالاجل از
سوي آمريكا براي
دستيابي به معياري
از پيش تعيين شده
مخالفت كرد و دستور
داد موانع امنيتي
و ايستگاههاي
بازرسي را از اطراف
شهر صدر جمع كنند.
وي براي دستيابي
به كنترل بيشتر
بر نيروهاي عراقي
تلاش ميكند
و از اين رو در
برابر خواست واشنگتن
براي ادامه طرح
آشتي و خلع سلاح
شبهنظاميان
شيعه مقاومت كرد.
سيستاني، صدر،
حكيم
آمريكا در درجه
اول با دولت عراق
مراوده دارد. اما
قدرتمندترين
شخصيتهاي شيعه
از پست دولتي برخوردار
نيستند. آمريكا
از ميان سه قدرت
عمده در ميان جامعه
شيعيان عراق قادر
به گفتوگوي مستقيم
با يكي از آنها
يعني آيتالله
العظمي علي سيستاني
نيست. از سوي ديگر
آمريكا با مقتدا
صدر يكي ديگر از
اين قدرتهاي
شيعه عراق گفتوگو
نميكند.
آيتالله علي
سيستاني:
سيستاني رهبر
روحاني اصلي شيعه
در عراق بهشمار
ميرود. با وجود
اين كه وي از ورود
به سياستهاي
روزمره اجتناب
دارد، اما يكي
از بانفوذترين
رهبران شيعه بوده
است. همه سران
اصلي شيعه تلاش
دارند كه از تأييد
و يا رهنمودهاي
او برخوردار شوند.
سيستاني مشوق
تشكيل بلوك متحد
شيعه با اهداف
ميانهروانه
در عراقي واحد
بوده است. شايد
نفوذ سيستاني
رو به افول است
زيرا كه سخنان
و رهنمودهاي وي
نتوانسته از خشونت
درون شيعيان جلوگيري
كرده و مانع حملات
انتقامجويانه
عليه سنيها شود.
عبدالعزيز الحكيم:
حكيم يك روحاني
بوده و رهبري مجلس
اعلاي انقلاب
اسلامي عراق را
در دست دارد. اين
حزب سازمانيافتهترين
حزب سياسي شيعه
عراق به شمار ميرود.
حكيم به دنبال
تشكيل منطقهاي
خودمختار شيعهنشين
متشكل از 9 استان
در جنوب عراق است.
حكيم بهطور مداوم
از مواضع حزب خود
دفاع كرده و آن
را توسعه ميدهد.
مجلس اعلاي انقلاب
اسلامي عراق رابطه
نزديكي با ايران
دارد.
مقتدا صدر:
صدر پيروان زيادي
در ميان اقشار
فقير شيعه بخصوص
بغداد دارد. وي
به دولت ائتلافي
مالكي پيوسته
است اما ارتش المهدي
تحت امر وي به
درگيري با گردانهاي
بدر بهعلاوه
نيروهاي انگليسي
و آمريكايي و حتي
عراق پرداخته
است. صدر، ادعاي
مليگرايي عراقي
دارد. بسياري از
ناظران سياسي
در مصاحبه با ما
گفتهاند كه
صدر از مدل حزبالله
در لبنان پيروي
ميكند و حزبي
سياسي تشكيل داده
كه بر خدمات عمومي
در داخل كشور كنترل
داشته و در عين
حال داراي شبهنظامياني
در خارج از شاكله
دولت است.
اعراب سني بهخاطر
اينكه موضع قدرتي
خود را كه از ديرباز
در اين كشور در
اختيار داشتند،
از دست دادهاند
از اينرو احساس
آوارگي ميكنند.
آنها از هم پاشيدهاند.
مطمئن نيستند
بتوانند از طريق
مشاركت سياسي
و يا از طريق خشونتها
و شورشها به اهداف
مورد نظر خود دست
يابند. آنها از
تصميم آمريكا
براي انحلال نيروهاي
امنيتي عراق و
پيگيري سياست
بعثزدايي در
دولت بغداد و جامعه
عراق خشمگين هستند.
سنيها با تضادهاي
متفاوتي روبهرو
هستند. آنها با
حضور نيروهاي
آمريكايي در كشورشان
مخالف هستند،
اما به اين نيروها
براي حمايت از
آنها عليه شيعيان
نيازمندند. آنها
از اين كه توسط
دولتي شيعي اداره
شوند، بيزارند.
اما در عين حال
با عراقي كه به
صورت فدرال اداره
شود و با تمركززدايي
در عراق مخالف
هستند. آنها براي
خود منطقه خودمختار
سنينشين متصور
نيستند.
هاشمي و الضاري:
نفوذ سياستمداران
عرب سني در دولت
مورد سوال است.
رهبري شبهنظاميان
عرب سني به روشني
مشخص نيست كه برعهده
چه كسي است اما
دو شخصيت مهم سني
داراي بيشترين
حمايتها هستند.
طارق الهاشمي:
هاشمي يكي از دو
معاون رئيسجمهوري
عراق است و رياست
حزب اسلامي اين
كشور را برعهده
دارد كه بزرگترين
تشكل سني در پارلمان
اين كشور محسوب
ميشود. هاشمي
با تشكيل منطقه
خودمختار مخالف
بوده و موافق طرح
تقسيم درآمد نفتي
بر اساس درصد جمعيتي
است. وي خواستار
لغو طرح بعثزدايي
و كنارگذاشتن
مبارزان شيعه
از نيروهاي امنيتي
عراق است. جوخههاي
مرگ وابسته به
شيعيان به تازگي
سه نفر از اعضاي
خانواده وي را
به قتل رساندهاند.
شيخ حريثالضاري:
ضاري رياست هيئت
علماي مسلمين
عراق را برعهده
دارد. اين سازمان
بانفوذترين
سازمان در عراق
بهشمار ميرود.
ضاري اشغالگري
آمريكا در عراق
را محكوم كرده
است و عليه دولت
عراق سخن رانده
است. سازمان وي
با شورشيان عرب
سني ارتباط داشته
و همچنين با سنيهاي
درون شاكله دولت
عراق ارتباط دارد.
بهتازگي حكم
جلبي براي دستگيري
وي بهخاطر تحريك
تروريسم و خشونتها
در اين كشور صادر
شده است. اين حكم
به شدت گرفتن اختلاف
سنيها در سراسر
عراق منجر شده
است.
كردهاي عراق در
ارائه يك جبهه
متحد و دو حزب
سياسي عمده موفق
بودهاند. حزب
دموكرات كردستان
عراق (KDP) و اتحاديه
ميهني كردستان
(PUK) دو حزب عمده عراق
را تشكيل ميدهند.
كردها براي خود
منطقه خودمختار
وسيعي در شمال
عراق به دست آوردهاند
و نقش برجستهاي
براي كردها در
داخل دولت ملي
عراق ايجاد شده
است. مسعود بارزاني،
رهبري دولت منطقهاي
كردستان را برعهده
دارد و جلال طالباني
رئيس جمهوري اين
كشور به شمار ميرود.
سياستمداران
برجسته كرد به
ما گفتهاند آنها
ترجيح ميدهند
در كشور عراق با
خصوصيات دموكراتيك
و فدرال زندگي
كنند، زيرا منطقه
مستقل كردستان
عراق از سوي كشورهاي
متخاصم همسايه
احاطه شده است.
بههرحال، اكثريت
كردها خواستار
استقلال هستند.
كردها نيروهاي
امنيتي مخصوص
خود را دارا هستند
كه "پيشمرگها"
نام دارند و تعداد
آنها در كل به
100 هزار نفر ميرسد.
اعتقاد بر اين
است كه كردها ميتوانند
چه با عراق متحد
و يا عراق از هم
پاشيده منطبق
شوند.
بارزاني و طالباني:
سياست كردها براي
مدتهاي طولاني
تحت نظارت دو نفر
اداره ميشده
است كه رابطه بلندمدتي
با جنبشهاي استقلالطلب
كرد و دولت خودگردان
دارند.
مسعود بارزاني:
بارزاني رهبر
حزب دموكرات كردستان
عراق است و رياست
دولت منطقهاي
كردستان را برعهده
دارد. بارزاني
در تقسيم قدرت
و تشكيل منطقه
خودمختار كرد
در شمال عراق همكاري
نزديكي با جلال
طالباني از خود
نشان داد كه مدتها
به عنوان بزرگترين
رقيب وي محسوب
ميشد. بارزاني
دستور داده است
كه پرچم عراق را
از فراز منطقه
خودمختار كرد
پايين كشيده و
به عوض آن پرچم
كردستان برفرازند.
جلال طالباني:
طالباني رهبري
اتحاديه ميهني
كردستان را برعهده
داشته و رئيسجمهوري
عراق است. در حالي
كه بارزاني توان
خود را در منطقه
كردستان متمركز
كرده اما طالباني
قدرت را در بغداد
در دست گرفته است.
بسياري از وزراي
دولتي از حزب اتحاديه
ميهني كردستان
هواخواه وي هستند.
طالباني به شدت
از خودمختاري
براي كردستان
حمايت ميكند.
وي همچنين در تلاش
است كه قدرت واقعي
را به مسند رئيسجمهوري
در عراق پس از
صدام بازگرداند.
آشتي ملي:
نوري مالكي، نخستوزير
عراق برنامه
قابل اصلاحي را
براي ايجاد آشتي
هر چه سريعتر
ملي ارائه كرده
است. به هر حال،
دولت عراق هنوز
اقدامي در اجراي
عناصر آشتي ملي
از جمله بازبيني
در طرح بعثزدايي
در پيش نگرفته
است. طرحي كه از
حضور بسياري از
اعراب سني و مشاركت
آنها در دولت و
جامعه جلوگيري
بهعمل ميآورد.
ارائه عفو عمومي
براي آن دسته از
افرادي كه عليه
دولت جنگيدند،
سهم درآمدهاي
نفتي، از حالت
بسيج خارج كردن
شبهنظاميان،
اصلاح قانوناساسي
و تعيين آينده
كركوك از ديگر
مواردي است كه
لازم است براي
اجراي طرح آشتي
ملي مورد اجرا
قرار گيرد.
فدراليسم يكي
از محوريترين
مسائل است. قانون
اساسي عراق كه
در آن تشكيل منطقه
بزرگ خودمختار
كرد به رسميت شناخته
شده، مجوز تشكيل
ديگر مناطق را
نيز صادر كرده
است شايد "شيعستان"
متشكل از 9 استان
بخشي از منطقهاي
باشد كه در آينده
تشكيل خواهد شد.
ساختاري به دور
از تمركز قدرت
در دست دولت مركزي
مطلوب نظر كردها
و بسياري از شيعيان
بخصوص عبدالعزير
الحكيم است اما
اين امر لعن و
نفرين سنيها
را به همراه خواهد
داشت. نخست آن
كه اعراب سني بهطور
كلي مليگرا هستند.
البته در چارچوب
عراقي كه به اعتقاد
سنيها بايد توسط
خود آنها اداره
شود. دوم اين كه،
بهخاطر وجود
منابع انرژي عراق
در ميان مناطق
كردنشين و شيعهنشين
براي منطقه سنينشين
اقتصاد شكوفايي
متصور نيست. مشاجرهآميزترين
ماده در قانوناساسي
عراق مادهاي
است كه در آن درآمدهاي
ملي حاصل از منابع
كنوني نفتي در
اين كشور تقسيم
شده است و همچنين
اين ماده امكان
بهرهبرداري
از منابعي را ميدهد
كه در آينده ممكن
است در منطقه كشف
و استخراج شوند.
سنيها بهطور
فعالانهاي در
تدوين قانوناساسي
و روند تدوين پيشنويس
آن مشاركت نداشتند
و تنها زماني پذيرفتند
كه وارد دولت شوند
كه قانوناساسي
اين كشور اصلاح
شود.
در ماه سپتامبر،
پارلمان موافقت
كرد كه كميتهاي
براي بازبيني
در قانوناساسي
اين كشور تشكيل
دهد تا كار خود
را طي يك ماه به
اتمام رسانند.
مجلس عراق همچنين
بررسي فدراليسم
در مناطق جنوبي
اين كشور را به
مدت 18 ماه به تعويق
انداخت.
يكي از مسائل حل
نشده ديگر مسئله
كركوك است. شهر
نفتخيزي در شمال
عراق كه موطن تعداد
قابل توجهي از
كردها، اعراب
و تركمنها است.
كردها تأكيد دارند
كه بنا بر قانوناساسي
بايد در دسامبر
سال 2007 براي تعيين
سرنوشت كركوك
رفراندومي برگزار
شود تا اين شهر
بهطور رسمي به
منطقه تحت حاكميت
كردها درآيد. نتيجهاي
كه اعراب و تركمنها
در كركوك بهشدت
با آن مخالف هستند.
خطر ايجاد خشونتهاي
بيشتر به خاطر
برگزاري همهپرسي
بسيار بالا است.
سران عراق اغلب
ادعا ميكنند
كه خواستار تقسيم
اين كشور نيستند
اما ما در تحقيقات
خود دريافتهايم
سران كرد و شيعه
عراق چندان تعهدي
به آشتي ملي ندارند.
يكي از اعضاي برجسته
شيعه به ما اعلام
كرد كه دولت كنوني
عراق از حمايت
80 درصد از جمعيت
اين كشور به جز
اعراب سني برخوردار
است.
كردها چندين دهه
براي كسب استقلال
جدال كردهاند.
زماني كه گروه
مطالعات عراق
مشغول بازديد
از اين كشور بود
سران كرد دستور
دادند تا پرچم
عراق به زير آورده
شده و پرچم كردها
افراشته شود. يكي
از ژنرالهاي
آمريكايي چنين
اظهارنظر ميكند
كه عراقيها هنوز
نميدانند كه
ميخواهند چه
كشوري داشته باشند.
امنيت
اوضاع امنيتي
نميتواند بهبود
يابد مگر اين كه
سران مختلف از
آشتي ملي حمايت
كنند. سران شيعه
بايد براي انحلال
شبهنظاميان
اقدام كنند. اعراب
سني بايد تصميم
بگيرند كه اهداف
خود را از طريق
روند سياسي دنبال
كنند نه اين كه
از طريق شورشهاي
خشونتآميز به
اين اهداف دست
پيدا كنند. دولت
عراق و قبايل سني
بايد بهطور جدي
القاعده را تحت
تعقيب قرار دهند.
شبهنظاميان
هماكنون به عنوان
ابزار مشروع اقدام
سياسي قلمداد
ميشوند. سران
سياسي شيعه ميان
شورش سنيها كه
هدف آنها سرنگوني
دولت است و شبهنظاميان
شيعه تفاوت قائل
هستند. شبهنظامياني
كه از آنها براي
مبارزه با سنيها،
برقراري امنيت
محلات و به حداكثر
رساندن قدرت دولت
استفاده ميشود.
با وجود اين كه
نخستوزير مالكي
اعلام كرده به
مشكل وجود شبهنظاميان
رسيدگي خواهد
كرد اما وي اقدام
مناسبي براي ممانعت
از نفوذ آنها اتخاذ
نكرده است. وي
پست خود را تا
حدود زيادي مرهون
صدر ميداند و
از اين رو به صدر
و ارتش المهدي
وي تمايل نشان
ميدهد.
اعراب سني تصميمات
راهبردي براي
لغو خشونتها
به نفع روند سياسي
اتخاذ كردهاند.
سياستمداران
سني در داخل دولت
از حمايت محدود
و نفوذ اندكي در
ميان جامعه خود
برخوردار هستند.
آنها نفوذ و تسلطي
بر شورشيان ندارند.
شورشيان تلاشي
براي ترساندن
و ايجاد وحشت عليه
سران سنيمذهب
در پيش گرفتهاند
و اعضاي خانواده
اين سران را به
قتل ميرسانند.
اغلب شورشان با
القاعده رابطه
داشته و با اين
گروه همكاري ميكنند
چرا كه آنها نيز
در حمله به نيروهاي
آمريكايي و شيعه
منافع مشتركي
دنبال ميكنند.
به هر حال، سران
قوميتهاي عرب
سني در استان الانبار
به تازگي قدم مثبتي
در راه ترغيب القاعده
و مبارزان خارجي
انجام دادهاند
و در راه اجراي
تعهدات خود گام
برداشتهاند.
سياستمداران
سني مذهب به ما
گفتند كه ارتش
آمريكا بايد كاري
در قبال شبهنظاميان
انجام دهد. سياستمداران
شيعه نيز به ما
اعلام كردهاند
كه ارتش آمريكا
بايد به آنها در
كنترل شورشيان
سني مذهب و القاعده
ياري رساند. هر
يك از اين دو طرف
به شدت مراقب ديگري
است و شورشيان
سني اسلحه خود
را زمين نخواهند
گذاشت مگر اين
كه شبهنظاميان
شيعه خلع سلاح
شوند. شيعيان نيز
خلع سلاح نخواهند
شد مگر اين كه
شورشيان سني از
بين بروند. به
عبارت سادهتر،
گروههاي مسلح
متعددي در عراق
حضور دارند و تعداد
اندكي از آنها
سلاح خود را زمين
خواهند گذاشت.
حاكميت
دولت عراق خدمات
اساسي مورد نياز
مردم اين كشور
را بهطور كارآمد
فراهم نميآورد.
مقولاتي چون برق،
آب آشاميدني،
فاضلاب، درمان
و آموزش. در بسياري
از اين بخشها،
توليد بسيار پايين
بوده و مساوي با
شرايط پيش از جنگ
است. در بغداد
و ديگر مناطق ناآرام،
اوضاع وخيمتر
است. پنج دليل
براي اين امر وجود
دارد.
اول اين كه دولت
برخي اوقات خدمات
اساسي را بر اساس
قوميت ارائه ميكند.
براي نمونه در
يكي از مناطق سنينشين
بغداد تحت حاكميت
شيعيان كمتر از
دو ساعت برق در
روز برق دارند
و سطلهاي زباله
پر از آشغال باقي
ميمانند. يكي
از مقامات آمريكايي
به ما گفت كه بغداد
همچون "ديكتاتوري
شيعه" اداره ميشود.
از آنجاييكه
سنيها در سال
2005 انتخابات محلي
را تحريم كردند
از اين رو در شاكله
حاكميتهاي محلي
كرسي ندارند.
دوم اينكه امنيت
وجود ندارد. شورشيان
زيرساختهاي
مهم را نابود ميكنند.
براي نمونه دكلهاي
انتقال برق توسط
مواد منفجره از
بين ميروند و
سپس با حملات خود
مانع بازسازي
آن ميشوند.
دليل سوم اين است
كه فساد بيداد
ميكند. يكي از
مقامات ارشد عراقي
تخمين زده است
كه هزينه فساد
برابر با 5 الي
7 ميليارد دلار
در سال ميرسد.
گامهايي در اين
زمينه برداشته
شده است؛ عراق
يك هيئت نظارت
و بازرسي كارآمد
دارد و داراي بازرس
كل از وزارتخانهها
است و سران ارشد
كشوري از جمله
نوري مالكي از
بين بردن فساد
را يك اولويت ملي
اعلام كردهاند.
با اين حال بسياري
از سران سياسي
همچنان منافع
شخصي، قومي و حزبي
خود را دنبال ميكنند.
نمونه روشني در
ميان مقامات ارشد
نميتوان يافت
كه بهخاطر اتهامات
مربوط به فساد
مالي و غيره به
دادگاه كشيده
شده و محكوم شده
باشند.
چهارم اينكه
ظرفيتها ناكافي
است. بيشتر طبقه
تكنوكرات [فنسالار]
عراق بهخاطر
طرح بعثزدايي
از دولت بيرون
گذاشته شدهاند.
ديگر عراقيهايي
كه داراي مهارتي
هستند با شدت گرفتن
خشونتها از كشور
گريختهاند. اغلب
نمايندگان برگزيده
عراقي از وزارتخانهها،
بهعنوان غنيمت
سياسي ياد ميكنند.
بسياري از وزارتخانهها
نميتوانند كاري
به جز پرداخت حقوق
و دستمزد انجام
دهند و تنها توانستهاند
كه 10 الي 15 درصد از
بودجه سرمايهاي
خود را خرج كنند.
آنها از مهارت
فني لازم برخوردار
نبوده و از فساد،
ناكارآمدي و سيستم
بانكي كه اجازه
انتقال پول را
نميدهد، رنج
ميبرند. وزارت
دارايي عراق نيز
در توزيع بودجه
مردد است.
دليل پنجم و نهايي
اين است كه دستگاه
قضايي ضعيف است.
تلاش بسيار زيادي
براي تشكيل دستگاه
قضايي عراق انجام
گرفت از جمله اين
كه دادگاه عالي
اين كشور تشكيل
شد و عراق داراي
برخي قضاتي است
كه خود را وقف
كار خويش كردهاند
اما تحقيقات جنايي
توسط دادرسين
انجام ميشود
و تعداد آنها بسيار
اندك بوده و براي
انجام اين كار
از تخصص لازم برخوردار
نيستند.
ترساندن قضات
عراقي بهطور
مداوم وجود داشته
است. يكي از مقامات
ارشد آمريكا به
ما اينگونه گفت
كه «ما ميتوانيم
از قضات حفاظت
كنيم ولي از خانوادههاي
آنها يا آشنايان
و يا دوستان آنها
نميتوانيم.» از
سويي ديگر بسياري
از عراقيها احساس
ميكنند جنايات
نهتنها بيپاسخ
ميمانند، بلكه
مورد تشويق نيز
قرار ميگيرند.
اقتصاد
برخي پيشرفتهاي
اقتصادي در عراق
رخ داده است و
عراق پتانسيل
بالايي براي رشد
دارد. با اين حال
توسعه اقتصادي
با ناامني، فساد،
نبود سرمايه،
زيرساختارهاي
ويران شده و بلاتكليفي
متوقف مانده است.
يكي از مقامات
آمريكايي به ما
خاطر نشان كرد
اقتصاد عراق به
شدت شوكه شده است
و پس از تحمل دههها
مشكلات از كارايي
افتاده است. عراق
از دهه 1970 داراي
وضعيتي پليسي
بوده است. اقتصاد
جنگ را در دهه
1980 تحمل كرده و تحريمها
را در دهه 1990 با خود
به همراه داشته
است. رشد سريع
بلندمدت در اين
كشور بهطور اساسي
به بخش نفت استوار
است.
عملكرد اقتصادي
نشانههاي مثبتي
مشاهده شده است.
ذخاير ارزي با
ثبات و رو به رشد
بوده و به 12 ميليارد
دلار رسيده است.
واردات رايانه،
تلفن همراه و ديگر
كالاها افزايش
چشمگيري يافته
است. تجارتهاي
تازهاي گشوده
شده و ساخت و ساز
در مناطق امن ادامه
دارد. به خاطر
ذخاير نفتي گسترده
اين كشور، منابع
آب و زمينهاي
حاصلخيز، رشد
بالايي در انتظار
عراق خواهد بود
اگر از خشونتها
كاسته شده و ظرفيت
دولت افزايش يابد.
براي نمونه، توليد
گندم در مناطق
كردستان در طول
سال جاري 40 درصد
افزايش داشته
است.
دولت عراق نيز
در تحقق و دستيابي
به معيارهايي
كه از سوي صندوق
بينالمللي پول
ارائه شده بود
پيشرفت داشته
است. مهمتر اين
كه از ميزان سوبسيدها
كاسته شده است
براي نمونه قيمت
يك ليتر بنزين
از 17 سنت به 23 سنت
افزايش پيدا كرده
و اين رقم نزديك
به قيمتي است كه
در منطقه وجود
دارد. به هر حال
ارائه يارانه
به بخش انرژي و
غذا همچنان بر
دوش دولت باقي
است و معادل 11 ميليارد
دلار در سال ميشود.
با وجود اين علائم
مثبت، بسياري
از شاخصههاي
اقتصادي منفي
است. رشد عراق
در سال جاري به
عوض 10 درصد تنها
معادل 4 درصد بوده
است. تورم بالاي50
درصد است. بيكاري
گسترده است و 20
تا 60 درصد جامعه
را شامل مي شود.
فضاي سرمايهگذاري
تاريك است. سرمايهگذاري
مستقيم خارجي
تنها برابر با
يكدرصد از سرانه
ناخالص ملي است.
بسياري از عراقيها
شاهد بهبود در
اوضاع اقتصادي
خود نيستند.
بخش نفت
توليد و فروش نفت
70 درصد از درآمد
ناخالص ملي عراق
را تشكيل ميدهد.
نفت 95درصد از درآمد
دولت را تشكيل
ميدهد. عراق روزانه
2/2 ميليون بشكه
در روز توليد دارد
و يكميليون و
پانصد هزار بشكه
از آن در روز صادر
ميشود. اين ميزان
كمتر از ميزان
توليد در زمان
پيش از جنگ بوده
و دولت عراق در
نظر دارد اين توليد
را به دو ميليون
و پانصد هزار بشكه
در روز برساند.
اين ميزان بسيار
كمتر از پتانسيل
وسيعي است كه بخش
نفت از آن برخوردار
است.
افزايش قيمت جهاني
نفت براي دولت
عراق جاي خوشوقتي
است و اين امكان
را براي اين كشور
فراهم آورده تا
به اهداف خود در
فراهم آوردن بودجه
دست پيدا كند.
مشكلات در توليد
نفت با نبود امنيت،
نبود سرمايهگذاري
و نبود توانايي
فني در كارشناسان
عراقي است. شورشيان
از لولههاي انتقال
نفت و تأسيسات
نفتي اطلاعات
كاملي دارند. سيستم
اندازهگيري
براي نفت وجود
ندارد و ايستگاههاي
پمپاژ نفت، لولهها
و تأسيسات بندري
بهخوبي نگهداري
نميشوند بهعلاوه
اينكه سرمايهگذاري
كافي در زمينه
فناوري مدرن
صورت نگرفته است.
عراق داراي كادر
كارشناسي در بخش
نفت است اما ارعاب
و همچنين مهاجرت
كارشناسان به
كشورهاي ديگر
از توانايي فني
و تخصصي كاسته
است. شركتهاي
خارجي در سرمايهگذاري
در اين بخش مردد
هستند و وزارت
نفت عراق نتوانسته
است بيش از 15 درصد
از بودجه تخصيصي
خود را هزينه كند.
فساد نيز به ضعف
بيشتر دامن زده
است. كارشناسان
تخمينزدهاند
كه 150تا200 هزار و شايد
حدود 500 هزار بشكه
در روز دزديده
ميشود. قيمتهاي
كنترل شده براي
محصولات پالاشگاهي
در داخل عراق به
كمبود اين فرآوردهها
در داخل عراق منجر
شده است و مصرفكنندگان
را به بازار سياه
كشانده است. يكي
از مقامات ارشد
آمريكايي به ما
گفت كه فساد در
بخش نفت بيش از
خرابكاري شورشيان
به نابودي بخش
نفت منجر شده است.
سياست نفت
سياست نفت نيز
به نابودي بيشتر
تلاشهاي شكننده
كنوني عراق براي
ايجاد يك دولت
مركزي متحد دامن
زده است. قانون
اساسي عراق درها
را براي مناطق
مختلف عراق باز
گذاشته تا بتوانند
در توسعه منابع
نفتي "جديد" هدايت
كار را در دست
گيرند. ماده 108 اين
قانون اينگونه
عنوان ميكند
كه "نفت و گاز جزو
اموال همه مردم
عراق در همه مناطق
و استانها است"
و ماده 109 قانون
اساسي نيز وظيفه
مديريت بر نفت
و گاز و بهرهبرداري
از منابع "كنوني"
را برعهده دولت
مركزي گذاشته
است.
اين مفاد باعث
ايجاد دو دستگي
در تعريف عبارت
"منابع جديد"
و "منابع موجود"
شده است. سوالي
كه پيامدهاي عميقي
درباره كنترل
نهايي منابع نفتي
آتي ايجاد كرده
است. اعضاي ارشد
صنايع نفت عراق
چنين مطرح ميكنند
كه يك شركت نفت
ملي ميتواند
از تنشهاي سياسي
موجود بكاهد و
با متمركز شدن
درآمدهاي نفتي،
ادعاهاي منطقهاي
و محلي را درباره
اين درآمدها كم
ميكند. بههرحال
سران منطقهاي
نسبت به اين امر
بدگمان بوده و
در برابر اين پيشنهاد
مقاومت ميكنند.
اين افراد بر حقوق
جوامع محلي بر
در اختيار داشتن
اختيارات مستقيم
بر درآمدهاي نفتي
تأكيد دارند. سران
كردها بهطور
ويژهاي بر كنترل
مستقل بر داراييهاي
نفتي تأكيد دارند
و حتي قراردادهاي
سرمايهگذاري
با شركتهاي نفتي
خارجي در مناطق
شمال عراق امضاء
كردهاند. گزارشها
نيز از اقدام مشابه
سياستمداران
شيعه حكايت دارد
و آنها نيز با
پيمانكاران خارجي
براي سرمايهگذاري
در اين بخش مذاكراتي
انجام دادهاند.
يكي ديگر از پيشنهادهاي
مطرح شده اين است
كه بخشي از درآمدهاي
نفتي بهطور مستقيم
براساس سرانه
جمعيت تقسيمبندي
شود. اين پيشنهادها
اين امكان را براي
همه شهروندان
عراقي فراهم ميآورد
كه سهمي در منبع
اصلي طبيعي اين
كشور داشته باشند.
اما براي توسعه
اين نظام تقسيم
درآمدها زمان
نياز است.
درآمدهاي نفتي
در تأمين بودجه
كشور براي سالهاي
آتي نيز لحاظ شده
است. در حال حاضر
نهادي در عراق
وجود ندارد كه
بتواند بهطور
مناسبي اين سيستم
تقسيمبندي را
به خوبي انجام
دهد. انجام اين
امر زمان بسياري
به خود اختصاص
ميدهد و بايد
بر اساس اجماع
و توافق كامل و
مناسب كشوري و
درآمد مالياتي
تدوين شود. سيستم
مالياتي كه عراق
هماكنون از داشتن
آن بيبهره است.
تلاشهاي تحت
امر آمريكا براي
بازسازي عراق
آمريكا مجموعاً
34 ميليارد دلار
براي حمايت از
امر بازسازي در
عراق اختصاص داده
است كه از اين
ميزان حدود 21 ميليارد
دلار براي "صندوق
امداد و بازسازي
عراق" اختصاص
يافته و نزديك
به 16 ميليارد دلار
نيز هزينه شده
است و تقريباً
همه بودجههاي
تخصيصي از سوي
واشنگتن فراهم
آمده است. دولت
آمريكا بودجهاي
برابر با 1/6 ميليارد
دلار براي سال
مالي 2006 درخواست
كرده بود و 1/485 ميليون
دلار از آن را
دريافت كرد. ميزان
بودجه درخواستي
براي سال مالي
2007 برابر با 700 ميليون
دلار بوده است.
به نظر ميرسد
روند كمكهاي
اقتصادي براي
سال مالي 2008 نيز
از اين ميزان كمتر
شود.
كنگره آمريكا
تمايل چنداني
براي اختصاص بودجه
بازسازي بيشتر
به عراق ندارد.
ادامه بازسازي
مداوم عراق يك
امر اساسي و ضروري
است. اما سوالات
جدي درباره ظرفيت
دولت آمريكا و
عراق وجود دارد.
هماهنگي برنامه
كمكي توسط وزارت
دفاع، وزارت امور
خارجه و نهاد توسعه
بينالمللي آمريكا
(USAID) است و ديگر نهادها
بيتأثير بودهاند.
مشخص نيست چه كسي
مسئوليت بازسازي
عراق را در دست
دارد.
با كاستهشدن
ميزان منابع درخواستي
تمركز تلاشهاي
آمريكا نيز تغيير
كرده و از زيرساخت
ها، آموزش و بهداشت
به مراكز كوچكتري
تمركز يافته است
كه تا حدودي از
سوي جوامع محلي
تبيين ميشوند.
تلاش عمدهاي نيز
براي بهبود ظرفيت
نظام اداري دولت
در سطوح ملي، منطقهاي
و استاني صورت
گرفته تا خدمات
عمومي به مردم
برسد و اين كه
طرحهاي زيرساختي
را انتخاب و مديريت
كند.
آمريكا افرادي
را در وزارتخانههاي
مختلف عراق دارد.
اما اين افراد
مشكلاتي در زمينه
كنترل، دسترسي
و مداومت حضور
دارند. مقتدا صدر
با حضور آمريكا
در عراق مخالف
است و بنابراين
وزارتخانههايي
كه او در اختيار
دارد مانند وزارت
بهداشت، كشاورزي
و حملونقل با
آمريكاييها
همكاري نخواهند
كرد. معلوم نيست
كه آيا عراقيها
ميتوانند و يا
قادر خواهند بود
پروژههاي بازسازي
راهاندازي شده
توسط آمريكا را
اداره كنند يا
خير.
بسياري از افسران
نظامي اظهارنظر
كردهاند برنامه
واكنش اضطراري
فرماندهي كه بودجه
پروژههاي با
تاثيرات زودهنگام
را تأمين ميكند،
حياتي هستند. اين
پروژهها شامل
تميزكردن فاضلابها
و احياي خدمات
اساسي هستند. نهاد
توسعه بينالمللي
آمريكا نيز بر
سازههايي تمركز
كرده است كه توسعه
اقتصادي بلندمدت
دارند، اما بودجه
لازم براي حمايت
از اين پروژهها
در آينده تأمين
نشده است.
وزارت امورخارجه
مسئوليت تيم بازسازي
استاني عراق را
برعهده دارد كه
در سراسر اين كشور
فعال هستند. اين
تيم ميتواند
تأثير مثبتي در
مناطق امن داشته
باشد اما در مكانهايي
كه موانع امنيتي
وجود دارند اين
تأثير وجود ندارد.
بودجه اساسي بازسازي
به پيمانكاران
سپرده ميشود
و بازرسي كل نظارت
بر بازسازي عراق
نيز اسناد بيشماري
ارائه كرده كه
در اين بودجه حيفوميل
و سوءاستفاده
صورت گرفته است.
كار اين دسته مناسب
نبوده است. با
شدت گرفتن نظارتها
و تنظيم قراردادهاي
كمهزينه، وضعيت
پيمانكاري به
تدريج بهبود يافته
است. بهعلاوه
اينكه پيمانكاران
عراقي توانستهاند
عراقيهاي بيشتري
را به كار در پروژههاي
بازسازي مشغول
كنند.
حمايت بينالمللي
حمايت بينالمللي
از بازسازي عراق
سست بوده است.
اهداكنندگان
كمك بينالمللي
قول ارائه 13 ميليارد
و 500 ميليون دلار
دادهاند، اما
تنها 4 ميليارد
از آن ارائه شده
است. توافق حاصله
در مجمع پاريس
مقدار زيادي از
ديون عراق را بخشيده
است. اما كشورهاي
حوزه خليج فارس
مانند عربستان
و كويت بيشترين
ميزان ديون عراق
را در اختيار دارند
و تاكنون اين قروض
را نبخشيدهاند.
آمريكا هماكنون
با سازمان ملل
و ديگر نهادها
همكاري ميكند
كه "عهد بينالمللي"
درباره عراق تشكيل
دهد. هدف از اين
كار اين است ميزان
بيشتري از بدهكاريها
عراق بخشيده شده
و اعتباراتي از
سوي كشورهاي حوزه
خليج فارس بهعلاوه
كمكهايي از سوي
اهداكنندگان
بينالمللي دريافت
گردد. در عوض اين
امر دولت عراق
نيز متعهد خواهد
شد معيارهاي خاص
اصلاحات اقتصادي
را اجرا كند مانند
اتخاذ تدابير
مقابله با فساد
و تدوين چارچوب
قانوني عادلانه
براي سرمايهگذاريهاي
خارجي و رسيدن
به خودكفايي تا
سال 2012. بسياري از
مقامات بينالمللي
و آمريكايي به
ما گفتند كه اين
عهد بينالمللي
امكان تعامل بيشتر
در سطح بينالمللي
ايجاد خواهد كرد.
منطقه
سياستها و اقدامات
كشورهاي همسايه
عراق تا حدود زيادي
بر ثبات و شكوفايي
اين كشور تأثير
دارد. هيچ كشوري
در منطقه خواستار
عراق آشفته نيست.
با اين حال همسايگان
عراق اقدامات
اندكي براي كمك
به اين امر انجام
ميدهند و برخي
از آنها ثبات اين
كشور را برهم ميزنند.
عراقيها از اين
امر شكايت دارند
كه كشورهاي همسايه
در امورشان دخالت
ميكنند. يكي از
مقامات ارشد عراقي
در پاسخ به اين
سوال كه كداميك
از كشورهاي همسايه
در امور عراق مداخله
دارند به ما گفت:
«همه آنها". اوضاع
عراق به تحولات
و اتفاقاتي مرتبط
است كه در منطقه
رخ ميدهد. تلاشهاي
آمريكا در افغانستان
نيز بهخاطر تمركز
و توجه بيش از
حد سران واشنگتن
به مسئله عراق،
پيچيدهتر شده
است. بسياري از
مقامات عراقي
و آمريكايي بينالمللي
به ما بيان كردند
كه مخالفت عراقيها
با آمريكا و حمايت
از صدر پس از جنگ
لبنان و حملات
اسرائيل به اين
كشور به اوج رسيده
است. اقدامات ايران
و سوريه در عراق
اغلب به نگرانيهاي
گسترده آنها درباره
آمريكا ارتباط
دارد. بسياري از
كشورهاي عرب سني
نيز درباره افزايش
نفوذ فزاينده
ايران در منطقه
و عراق ابراز نگراني
كردهاند. بسياري
از كشورهاي منطقه
نظر متفاوتي درباره
تلاشهاي آمريكا
براي گسترش دموكراسي
در عراق و خاورميانه
دارند.
ايـران
در ميان تمامي
همسايگان، ايران
بيشترين اهرم
را در عراق داراست.
ايران روابط بلندمدتي
با بسياري از سياستمداران
شيعه عراق داشته
است و اغلب آنها
در دوران حكومت
صدام به ايران
تبعيد شده بودند.
ايران تسليحات،
حمايت مالي و آموزش
شبه نظاميان شيعه
داخل عراق و نيز
حمايت سياسي احزاب
شيعه را تأمين
كرده است. گزارشهايي
نيز وجود دارد
كه ايران مواد
منفجره بهينه
سازي شده را در
اختيار گروههايي
ـ ازجمله افراد
مسلح سني ـ قرار
داده است كه به
نيروهاي آمريكايي
حمله ميكنند.
مرز ايران با عراق
نفوذپذير است
و هرساله ميليونها
ايراني براي ديدار
از اماكن متبركه
شيعه به اين كشور
سفر ميكنند. بسياري
از عراقيها از
دخالت ايران سخن
ميگفتند و بويژه
سنيها درباره
اين موضوع هشدار
ميدادند. يكي
از سياستمداران
برجسته سني به
ما گفت: "امروز
پشت هر سنگي در
عراق ردپاي ايران
را ميبينيد."
مسئولان آمريكايي،
عراقي و بينالمللي
نيز درباره ميزان
تنشهاي كنوني
ميان آمريكا و
ايران، ازجمله
برنامه هستهاي
ايران،حمايت
ايران از تروريسم،
نفوذ ايران در
لبنان و منطقه
و نفوذ ايران در
عراق اظهارنظر
ميكردند. ظاهراً
ايران خواستار
گرفتار شدن ارتش
آمريكا در عراق
است كه ميتواند
گزينههاي اين
كشور در مقابله
با برنامه هستهاي
ايران را محدود
كرده و توان اهرمهاي
ايران درباره
ثبات عراق را بالا
ببرد. مذاكرات
پيشنهاد شده ميان
آمريكا و ايران
درباره موقعيت
عراق انجام نشده
است. يكي از مسئولان
عراقي به ما گفت:
"ايران در خيابانهاي
بغداد با آمريكا
مذاكره ميكند."
سـوريه
سوريه نيز نقش
مخربي ايفا ميكند.
مردم عراق از آنچه
حمايت سوريه از
تلاشها براي
تضعيف دولت عراق
ميدانند، نگران
هستند. نقش سوريه
چندان زياد و در
حد اقدامات عملي
نيست، بلكه تنها
در حد نوعي بيتوجهي
بدخواهانه است
به اين معني كه
وقتي تسليحات
و مبارزان خارجي
از مرز آنها وارد
عراق ميشوند
آنها توجهي نميكنند
و رهبران سابق
حزب بعث نيز محل
امني در سوريه
پيدا كردهاند.
همانند ايران،
سوريه نيز خواهان
گرفتار ماندن
آمريكا در عراق
است. با اين وجود،
سوريها نشان
دادهاند خواستار
مذاكره با آمريكا
هستند و در نوامبر
2006 با احياي روابط
ديپلماتيك با
عراق پس از 24 سال،
موافقت كردند.
عربستان سعودي
و كشورهاي حوزه
خليج فارس
اين كشورها در
غالب موارد منفعل
بوده و دخالت نداشتهاند.
آنها از بخشش بدهيها
و يا ارائه كمكهاي
اقتصادي قابل
توجه به دولت عراق
خودداري كردهاند.
برخي سياستمداران
سني عراق شكايت
دارند كه عربستانسعودي
حاضر به حمايت
سياسي از پيروان
سني آنها در داخل
عراق نشده است.
يكي از آنها معتقد
است عربستان در
زمان تشكيل دولت
عراق حتي يك نامه
هم نفرستاد در
حالي كه ايران
در عراق سفير دارد.
منابع مالي گروههاي
مسلح عراقي توسط
افراد حقيقي در
داخل عربستان
و كشورهاي حوزه
خليج فارس تأمين
ميشود درحاليكه
دولتهاي اين
كشورها با دادن
پايگاه و اجازه
پرواز و نيز همكاري
در مسائل امنيتي،
عمليات نظامي
آمريكا در عراق
را تسهيل كردهاند.
با افزايش نگرانيها
درباره عراق،
كشورهاي خليج
فارس فعالتر
شدهاند. امارات
متحدهعربي و
كويت نشستهايي
را در حمايت از
"توافق بينالمللي"
برگزار كردهاند.
عربستانسعودي
نيز اخيراً قدمي
مثبت را با برگزاري
كنفرانس رهبران
مذهبي عراق در
مكه برداشت. برخي
كشورها به پيشرفت
مذاكرات با جمعيت
عرب سني در عراق
كمك كردهاند.
با اين وجود كشورهاي
خليج فارس از دموكراسي
در عراق حمايت
نكرده و نگران
جهتگيري تحولات
هستند به اين معني
كه افراد مسلح
كه در عراق مبارزه
را آزمودهاند
ممكن است تهديدي
را براي امنيت
داخلي خود اين
كشورها ايجاد
كنند و رشد نفوذ
ايران در منطقه
نيز نگراني جدي
براي آنها ايجاد
كرده است.
تركيه
سياست تركيه در
برابر، عراق متمركز
بر تضعيف ناسيوناليسم
كردي است كه تهديدي
حياتي براي ثبات
داخلي خود تركيه
محسوب ميشود.
تركيه از اقليت
تركمن در عراق
حمايت و از نفوذ
خود براي جلوگيري
از الحاق كركوك
به كردستان عراق
استفاده كرده
است. در همين زمان
شركتهاي تركيهاي
در مناطق كردنشين
شمال عراق سرمايهگذاري
كرده و رهبران
ترك و كرد نيز
دخالتي سازنده
در رسيدگي به مسائل
سياسي، امنيتي
و اقتصادي داشتهاند.
تركيه بهشدت
نگران عمليات
حزب كارگران كردستان
(پ ك ك) است ـ گروهي
تروريستي مستقر
در شمال عراق كه
تا به حال هزاران
ترك را كشته است
ـ آنها عصباني
هستند كه چرا آمريكا
و عراق مقابله
شديدتري با پ ك
ك نداشتهاند.
تركيه تهديد كرده
شخصا به مقابله
با پ ك ك خواهد
پرداخت و چندين
حمله نيز تا داخل
مرزهاي عراق انجام
داده است.
اردن و مصر
هر دو كشور اردن
و مصر كمكهايي
را به دولت عراق
ارائه كردهاند.
اردن هزاران پليس
عراق را آموزش
داده، در بغداد
سفير دارد، ملك
عبدالله اخيراً
نشستي را ميان
جرج بوش، رئيسجمهور
آمريكا و نوري
مالكي، نخستوزير
عراق ميزباني
كرد. مصر نيز بهصورت
محدود به آموزش
ارتش عراق پرداخته
است. هر دو كشور
اردن و مصر به
تسهيل عمليات
آمريكا در عراق
كمك كردهاند
ـ اردن با دادن
اجازه پرواز و
عمليات جستوجو
و نجات و مصر با
دادن اجازه پرواز
و عبور از كانال
سوئز ـ و هردو
كشور همكاريهاي
اطلاعاتي مهمي
داشتهاند. اردن
اخيراً ميزبان
700 هزار آواره عراقي
(معادل 10 درصد جمعيت
آن) بوده و نگران
موج مهاجران بيشتر
است. هر دوي اردن
و مصر نگران موقعيت
اعراب سني عراق
بوده و خواستار
اصلاح قانون عراق
به منظور بهينهسازي
شرايط جامعه سني
هستند. آنها همچنين
نگران بازگشت
افراد مسلح به
كشورهاي خودشان
هستند.
جامعه بينالملل
جامعه بينالملل
بجز انگليس و ديگر
شركاي ما در اين
ائتلاف، نقش محدودي
در عراق داشته
است. سازمان ملل
ـ كه بر اساس قطعنامه
1564 شوراي امنيت
عمل ميكند ـ حضور
كوچكي در عراق
دارد. اين سازمان
به برگزاري انتخابات،
پيشنويس قانوناساسي،
سازماندهي دولت
و ايجاد نهادها
كمك كرده است.
بانك جهاني كه
تعداد محدودي
از منابع خود را
به كار گرفته،
يك و يا دو نيرو
در عراق دارد.
اتحاديه اروپا
نيز يك نماينده
در اين كشور دارد.
برخي از سازمانهاي
غيردولتي بينالمللي
و مستقر در آمريكا
عملكرد عالي در
عراق داشته و
با سختي بسياري
فعاليت كردهاند.
هر دوي سازمانهاي
غيردولتي عراقي
و بين المللي نقش
مهمي در گذار از
مرزهاي فرقهاي،
افزايش گفتوگو
و درك متقابل داشته
و برخي سازمانهاي
مستقر در آمريكا
منابع بسياري
را به كار گرفتند
تا به مردم عراق
در توسعه دموكراسيشان
كمك كنند. البته
حضور سازمانهاي
غيردولتي بينالمللي
به دليل نبود امنيت
با محدوديت روبهرو
شده و همتايان
عراقي آنها با
روند دشوار و معمولا
سياسيشده ثبت
توسط دولت اين
كشور روبهرو
هستند.
بريتانيا منابع
بسيار زيادي را
به عراق اختصاص
داده و فداكاريهاي
بزرگي انجام داده
است. علاوه بر
7200 نيروي مستقر،
انگليس حضور ديپلماتيك
قابل توجهي در
بصره و مناطق جنوب
شرق عراق دارد.
بريتانيا نقشآفريني
كليدي و فعالي
در تمامي مراحل
توسعه سياسي عراق
داشته است. مسئولان
بريتانيا به ما
اعلام كردهاند
همچنان به تلاش
براي ثبات عراق
پايبند بوده
و در واكنش به
موقعيت منطقه
تعهد خود به ميزان
نيرو و منابع را
كاهش خواهند داد.
نتيجهگيري
ايالاتمتحده
آمريكا از نظر
جاني و مالي تعهدي
گسترده به آينده
عراق داشته است.
تا دسامبر 2006، حدوداً
2900 نيروي آمريكايي
در خدمت، در عراق
جان خود را فدا
كردهاند. 21 هزار
آمريكايي ديگر
نيز غالباً بهصورت
جدي مجروح شدهاند.
تا امروز آمريكا
تقريبا 400 ميليارد
دلار براي جنگ
عراق هزينه كرده
و مخارج ماهانه
نيز به حدود 8 ميليارد
دلار رسيده است.
بهعلاوه آمريكا
بايد آماده روبهرو
با "مخارج فرعي"
تا حد قابل توجه
باشد. مراقبت از
نيروهاي ارتش
و جايگزيني تجهيزات
فرسوده نياز به
صدها ميليارد
دلار هزينه خواهد
داشت. تخمينها
درباره هزينه
نهايي مداخله
آمريكا در عراق
به 2 تريليون (2000ميليارد)
دلار ميرسد.
با وجود تلاشهاي
گسترده، ثبات
عراق همچمنان
ناپايدار بوده
و شرايط رو به
وخامت است. دولت
عراق اكنون بدون
حمايت آمريكا
قدرت اداره، حفظ
و دفاع از خود
را ندارد. مردم
عراق متقاعد شدهاند
كه بايد مسئوليت
آيندهشان را
بپذيرند. همسايگان
عراق همانند بسياري
از اعضاي جامعه
بينالمللي متقاعد
نشدهاند كه بايد
نقشي فعال و سازنده
در حمايت از عراق
داشته باشند. توانايي
آمريكا در تعيين
نتيجه نهايي ضعيف
شده و زمان رو
به پايان است.
ب ـ پيامدهاي
تداوم سقوط در
عراق
اگر وخامت اوضاع
عراق ادامه داشته
باشد ميتواند
پيامدهاي شديدي
را براي اين كشور،
آمريكا، منطقه
و كل جهان به همراه
داشته باشد.
ادامه خشونت ميتواند
به هرجومرج بيشتر
منجر شده و رنج
بيشتري را براي
مردم عراق به همراه
داشته باشد. سقوط
دولت و اقتصاد
عراق ميتواند
به ركود بيشتر
كشوري منجر شود
كه اكنون نيز از
تامين نيازهاي
مردم خود ناتوان
است. ممكن است
نيروهاي امنيتي
عراق بر اساس مرزهاي
فرقهاي دچار
اختلاف شوند. اجبار
تعداد بيشتري
از آوارگان به
تغيير كشور و منطقه
محل سكونت ميتواند
بحراني انساني
را به همراه داشته
باشد. ممكن است
تسويه حسابهاي
قومي افزايش يابد.
مردم عراق ممكن
است گرفتار چهره
قدرتمند ديگري
شوند كه از قدرت
سياسي و نظامي
براي ايجاد هرجومرج
در اين بينظمي
استفاده كند. ممكن
است آزاديها
از دست برود.
ديگر كشورهاي
منطقه بهصورت
جدي نگران گذشتن
خشونتها از مرزهايشان
هستند. هرجومرج
عراق ممكن است
اين كشورها را
به مداخله براي
حمايت از منافعشان
ترغيب كرده و لذا
شايد به جنگ منطقهاي
گستردهتري منجر
شود. تركيه ممكن
است نيروهايش
را براي جلوگيري
از اعلام استقلال
كردستان به شمال
اين كشور بفرستد.
ايران ممكن است
براي احياي ثبات
در جنوب عراق و
شايد بهدست گرفتن
كنترل حوزههاي
نفتي، نيروهايش
را به داخل ايران
بفرستد. نفوذ عراق
در منطقه نيز همزمان
با تلاش اين كشور
براي توليد تسليحات
هستهاي افزايش
مييابد.
سفراي كشورهاي
همسايه به ما گفتهاند
كه نگران احتمال
جدي درگيري شيعيان
و سنيها در سراسر
جهان اسلام هستند.
بسياري از آنها
نگراني خود را
از شورش شيعيان
ـ كه احتمالا توسط
ايران ايجاد خواهد
شد ـ در كشورهاي
تحت حاكميت سنيها
ابراز كردهاند.
چنين درگيري فرقهاي
گستردهاي ميتواند
به باز شدن كلاف
بزرگ مشكلات ـ
ازجمله افراطگرايي
مردم، جنبشهاي
گسترده مردمي
و تغييرات حكومتي
ـ منجر شود كه
حلوفصل آنها
به چندين دهه زمان
نياز دارد. اگر
بيثباتي عراق
به ديگر كشورهاي
حوزه حليج فارس
تسري پيدا كند،
با كاهش توليد
و صادرات نفت روبهرو
ميشويم كه ميتواند
به افزايش قيمت
نفت و لذا صدمه
ديدن اقتصاد جهاني
منجر شود.
امكان رشد تروريسم
وجود دارد. همانطور
كه يكي از مسئولان
عراقي به ما گفته
است: "القاعده
اكنون در عراق
به شركتي انحصاري
مانند مكدونالد
تبديل شده است."
اگر به مسئله القاعده
رسيدگي نشود،
اين گروه ميتواند
خشونت ميان شيعيان
و سنيها را شعلهور
كند. عراق دچار
هرجومرج، هنوز
ميتواند پايگاهي
قدرتمند براي
عمليات تروريستهايي
باشد كه بهدنبال
اقدامات منطقهاي
و يا جهاني هستند.
القاعده هر شكست
آمريكا در عراق
را به پيروزي
چشمگير خود تعبير
و از آن براي به
خدمت گرفتن نيرو
در منطقه و جهان
در راستاي آرمانهايشان
استفاده خواهد
كرد. ايمن الظواهري،
معاون اسامه بن
لادن عراق را نقطه
تمركز القاعده
دانسته به اين
معني كه آنها تلاش
خواهند كرد نيروهاي
آمريكايي را بيرون
كرده و سپس "موج
جهاد را به كشورهاي
سكولار همسايه
عراق منتشر كنند".
يكي از مسئولان
عاليرتبه اروپا
نيز به ما گفت
شكست در عراق ميتواند
انگيزهاي براي
حمله تروريستي
در كشور وي باشد.
اگر عراق بيش از
اين دچار هرجومرج
شود، موقعيت آمريكا
در جهان تنزل خواهد
كرد. اين آزمايش
و محدوديتي جدي
براي توان نظامي،
ديپلماتيك و مالي
آمريكا است. ادامه
ناكاميهاي آمريكا
در اين كشور ميتواند
به زوال اعتبار
و نفوذ آمريكا
در منطقهاي منجر
شود كه مركز جهان
اسلام و از نقاط
حياتي تأمين انرژي
جهاني است. اين
مسئله در زماني
به كاهش نفوذ جهاني
آمريكا منجر ميشود
كه پيشبرد مسائل
در كره شمالي،
ايران و ديگر نقاط
نيازمند توجه
كامل و رهبري قدرتمند
آمريكا در ائتلافهاي
بينالمللي است
و هرچه منابع نظامي
و ديپلماتيك آمريكا
بيشتر در عراق
گرفتار شوند احتمال
ناكامي آمريكا
در افغانستان
افزايش مييابد.
ادامه مشكلات
در عراق ميتواند
به دو قطبيترشدن
فضاي داخلي آمريكا
منجر شود. 66 درصد
مردم مديريت جنگ
عراق توسط دولت
را تأييد نكرده
و بيش از 60 درصد
عقيده دارند هيچ
نقشه مشخصي براي
ادامه كار وجود
ندارد. انتخابات
ماه نوامبر 2006 تا
حد زيادي بهعنوان
همهپرسي درباره
تحولات عراق ارزيابي
ميشد. در صورتيكه
مردم آمريكا اعتماد
خود را به دولت
از دست بدهند،
سرمايهاي كه
آمريكا براي بهدست
آوردن آن هزينه
زيادي داده است،
آنگاه گوش كسي
به مباحث مربوط
به ادامه كمكهاي
امنيتي و مالي
به عراق بدهكار
نخواهد بود. سياست
خارجي آمريكا
نيز بدون حمايت
گسترده مردم اين
كشور قادر به ادامه
موفقيتآميز
فعاليت خود نخواهد
بود.
تداوم مشكلات
عراق همچنين ميتواند
به افزايش مخالفت
عراقيها با آمريكا
روبهرو شود. نظرسنجيهاي
اخير نشان ميدهد
تنها 36 درصد مردم
عراق عقيده دارند
كشورشان در مسير
درستي حركت ميكند
و 79 درصد مردم عراق
نيز ديدگاهي منفي
درباره نفوذ آمريكا
در كشورشان دارند.
61 درصد مردم عراق
موافق حمله به
نيروهاي آمريكايي
هستند. اگر مردم
عراق همچنان آمريكا
را نماينده نيرويي
اشغالگر در كشورشان
بدانند، آمريكا
در كشوري كه آن
را از ديكتاتوري
نجات داده است
به بزرگترين
دشمن تبديل خواهد
شد.
اين مورد و ديگر
پيشبينيهاي
مطرح شده درباره
پيامد وخيم در
عراق و منطقه بههيچوجه
قطعي نيست. عراق
از زمان سرنگوني
صدام قدمهاي
مثبتي را نيز برداشته
است: مردم عراق
خودمختاري كامل
را به دست آورده،
انتخابات باز
و ملي برگزار كرده،
قانون اساسي دايم
را پيشنويس كردند،
اين قانون را به
تصويب رسانده
و دولت جديدي را
بر اساس قانوناساسي
جديد انتخاب كردند.
احتمال وقوع جنگ
داخلي و ادامه
مداخلات همسايگان
اين كشور ممكن
است مردم عراق
را به خود بياورد
تا براي مقابله
با اين بحران اقدامي
انجام دهند اما
اين سناريو در
وضعيت كنوني چندان
محتمل نيست، زيرا
مردم عراق و رهبران
آنها براي اثبات
توان و اراده خود
براي اقدام بسيار
كند بودهاند.
ج ـ چند امكان
جايگزين در عراق
بهدليل وخامت
موقعيت عراق و
پيامد آن براي
عراق، آمريكا،
منطقه و جهان،
گروه مطالعات
عراق با دقت چند
گزينه ممكن براي
ادامه راه را مورد
بررسي قرار داده
است. ما دريافتيم
كه هيچ راهحل
كاملي وجود ندارد
و تمامي موارد
پيشنهاد شده داراي
نواقصي هستند.
در ادامه برخي
از احتمالات جديتر
مورد بررسي آورده
شده است.
عقب نشيني زودهنگام
بهدليل اهميت
عراق، احتمال
ايجاد بحران،
نقش و تعهدات آمريكا
در آغاز رخدادهايي
كه به موقعيت كنوني
منجر شده است،
ما معتقديم خروج
زودهنگام آمريكا
از اين كشور به
شكل خروج زودهنگام
نيروها و تجهيزات،
اشتباه خواهد
بود. خروج زودهنگام
آمريكا از عراق
تقريباً بهطور
حتم به افزايش
درگيريهاي فرقهاي
و وخامت بيشتر
شرايط منجر خواهد
شد كه به چند پيامد
شديد گفته شده
در بالا كشيده
ميشود. نتايج
زودهنگام چنين
اقدامي شامل خلا
قدرت، رنج بيشتر
براي مردم، بيثباتي
منطقهاي و تهديد
براي اقتصاد جهاني
خواهد بود. القاعده
عقبنشيني ما
را به پيروزي تاريخي
براي خود تعبير
خواهد كرد. اگر
ما خارج شده و
عراق به هرجومرج
كشيده شود پيامدهاي
بلندمدت آن به
تدريج آمريكا
را وادار به بازگشت
خواهد كرد.
ادامه روند كنوني
سياست كنوني آمريكا
كارآمد نيست،
چرا كه ميزان خشونتها
در عراق رو به
افزايش بوده و
دولت نيز وحدت
ملي را پيش نبرده
است. عدم تغيير
روند كنوني تنها
به معني به تعويق
افتادن روزي است
كه بايد هزينه
گزافي بپردازيم.
هر ماهه تقريبا
100 آمريكايي كشته
ميشوند. آمريكا
هر هفته 2 ميليارد
دلار هزينه ميكند.
توانايي ما براي
واكنش به ديگر
بحرانهاي بينالمللي
محدود شده است.
اكثريت مردم آمريكا
با جنگ مخالف شدهاند.
تامين چنين هزينهاي
در بلندمدت عملي
نخواهد بود بويژه
آنكه پيشرفتي
حاصل نشده است.
هرچه مدت حضور
آمريكا در اين
كشور بدون پيشرفت
بيشتر شود، خشم
مردم عراق بيشتر
خواهد شد كه حس
ميكنند طعمه
اشغال ستمگرانه
آمريكا شدهاند.
همانطور كه يكي
از مسئولان آمريكايي
به ما گفته است،
"خروج ما شرايط
را بدتر خواهد
كرد...روند كنوني
بدون تغيير نيز
آن را بهتر نخواهد
كرد."
اعزام نيروي
بيشتر به عراق
افزايش مداوم
نيروهاي آمريكايي
در عراق نميتواند
دليل اصلي خشونت
در عراق را كه
همان فقدان وحدت
ملي است، از بين
ببرد. يكي از فرماندهان
آمريكايي به ما
گفت افزايش نيروها
ميتواند به كمتر
كردن خشونتها
بهصورت محلي
و براي مدت محدود
مفيد باشد، اما
تجربه گذشته نشان
داد به محض آنكه
نيروهاي آمريكايي
به منطقه ديگري
منتقل ميشوند،
خشونتها از نو
آغاز ميشوند.
همانطور كه يك
فرمانده ديگر
آمريكايي به ما
گفته است، اگر
دولت عراق موفق
به پيشرفت سياسي
نشود "تمامي نيروهاي
جهان نيز نميتوانند
امنيت را تأمين
كنند". در همين
حال توان ارتش
آمريكا نيز محدود
شده است. ما نيرو
و تجهيزات لازم
براي افزايش شديد
و دائمي نيروها
را در اختيار نداريم.
افزايش اعزام
نيروها به عراق
همچنين مانع تأمين
منابع لازم در
افغانستان يا
واكنش به بحرانهاي
سراسر جهان خواهد
بود.
تجزيه به سه منطقه
هزينه تقسيم عراق
به سه منطقه خودمختار
با دولت مركزي
ضعيف بسيار بالا
خواهد بود، زيرا
تقسيم جمعيتي
عراق چندان مشخص
نيست و مرزهاي
منطقهاي را بهراحتي
نميتوان ترسيم
كرد. تمامي 18 استان
عراق همانند بغداد
و ديگر شهرهاي
بزرگ اين كشور
جمعيت مختلطي
دارند. تقسيم سريع
اين كشور به جابهجايي
عظيم جمعيت، سقوط
نيروهاي امنيتي
اين كشور، تقويت
شبه نظاميان،
تسويه حسابهاي
قومي، بيثباتي
كشورهاي همسايه
و يا تلاش اين
كشورها براي غلبه
بر مناطق عراق
منجر خواهد شد.
مردم عراق به ويژه
اعراب سني به ما
گفتند چنين اقدامي
اين ظن را در دنياي
عرب تقويت خواهد
كرد كه آمريكا
تنها با هدف تضعيف
يك كشور عربي قدرتمند
اقدام به اشغال
عراق كرد.
گرچه چنين تقسيمي
ميتواند نتيجه
احتمالي ادامه
خشونتها باشد
اما ما اعتقاد
نداريم آمريكا
بايد از اين مسئله
بهعنوان يك هدف
حمايت كرده و يا
چنين نتيجهاي
را بر دولت عراق
تحميل كند. اگر
رخدادها به اين
سمت رفت آمريكا
بايد شرايط را
بهگونهاي مديريت
كند تا پيامدهاي
انساني آن تعديل
شده، افزايش خشونتها
محدود و بيثباتي
منطقهاي به حداقل
رسانده شود. دولت
آمريكا بايد تا
جاي ممكن از كنترل
مركزي توسط مسئولان
دولت بغداد، بويژه
در مسئله ذخاير
نفتي حمايت كند.
د ـ دستيابي به
اهدافمان
ما با اهداف سياست
آمريكا در عراق
بهصورت اعلام
شده توسط رئيس
جمهور اين كشور
در قالب "عراقي
توانمند در اداره،
حفظ بقا و دفاع
خود" موافق هستيم.
به نظر ما اين
تعريف مستلزم
عراقي است كه داراي
دولتي كاملاً
منتخب باشد كه
انسجام مرزي اين
كشور را حفظ كرده،
با همسايگان در
صلح باشد، محل
امني براي تروريسم
نباشد و با مردم
خود وحشيانه رفتار
نكند. با توجه
به موقعيت كنوني
عراق، دستيابي
به چنين هدفي نيازمند
زمان بسيار بوده
و در درجه اول
متكي به اقدامات
مردم عراق است.
به نظر ما آمريكا
براي دفاع از اين
هدف راهي جديد
دارد، و اين مسئله
فرصتي منطقي را
در اختيار مردم
عراق قرار ميدهد
تا زندگي بهتري
در مقايسه با دوران
صدام داشته باشند.
روند پيشنهادي
ما نيز مانند سياستهاي
جايگزيني كه مورد
بررسي قرار داديم،
داراي نواقصي
است. البته ما
عقيده قاطع داريم
كه اين روند بهترين
راهبردها و تاكتيكهاي
پيش روي ما را
براي تأثيرگذاري
مثبت بر نتيجه
در عراق و منطقه
در خود دارد. ما
معتقديم اين مسئله
ميتواند به گذاري
منطقي منجر شود
كه به مردم عراق
فرصتي را براي
رسيدن به آيندهاي
بهتر داده و منافع
و ارزشهاي آمريكا
را نيز در سالهاي
آينده تأمين ميكند.
راه پيش رو / راهكاري
جديد
اگر راهكارهاي
جديد توسط عراق،
آمريكا و ديگر
كشورهاي داراي
منافع در منطقه
خاورميانه به
كار گرفته شود،
هنوز امكان پيشرفت
در عراق وجود دارد.
براي رسيدن به
اهدافي كه تعيين
كرديم، تغييرات
روند بايد هم در
داخل و هم در خارج
از عراق انجام
شود. گزارش ما
راهبردي فراگير
را براي ايجاد
حمايتهاي منطقهاي
و بين المللي از
ثبات عراق ارائه
ميكند كه مردم
اين كشور را براي
بهدستگيري
سرنوشتشان ترغيب
ميكند. دولت عراق
در عرصه داخلي
نيز بايد قدمهايي
را براي رسيدن
به وحدت ملي، كاهش
خشونتها و بهبود
زندگي روزمره
مردم بردارد. تلاش
براي اجراي اين
راهبردهاي داخلي
و خارجي بايد هم
اكنون آغاز و با
هماهنگي كامل
با يكديگر پيش
برده شود. اين
گذار مسئولانه
ميتواند به كاهش
حضور آمريكا در
عراق در طول زمان
منجر شود.
راهكار خارجي:
ايجاد توافق بينالمللي
آمريكا بايد توافق
بينالمللي جديدي
را براي ثبات در
عراق و منطقه
ايجاد كند. بهمنظور
رسيدن به اين توافق
آمريكا بايد تلاش
ديپلماتيك منسجمي
را براي ايجاد
ساختار حمايت
بينالمللي بهمنظور
ايجاد ثبات در
عراق و كاهش تنشها
در ديگر كشورهاي
منطقه آغاز كند.
اين ساختار حمايتي
بايد شامل تمامي
كشورهايي باشد
كه در جلوگيري
از هرجومرج عراق
سود ميبرند،
از جمله همسايگان
عراق شامل ايران
و سوريه. با وجود
تفاوتهاي شناخته
شده ميان بسياري
از اين كشورها،
تمام آنها نفع
مشتركي در جلوگيري
از عواقب وحشتناك
ادامه هرجومرج
در عراق، بويژه
بحراني انساني
و بيثباتي منطقهاي
دارند.
از آنجا كه واضح
است دولت عراق
نميتواند تنها
با اتكا به كمكهاي
نظامي و مالي آمريكا
از خود دفاع،
خود را اداره و
يا حفظ كند، لذا
نياز به احياي
تلاشهاي ديپلماتيك
جدي است. دولت
عراق همچنين تنها
با اتكا به تركيب
حمايت ارتش آمريكا
با توانايي نظامي
و پليسي عراق موفق
نخواهد بود. برخي
كشورها از ارائه
تعهداتي كه ميتواند
به ثبات و بازسازي
عراق كمك كند،
خودداري ميكنند.
برخي كشورها نيز
نقش فعالي در تضعيف
ثبات عراق داشتهاند.
براي فعالكردن
راه سياسي در عراق،
نياز به ساختار
حمايتي گستردهتري
در سطح بينالمللي
وجود دارد.
تهاجم سياسي
جديد
بدون توجه به مسائل
اصلي و منافع
منطقهاي يا چالشهاي
حل نشده، نميتوان
بهصورتي موثر
به مسئله عراق
رسيدگي كرد. سادهتر
آنكه تمامي مسائل
كليدي در خاورميانه
ـ مانند درگيري
اعراب ـ اسرائيل،
عراق، ايران،
نياز به اصلاحات
سياسي و اقتصادي
و افراطگرايي
و تروريسم ـ ارتباطي
متقابل با يكديگر
دارند. در فعاليتهاي
ديپلماتيك فراگير
جديد، علاوه بر
حمايت از ثبات
در عراق، بايد
به مسائل كليدي
منطقه نيز رسيدگي
شود. انجام اين
كار ميتواند
به حاشيهراندن
افراط گرايي و
تروريسم، حمايت
از منافع و ازرشهاي
آمريكا و بهبود
چهره جهاني آمريكا
كمك كند.
در فعاليت ديپلماتيك
جديد، ما ابتكارها
و اقدامات منطقهاي
و بين المللي جديدي
را براي كمك به
دولت عراق در رسيدن
به سطح معيني از
اهداف اقتصادي،
سياسي و امنيتي
كمك ميكنيم. رسيدن
به اين اهداف حداقل
نيازمند تن دادن
همسايگان عراق
به اين مسئله و
نيز همكاري فعال
و زمانبندي شده
آنها بسيار ضروري
است.
فعاليت ديپلماتيك
جديد بايد فراتر
از صرف "بستهPakage)
) اقتصادي عراق"
رفته و بر مسائل
سياسي، ديلماتيك
و امنيتي نيز تأكيد
داشته باشد. در
همين زمان اين
مسئله بايد اهداف
"بسته اقتصادي
عراق" را نيز هماهنگ
كند. اين فعاليت
ديپلماتيك جديد
بايد از تلاشهاي
"خليج فارس بهعلاوه
دو" كه اكنون در
حال انجام است
نيز فراتر رفته
و اين تلاشها
نيز بايد به بخشي
از فعاليت ديپلماتيك
جديد تبديل شود.
كشورهايي كه در
اين فعاليت ديپلماتيك
جديد گنجانده
ميشوند ميتوانند
نقش مهمي در تثبيت
تلاشها براي
ايجاد اتحاد ملي
ميان شيعيان و
سنيهاي عراق
داشته باشند. اين
تثبيت ميتواند
به مشروعيت روند
سياسي عراق نيز
كمك كند. رهبران
عراقي شايد نتوانند
بدون ديدن نشانههاي
حمايتي قابل توجه
از كشورهاي خارجي،
گرد يكديگر جمع
شوند. اين حمايتها
به خودي خود محقق
نخواهد شد و آمريكا
نيز بايد فورا
از آن حمايت كند.
براي پيشبرد
يك راهحل ديپلماتيك
فراگير، گروه
مطالعات عراق
پيشنهادهاي زير
را ارائه ميكند:
پيشنهاد 1: آمريكا
با همكاري دولت
عراق بايد فعاليت
ديپلماتيك جديد
را براي مقابله
با مشكلات عراق
و منطقه آغاز كند.
اين فعاليت ديپلماتيك
جديد بايد پيش
از 31 دسامبر 2006 آغاز
شود.
پيشنهاد 2: اهداف
اين فعاليت ديپلماتيك
جديد در ارتباط
با نقشآفرينان
منطقه بايد شامل
موارد زير باشد:
1ـ2ـ از اتحاد و
انسجام قلمروي
عراق دفاع شود.
2ـ2ـ از مداخلات
بي ثبات كننده
همسايگان عراق
جلوگيري شود.
3ـ2ـ تأمين امنيت
مرزهاي عراق از
جمله استفاده
از نگهبانيهاي
مشترك با كشورهاي
همسايه
4ـ2ـ جلوگيري از
گسترش بيثباتي
و درگيري وراي
مرزهاي عراق
5ـ2ـ بالابردن
كمكهاي اقتصادي،
حمايت سياسي،
تجاري و بازرگاني
و در صورت امكان
كمك نظامي به دولت
عراق از سوي كشورهاي
مسلمان غيرهمسايه
عراق
6ـ2ـ قويكردن
كشورها براي حمايت
از اتحاد ملي و
سياسي در عراق
7ـ2ـ تثبيت مشروعيت
عراق از طريق ايجاد
روابط ديپلماتيك
و در صورت امكان
بازگشايي سفارتخانهها
در بغداد
8ـ2ـ كمك به عراق
در ايجاد سفارتخانههاي
فعال در پايتخت
كشورهاي مهم منطقه
(مثلا در رياض
عربستانسعودي)
9ـ2ـ كمك به عراق
در رسيدن به توافقي
دو جانبه درباره
كركوك
10ـ2ـ كمك به دولت
عراق در رسيدن
به اهداف تعيين
شده امنيتي، سياسي
و اقتصادي از جمله
عملكرد بهتر در
مسائلي مانند
اتحاد ملي، توزيع
منصفانه منابع
نفتي و انحلال
شبه نظاميان
پيشنهاد 3: آمريكا
و دولت عراق بايد
در قالب مكملي
براي فعاليت ديپلماتيك
جديد و علاوه بر
ايجاد "گروه حمايتي"
كه در ادامه بحث
شده است، از برگزاري
نشست يا كنفرانس
سازمان كنفرانس
اسلامي يا اتحاديه
عرب در بغداد دفاع
كند كه هر دوي
اين موارد بايد
در راستاي حمايت
از دولت عراق براي
تقويت اتحاد ملي
و احياي حضور ديپلماتيك
كشورهاي عضو در
عراق باشد.
گروه حمايت بينالمللي
اين فعاليت ديپلماتيك
جديد موفق نخواهد
بود مگر آنكه شامل
حضور فعال كشورهايي
باشد كه منافع
حياتي در جلوگيري
از هرجومرج در
عراق دارند. آمريكا
بايد براي ترغيب
آنها به مشاركت،
فوراً بهدنبال
ايجاد گروه حمايت
بينالمللي عراق
باشد. اين گروه
حمايتي همچنين
بايد شامل تمامي
كشورهاي هم مرز
با عراق و نيز
ديگر كشورهاي
اصلي منطقه و جهان
باشد.
اين گروه حمايتي
بهدنبال اعمال
الزامات يا تعهدات
بر شانه دولت عراق
نبوده و در مقابل
برمبناي درخواست
دولت عراق به اين
كشور كمك كرده
و بهدنبال تقويت
خودمختاري عراق
ـ ونه حذف آن ـ
خواهد بود.
براي تمامي اعضاي
گروه حمايتي عراق
روشن است كه همسايگان
عراق درباره موقعيت
اين كشور نگران
هستند. آنها به
دنبال عراقي متحد
و قوي هستند كه
بتواند انسجام
مرزي خود را حفظ
كند اما آنقدر
قدرتمند نباشد
كه همسايگانش
را تهديد كند.
هيچكدام طرفدار
تجزيه عراق نيستند.
هر كشوري در منطقه
عراق را از زاويه
منافع خاص خود
مينگرد. براي
نمونه:
تركيه به دليل
نگرانيها امنيت
ملي خود مخالف
كردستاني مستقل
و يا حتي بسيار
خودمختار است.
ايران از اهداف
شيعيان حمايت
كرده و شبه نظاميان
شيعه بسياري را
در اين كشور پشتيباني
ميكند اما گروههاي
ديگري را نيز در
عراق حمايت ميكند
تا نفوذ خود را
گسترش داده و از
نتايج حاصل به
نفع خود استفاده
كند.
سوريه گرچه حمايت
از گروههاي عراقي
را تسهيل كرده
است اما از تجزيه
اين كشور به دليل
تأثير منفي آن
بر جامعه چندقومي
و چندطايفهاي
خود نگران است.
كويت ميخواهد
مطمئن شود كه بار
ديگر قرباني خشونت
و طمع عراق نخواهد
شد.
عربستان و اردن
در مجموع نگران
سنيها و غلبه
شيعيان در عراق
و منطقه بهصورت
يك كل هستند.
ديگر كشورهاي
خليج فارس نيز
به دنبال رسيدن
به نتيجهاي در
عراق هستند كه
باعث بيثباتي
در منطقه و افزايش
تنش ميان سنيها
و شيعيان نشود.
هيچكدام از همسايگان
عراق از جمله كشورهاي
بزرگي همچون مصر،
عربستان سعودي
و اسرائيل به نفع
خود نميدانند
كه موقعيت عراق
به گسترش شديد
نفوذ ايران در
منطقه منجر شود.
در واقع آنها ممكن
است اقدامات عملي
براي محدود كردن
نفوذ ايران بردارند
كه به يك درگيري
شديد منطقهاي
منجر شود.
اگر اين كشورها
به حال خود رها
شوند، اختلافات
قومي، فرقهاي
و سياسي را در
جامعه عراق تشديد
خواهند كرد، اما
اگر گروه حمايتي
روشي نظاممند
و فعال را در برابر
تأمين نگرانيهاي
اين كشورها بردارد،
به عقيده ما تمامي
كشورها ترغيب
خواهند شد تا نقشي
مثبت در عراق و
منطقه داشته باشند.
عربستان سعودي
توافق عربستان
براي مداخلهنكردن
به نفع سنيهاي
عراق يكي از موارد
ضروري است كه براي
رسيدن به توافقي
مشابه از سوي ديگر
كشورهاي همسايه
بويژه ايران ضروري
است. عربستان ميتواند
از اعتبار اسلامي
خود استفاده كرده
و با حل اختلافات
ميان فرقههاي
مختلف به ايجاد
وحدت در اين كشور
و نيز توافق در
داخل جهان اسلام
براي كمك به ثبات
عراق كمك كند،
همانطور كه در
ميزباني اين كشور
براي نشست رهبران
مذهبي در مكه مشخص
بود. اگر دولت
بغداد به دنبال
توافق با سنيها
و ايجاد وحدت ملي
باشد، عربستانسعودي
ميتواند به اين
كشور در حذف القاعده
كمك كند. آنها
همچنين ميتوانند
بدهيهاي عراق
را نيز ببخشند
و ممكن است در
متقاعد كردن سوريه
به همكاري كمك
كنند.
تركيه
تركيه در مقام
يكي از كشورهاي
مسلمان بزرگ و
هم مرز با عراق
ميتواند به روند
وحدت ملي در اين
كشور كمك كند.
اين مسئله بويژه
با منافع تركيه
در باقيماندن
كردستان بهعنوان
جزيي از عراقي
منسجم و نيز از
بين رفتن مأمن
تروريستهاي
كرد پ ك ك در عراق
همخواني دارد.
مصر
اين كشور بهدليل
اهميت خود در جهان
عرب بايد متقاعد
شود تا از طريق
متقاعدكردن سنيها
به مشاركت در روند
وحدت ملي عراق
كمك كند. در همين
زمان مصر توانايي
آموزش بخشي از
نيروهاي ارتش
و امنيتي عراق
را در خاك خود
دارد و در واقع
اين پيشنهاد را
نيز مطرح كرده
است.
اردن
اين كشور نيز همانند
مصر ميتواند
درباره سنيها
به روند وحدت ملي
عراق كمك كند.
اردن همچنين تخصص
و تجهيزات لازم
براي آموزش و تجهيز
نيروهاي عراق
را نيز در اختيار
دارد.
پيشنهاد 4: گروه
حمايت بينالمللي
بهعنوان ابزاري
براي فعاليت جديد
ديپلماتيك بايد
بلافاصله پس از
آغاز اين فعاليت
ايجاد شود.
پيشنهاد 5: گروه
حمايتي عراق بايد
شامل عراق و تمامي
كشورهاي هممرز
ازجمله ايران
و سوريه، كشورهاي
كليدي منطقه مانند
مصر و كشورهاي
حوزه خليجفارس،
پنج عضو دائم شوراي
امنيت و اتحاديه
اروپا باشد. ديگر
كشورها مانند
آلمان، ژاپن و
كره جنوبي كه ممكن
است علاقهمند
كمك براي حل مشكلات
سياسي، ديپلماتيك
و امنيتي عراق
باشد نيز ميتوانند
عضو اين گروه شوند.
پيشنهاد 6: فعاليت
ديپلماتيك جديد
و گروه حمايت بينالمللي
بايد فوراً آغاز
شده و ايجاد و
سازماندهي آنها
در سطح وزراي امورخارجه
يا بالاتر باشد.
تلاش آمريكا نيز،
اگر رئيسجمهور
نبود، به رهبري
وزير امورخارجه
باشد. اين تلاش
بايد بر اساس مقتضيات
هم دو جانبه و
هم چندجانبه باشد.
پيشنهاد 7: گروه
حمايتي بايد در
عملكرد خود خواستار
مشاركت دفتر دبيركل
سازمان ملل شود.
دبيركل سازمانملل
نيز بايد فرستادهاي
ويژه را بهعنوان
نماينده خود تعيين
كند.
پيشنهاد 8: گروه
حمايتي در قالب
فعاليت ديپلماتيك
جديد بايد راهكارهايي
را براي كشورهاي
همسايه ايجاد
كرده و منافع،
ديدگاهها و كمكها
آنها را نيز همانطور
كه در بالا گفته
شد، مدنظر قرار
دهد.
مقابله با سوريه
و ايران
مقابله با ايران
وسوريه بحث برانگيز
است. ديدگاه ما
آن است كه هر كشوري
بايد براي حل اختلافات
و درگيريها مطابق
با منافع خود به
مذاكره با دشمن
روي بياورد. بر
همين اساس گروه
حمايتي بايد ايران
وسوريه را بهصورتي
فعال و بدون پيششرط
در مذاكرات ديپلماتيك
مداخله دهد.
گروه مطالعات
عراق ميداند
كه رابطه آمريكا
با ايران و سوريه
درگير مسائل مهمي
است كه بايد حل
شود. مذاكرات ديپلماتيك
بايد گسترده و
فراگير و نيازمند
توازني ميان منافع
باشد. آمريكا اهرمهاي
ديپلماتيك، اقتصادي
و نظامي را در
برابر ايران و
سوريه دارد كه
البته اين كشور
بايد مشوقهايي
را نيز براي همكاري
سازنده با آنها
در نظر بگيرد،
مسئلهاي كه با
موفقيت درباره
ليبي امتحان شد.
برخي از مشوقهاي
احتمالي درباره
ايران و سوريه
عبارتند از:
1ـ عراقي كه همسايگان
خود را تجزيه و
بيثبات نميكند.
2ـ ادامه نقش آمريكا
در جلوگيري از
بيثباتشدن
افغانستان توسط
طالبان.
3ـ دسترسي به سازمانهاي
بين المللي شامل
سازمان تجارت
جهاني.
4ـ دورنماي بهبود
روابط ديپلماتيك
با آمريكا.
5ـ دورنماي سياست
آمريكا كه به جاي
تغيير رژيم (همانطور
كه اكنون ايران
درك كرده است)
بر اصلاحات سياسي
و اقتصادي تأكيد
كند.
6ـ دورنماي مذاكرات
صلح واقعي ميان
سوريه و اسرائيل
با مداخله آمريكا
و در قالب طرح
فراگيرتر مذاكرات
صلح اعراب ـ اسرائيل
كه در ادامه توضيح
داده شده است.
پيشنهاد 9: در
قالب فعاليت ديپلماتيك
جديد و گروه حمايت
بينالمللي،
آمريكا بايد بهصورت
مستقيم با ايران
و سوريه وارد مذاكره
شده و از همكاري
سازنده اين كشورها
در برابر سياست
عراق و ديگر مسائل
منطقه اطمينان
حاصل كند. آمريكا
براي رسيدن به
نتايج سازنده
در مذاكرات ايران
و سوريه بايد همزمان
از مشوق و تنبيه
استفاده كند.
ايران
وارد شدن به مذاكره
با ايران بويژه
با توجه به موقعيت
رابطه اين كشور
با آمريكا، مشكل
آفرين است. با
اين وجود ايران
و آمريكا در مسئله
افغانستان همكاري
كردند و دو كشور
بايد بررسي كنند
كه آيا اين مدل
براي عراق نيز
قابل استفاده
است.
گرچه ايران ترجيح
ميدهد شاهد گرفتاري
آمريكا در عراق
باشد اما اين كشور
خواستار شكست
سياست آمريكا
در عراق به شكلي
نيست كه عراق به
هرجومرج و تجزيه
دچار شود. كمي
بيش از 50 درصد جمعيت
ايران فارس هستند
اما اقليت قابلتوج