از بازداشتگاه تا بازداشتگاه
گزارشی مستند از بازداشتگاه های مخصوص، مخفی و مخوف امنیتی در ایران

مجموعه ی فعالین حقوق بشر در ایران جلد اول از گزارش مشروح و مستندی را منتشر کرده اند که در آن وضعیت زندان ها و بازداشتگاه های مختلف امنیتی در ایران مورد بررسی قرار گرفته است ...

به نام آزادی
امروز بنا به اهمیت زمانی ، موضوع اشاعه گسترده و احداث بازداشتگاههای مخفی و خانه های امن امنیتی در سرتاسر کشور از طریق دستگاههای پلیسی ، امنیتی و اطلاعاتی ، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران را بر آن داشت که با افشای ماهیت این بازداشتگاهها اقدام به افشای اعمال ضد حقوق بشری که با علم و آگاهانه توسط عوامل حکومتی در بازداشتگاهها رقم زده می شود و تا بحال هزاران قربانی در پی داشته نماید .
هیچگاه به طورعلنی اطلاعات مرتبط به این قربانیان و بازداشتگاهها دراختیار مردم و افکار عمومی قرار نگرفته است ، امید است به مدد مقالات و گزارشات اینچنینی عامه افراد جامعه دوش به دوش قشر روشنفکر و نخبگان اجتماعی و فرهنگی جویای حال فرزندان خود در دخمه ها و بازداشتگاههای مخفی در سرتاسر کشور گردند که فی الحال به صورت شتابزده ای در حال افزایش و توسعه است.
کم نیستند افراد کم گناه و بی گناهی که بر اثر نداشتن پشتوانه افکار عمومی و در بستر نقض حقوق بشر در دخمه های مخفی زنده بگور و سلاخی و بی سرو صدا دفن می شوند. پس باشد که مطالب این گزارش مستند چراغ روشنی برای دیدن حقایق پنهان در بازداشتگاههای مخفی باشد تا بتوانیم با آگاهسازی و افشاگری ، توجه افکار عمومی را جلب و به حمایت قربانیان نق حقوق بشر برخیزیم و در سایه این همیاری و دست به دست هم زمینه نابودی و تعطیلی این دخمه ها را در سراسر ایران فراهم سازیم.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

فهرست بازداشتگاههای جلد اول

۱- آگاهی مرکز ................................................................
۲- بند ۲۰۹ زندان اوین .......................................................
٣- ٣۲۵ و ۵۰۰ ...................................................................
۴- ۲ الف ...................................................................
۵- ۵۹ سپاه ...................................................................
۶- نبوت ...................................................................
۷- عشرت آباد ۲ ..................................................................
٨- ابوغریب ..................................................................
۹- ۶۶ سپاه ..................................................................
۱۰- قمر ..................................................................
۱۱- ٣٣۶ ساحفاجا ..................................................
۱۲- اف ۶۴ .........................................................................
۱٣- اداره پیگیری ..........................................................
۱۴- دژبان ..................................................................

آگاهی تهران مرکز
همانگونه که حدودا بیشتر شهروندان تهرانی می دانند مقر اصلی آگاهی تهران در نزدیکی چهارراه شاهپور واقع است.که این قرارگاه آگاهی مرکز تا اواخر دهه شصت که به مرکز آگاهی تهران تبدیل شد در اختیار شهربانی بود و از دوران پهلوی از آن به عنوان پادگان آموزشی استفاده می شد و به پادگان آموزشی شاهپور معروف بود که در اواخر دهه شصت پادگان آموزشی شاهپور از نیروهای ژاندارمری و شهربانی تخلیه و به نیروهای اداره آگاهی تهران تحویل شد تا نیروهای این نهاد پلیسی در آن مستقر شوند که به مرور زمان به قرار گاه اصلی و مرکز آگاهی تهران تبدیل شد.
همانگونه که بیشتر ساختمانها و پادگانهای نظامی دوران پهلوی از ساختار و معماری خاصی برخوردار بودند مجموعه بناهای حاضر در محوطه آگاهی مرکز تهران نیز از مجموعه ای از ساختمانهای شیروانی دار و قدیمی متشکل بود که هر قسمت از آسایشگاهها و ساختمانهای آن در اختیار شعبات مختلف تحقیقاتی و تجسسی آگاهی قرار گرفت و رسما آگاهی مخوف سرتاسر ایران تشکیل شد که حتی مرکز تقلید و الگوپذیری سایر مراکز آگاهی در سراسر کشور شد که حتی برای پا گذاشتن به عرصه رقابت در وحشی گری و گرفتن اقرار از طریق شکنجه در چندین مقطع زمانی آگاهی های منطقه غرب تهران به آگاهی غرب وحشی و آگاهی خیابان ترکمنستان به سلاخ خانه تاتارها معروف شد که در این بین حتی در موقعیت های آگاهیهای مراکز استانها نیز برای دور نماندن از غافله وحشیگری و کسب اسم و رسم " وحشیگری را در زمینه برخورد با متهمین زیر بازداشت به جایی می رساندند که حتی در مراکز آگاهی مانند تهران مثال زده می شدند. به مانند آگاهی مشهد و اصفهان و رشت و حتی شهرستانهایی مثل انزلی و ورامین که با نشان دادن قصاوتها و ضرب و شتمها و شکنجه های تا حد مرگ در زمینه اقرار گرفتن از متهمین بازداشتی در بین آگاهیچی های سراسر کشور خودی نشان می دادند.
ولی با این حال هیچکدام نتوانسته اند در تداوم اسم و رسم در مقوله اقرار گرفتن از طریق شکنجه به گرد پای آگاهی مرکز شاهپور برسند.
۱- وضعیت فیزیکی شعبات درآگاهی :
در پادگان شاهپور سابق دور تا دور محوطه ساختمانهای تک طبقه به مانند آسایشگاه سربازان وجود داشت که پس از انتقال آگاهی به آنجا این سالنها و آسایشگاهها را با دیوارهایی به چندین سالن کوچکتر تبدیل و تقسیم نمودند و هر یک از ساختمانها را تبدیل به ۱ الی ٣ شعبه تجسسی نمودند و در اختیار شعبات قرار دادند که در این شعبات اتاق افسر پرونده ها و رییس شعبه و اتاق بازجویی و اتاق شکنجه به طور مستقل در همه شعبه ها بدون استثنا وجود داشت به همراه اتاقی که متهمین را از صبح زود می آورند و تا بعد از ظهر در آنجا نگهداری می نمودند و بعد مجددا به بازداشتگاه عمومی و مرکزی در داخل آگاهی باز می گرداندند که البته امروز با اتمام ساختمان جدید اداری در آگاهی مرکز بیشتر شعبه ها به این ساختمان منتقل شده اند و دارای مجموعه های مجهزتری گردیده اند.
۲- مراحل ورود بازداشتیهای مراجع پلیسی و انتظامی به آگاهی مرکز:
بیشتر متهمین بازداشتی در آگاهی راساٌ توسط مامورین آگاهی بازداشت و به آگاهی منتقل می شوند و می توان به راحتی گفت در بیشتر موارد کمتر از ۲۰ درصد بازداشتیها منطبق با دستورات و جریانات قانونی می باشند و مابقی افراد بازداشتی زیر بازجویی و تحقیق در آگاهی کسانی هستند که از طریق کلانتری ها و حوزه های انتظامی و اطلاعاتی نیروهای انتظامی و با دستور قضایی برای تکمیل پرونده از طریق بازجویی فنی و تخصصی یا همان شکنجه و ضرب و شتم وشکستن دست و پا و اقرار گرفتن زیر هر شرایط به آگاهی تحویل یا منتقل می شوند.
٣- مرحله اول ورود بازداشتیها به آگاهی و مرحله ثبت رایانه ای پرونده :
در ابتدای ورود هر متهم به قرارگاه آگاهی مرکز " متهم در سالنی کنار دیوار و یا روی صندلی به حالت دستبند و پا بند شده نگهداری می شود و وظیفه مامورین ریزو درشت و درجه دار و افسران این است که هر متهمی را که دستبند به دستش دیدند برای اینکه حساب کار دستش بیاید و کاملا درک کند که آگاهی کجاست و مسخ جو رعب و وحشت شود بدون سوال و جواب بلافاصله پس از اینکه توانستند فرد یا افرادی را در میان متهمین انتخاب کنند مورد ضرب و شتم و زدن مشت و لگد و سیلیهای پی در پی قرار می دهند و اصلا اهمیت نمی دهند این شخص دستبند به دست گناهکار است یا بی گناه!!!!
البته در این میان افراد و متهمین سفارش شده هم هستند که مامورین ثبت رایانه ای متهمین نشان شده را با صدای بلند و غیر مستقیم به مامورین شعبات که برای ثبت متهمین آمده اند معرفی می کنند و اتهامش را می گویند تا حسابی از خجالتش درآیند و بیشتر متهمین را اینچنین در زمان ثبت هویت ترور شخصیت می کنند:
مادر به خطا اسمت چیست؟! - نام پدر.....چیست؟!
نام مادر فاحشه ات چیست؟! - در کدام محل با خانواده جاکشت زندگی می کنی؟!!
و تمام سوالات متشابه این گونه پرسیده می شود که حتی شرورترین و سخت ترین افراد جرات حرف زدن درآن جو را پیدا نمی کنند و شاید به راحتی بتوان گفت که در ان لحظات تحقیر آمیز به هریک از این افراد تحت شکنجه روحی و روانی و جسمی حتی ترسوترین آنها کوچکترین فرصتی رخ دهد که بتواند از وسیله ای استفاده کند و راه فرار داشته باشد بلادرنگ از شدت فشارهای روانی و توهین ها و تحقیرها تک تک مامورین اطرافش را سلاخی می کند.
اصلا باورکردنی نیست که هر ماموری که از در وارد می شود و یا خارج می شود در محدوده بخش ثبت رایانه که در مسیر تردد مامورین قرار دارد دست خالی نمی گذرد و حتما یک یا چند نفر متهم از همه جا بی خبر را که انتظار رخ داد خاصی را ندارند ضرب وشتم و مصدوم می کنند.
۴-بازداشتگاه عمومی آگاهی:
بازداتشگاه عمومی آگاهی در انتهای محوطه آگاهی قرار دارد تا کمتر در تیررس دید افکار عمومی و مراجعه کنندگان و ارباب رجوعها باشد.
این بازداشتگاه دارای دو بخش است:
بخش نخست- بازداشتگاه عمومی اگاهی است که دارای نزدیک به ۱۰ اتاق ۱۲ و ۱٨ متری می باشد که بازداشتیهای زیر بازجویی درجه ۲ و درجه ٣ نگهداری می شوند به همراه افرادی که از طریق آگاهی و به دستور مرجع قضایی از زندانها تحویل آگاهی گردیده اند.
بخش دوم- بازداشتگاه آگاهی که متهمین ویژه در آن نگهداری می شوند مانند: متهمین شعبه های ۱ سرقت مسلحانه و ۱۰ ویژه قتل و ۱٨ ویژه کیف قاپی و تعدادی از متهمین ویژه که باید مورد ضرب وشتم دید و رعب و وحشت و فشار روانی سخت قرار گیرند که البته این افراد در انفرادیهای خاص نگهداری می شوند و محدوده آن به بازداتشگاه سوییت مشهور است که در اصل همان انفرادی مطلق و بدون هیچگونه امکانات می باشد که از جهت گمراه کردن افکار شنوندگان این انفرادیهای مخوف را سوییت نامگذاری کرده اند.
در این انفرادیها که سوییت نام دارد تمام بازداشتیهای آنرا طی ۲۴ ساعت شبانه روز با دستبند و پابند و در حالی که کیسه ای از کتان بر سرشان کشیده شده در انفرادیهایی که همیشه مرطوب نگهداری می شود بدون برخورداری از نور نگهداری می کنند و برای شدت شکنجه گاهی اوقات تا چند روز فرد را از استفاده توالت محروم می کنند حتی در زمان انتقال به دستشویی و شعبات بازجویی نیز دستبند و پا بند و کیسه از سر های آنان خارج نمیشود و حتی در زمان خواب هم باید با همین شرایط بخوابند و فقط و فقط در هنگام تغذیه و بازجویی انهم فقط کیسه از سرشان برداشته می شود و در بیشتر زمانها آنها را وادار به زدن اثر انگشت به ورقهای سفید بازجویی می کنند که افسر پرونده ها به راحتی خواسته های خود را از زبان متهم درآنها بنویسند.
۵-مراحل ورود به بازداشتگاه آگاهی مرکز:
در تمام مراحل ورود به بازداشتگاه بدون استثنا متهمین را لخت مادرزاد می نمایند که البته شدت برخورد در زمان انتقال به بازداشتگاه برای افراد متفاوت است.
متهمینی که برای نخستین بار به محدوده بازداشتگاه قدم می گذارند باید رعب و وحشت حاکم و اقتدار متولیان بازداشتگاه را روحا و جسما و عملا درک و حس کنند که این مقوله میسر نیست جز به اینکه در همان روز و لحظه ورود زهر چشمی تمام عیار از آنان گرفته شود.
درست در جایی که متهمین به صف می ایستند تا به داخل بازداشتگاه وارد شوند دستور لخت شدن به همه داده می شود و همه بدون استثنا پیر و جوان و مریض و سالم چه هوا سرد باشد چه گرم لخت می شوند و با یک شورت می ایستند و بازرسی به صورتی انجام می شود که همه افراد لخت مادرزاد شدن متهم تحت بازرسی را ببینند و بیشتر این افراد تازه وارد های بازداشتگاه هستند.
در این میان مامورین بازرسی بازداشتگاه به خوبی می دانند که تب و ترس و رعب و وحشت آگاهی سرتاپای تک تک متهمین ورودی به بازداشتگاه آگاهی را فرا گرفته و آنها نیز برای دامن زدن هرچه بیشتر به این رعب و وحشت و ایجاد کردن زمینه سو استفاده و بهره برداری در آینده هر چه نزدیک در محیط بازداشتگاه هر آنچه در توان دارند در زمینه ایجاد رعب و وحشت وشکنجه می کنند.
مامورین بازرسی پس از اعلام اینکه همه افراد لباسهای خود را دربیاورند و محتویات لباس و جیبهای خود را در لبه طاقچه مانند محل ایستادن خود بگذارند که بیشتر شامل مدارک شناسایی و پول می شود که در همان لحظه نخست چند نفر قربانی اجرای سناریوی ایجاد رعب و وحشت می شوند چون چند نفری که بیشتر آنها از میان بدبخترین و ژولیده ترین افراد بازداشتی انتخاب می شوند را در برابر چشمان سایر متهمان انچنان با کابل و تسمه می زنند که دیگر کسی توان و جرات صحبت کردن و اعتراض نداشته باشد و این نمایش توحش تا مرحله نخست رخدادها توسط مامورین بازداشتگاه است.
در برابر چشم فرد بازداشتی که در حال بازرسی توسط مامورین است مامور بازرسی و همکارانش اموال بازداشتی را که تا حد مرگ از وحشیگریهای حاکم در آگاهی ترسیده به طور علنی برداشته و تقسیم می کنند.
اگر فرد بازداشتی یک و یا چند دسته پول داشته باشد بدون شمارش از یک سوم تا نصف آنرا بر می دارند و گوشه ای می اندازند و یا در جیب می گذارند و در این میان متهم بازداشتی صاحب پول و یا ساعت و یا انگشتر گرانقیمت که همین چند حظه پیش وحشیانه ترین ضرب و شتمها را آنهم به خاطر هیچ چیز دیده بود قادر نمی شود که نفس بکشد چه برسد به اینکه اعتراض کند.
البته همه این رخدادها از همان ابتدای ورود متهمان به آگاهی سازمان یافته و برنامه ریزی شده اجرا می شود تا مامورین از این فرصت پیش آمده نهایت بهره را ببرند و حتی اگر ناموس متهم بازداشتی را هم از دستش بگیرند بر اثر رعب و وحشت حاکم نتواند حرف بزند و نفس بکشد.
۶- مکان و روش نگهداری امانت های متهمان بازداشتی در بازداشتگاه آگاهی:
پس از اتمام مراسم پر شور باجگیری در قسمت بازرسی بازداشتگاه متهمین بازداشتی تازه وارد مرحله جدیدی از اخاذی شدن می شوند که در آن به اجبار اموالشان به بهانه ممنوعیت برای نگهداری در محیط بازداشتگاه دریافت می شوند بدون اینکه رسیدی در قبال دریافت آنان داده شود.
که این مجموعه به اصطلاح نگهداری اموال متهمین متشکل است از چند صد کمد درباز و بدون قفل و کلید که متهمین بازداشتی را وادار می کنند اموال خود را از قبیل کیف و کفش و کاپشن و کمربند را هر چقدر هم ارزان قیمت و گرانقیمت باشد بدون سوال و جواب و اخذ رسمی در یکی از کمدها قرار دهند که در این بین منظور و مقصود اصلی و اساسی و هدف نهایی در این مرحله یعنی تحویل گرفتن وسایل " همان در تیررس قرار دادن اموال با ارزش و گرانقیمت افراد بازداشتی است که از همان لحظه نخست طراحان حرفه ای اصول بازداشتگاه نقشه به یغما بردن آنرا ریخته و در سردارند.
در این بین چند درجه دار و افسر در بازداشتگاه مسئول برنامه ریزی و هماهنگی در مورد سرقت و نقل و انتقال اموال گرانبهای بازداشتیها از مرکز نگهداری اموال و امانات به خارج از بازداشتگاه و اداره آگاهی هستند که پس از انتخاب وسایل گرانبهای بازداشتیها که داخل کمدها قرار دارد کیف و کفش و خصوصا کتابهای خارجی و کاپشن و یا پالتوهای گرانقیمت و به درد بخور را جدا و از محل نگهداری و امانت گذاشته شده به خارج از انبار بازداشتگاه منتقل می کنند که قسمتی از این وسایل در همانجا میان افراد خواهان تقسیم می شود و یا به آشنایان بخشیده و باقی وسایل از بازار فروش کفشها و کاپشنهای اسپرت دسته دوم میدان گمرک و مولوی سر در می آورد که البته هیچ وقت کسی در مورد مفقود شدن آنان پاسخگو نیست چون کسی رسیدی اخذ نکرده که بتواند اموالش را بخواهد و از طرف دیگر مامورین خوب می دانند که متهمین در صورت انتقال از بازداشتگاه آگاهی بیشتر به زندان منتقل می شوند و فریاد و مدعایشان درمورد اموالشان به جایی نمی رسد و یا در حال آزاد شدن از آگاهی متوجه مفقود شدن اموالشان می شوند که از شوق فرار از آگاهی و روزهای وحشتبار آن از خیر اموال مفقود شده شان می گذرند و اما اگر کسی در این میان زیاد پافشاری کند یا می گویند چنین ادعایی دروغ است و چنین اموالی نداشته و یا می گویند دوستان خودتان در موقع آزادی با خود برده اند.
خلاصه اینکه آشکارا دزدی و خیانت در امانت و زورگیری و باجگیری و اخذ رشوه می شود و کسی توان اعتراض و نفس کشیدن ندارد.
۷-شرح کامل وضعیت از داخل بازداشتگاه عمومی و ویژه آگاهی مرکزی:
الف: تغذیه در بازداشتگاه آگاهی:
در بازداشتگاه آگاهی مرکز که الگوی سایر بازداشتگاههای مراکز آگاهی در استانها و شهرستانهای سراسر کشور است تقریبا چیزی به نام تغذیه و وعده غذایی وجود ندارد و در محوطه حیاط تقریبا ۱۰۰ متری بازداشتگاه یک اتاق وجود دارد که در آن نان ماشینی و کنسرو و نان و پنیر و اقلام مشابه با چند ده برابر قیمت از جهت تغذیه به بازداشتیها فروخته می شود.
از جهت نوشیدنی باید گفت که به طور کلی نوشیدنی گرم و چای وجود ندارد ولی می توان یک پارچ ویا بطری پلاستیکی یک لیتری آب جوش را به همراه یک کیسه چای کیسه ای که داخل آن می اندازند برای نوشیدن به صورت قانونی از فروشگاه بازداشتگاه به قیمت ۲ هزار تومان خرید و در صورت بسته بودن و نیاز به چای در داخل بازداشتگاه هر لیوان چای را ۵ هزار تومان می فروشند و به طور کلی چیزی به نام خرید و فروش و انتقال دخانیات و استعمال آن دربازداشتگاه وجود ندارد تا با این همه فشار افسرین نگهبان و درجه داران بازداشتگاه بتوانند نهایت بهره را از بازار سیاه سیگار ببرند که با این ایجاد محدودیت و ممنوعیت مصنوعی سیگار را به افراد سیگاری از نخی ( دانه ای ) ۵ الی ۱۰ هزار تومان می فروشند و محدودیت را تا جایی برای سود جویی پیش می برند که در بعضی مواقع یک نخ ( عدد ) سیگار در بازداشتگاه آگاهی گرانتر از یک گرم مواد مخدر خرید و فروش می شود.
البته نباید در این بین موارد استثنایی ارائه تغذیه را فراموش کرد که برخی اوقات پس مانده های غذا و مازاد غذای آشپزخانه آگاهی را می آورند و به بازداشتیها بدون هیچ گونه نظم و ترتیب خاصی می دهند. که البته اگر کسی برای تهیه غذا پول نداشته باشد و سایرین به او کمک نکنند برای تهیه غذا عملا فرد بازداشتی در گرسنگی مطلق به سر می برد و نمی تواند از هیچ گونه مرجعی چیزی به عنوان جیره و تغذیه دریافت نماید و باید دوران بازداشت خود را گرسنه و یا نیمه گرسنه و در حال گدایی برای غذا سپری نماید.
البته لازم به ذکر است که دراین بین یکی از بازداشتیهای مستقر درانفرادی از طرف سایرین در روز یک بار پس از بازگرداندن بازداشتیهای بند عمومی آگاهی به سلولهایشان حق خرید برای افراد ساکن در انفرادی یا همان بخش سوئیت بازداشتگاه آگاهی را دارد چون سایر بازداشتیهای این بند بر اثر دستبند و پابند بودن دائم و براثر کشیده شدن کیسه بر سرشان توان حرکت ندارند که البته بر اثر محدودیت حرکتی اکثرا پس مانده مامورین آگاهی به متهمین انفرادیهای بازداشتگاه آگاهی می رسد و آنها کمتر از سایرین گرسنه می مانند.
ب: بهداشت و استحمام در بازداشتگاه آگاهی :
با توجه به میزان و تعداد افراد بازداشتی در بازداشتگاه آگاهی و محدودیت مکانی و کوچک بودن سلولها و بالابودن آمار افراد داخل یک اتاق که عملا داخل یک اتاق ۱٨ متری گاهی تا ٣۰ نفر نگهداری می شوند که اجبارا بر اثر تنگی جا روی هم می خوابند و کل امکاناتشان در این اتاقها فقط موکت کثیف و نمناک زیر پایشان است که هرازگاهی برای بالابردن میزان شکنجه و فشار و ایجاد زمینه اخاذی از بازداشتیها افسرین نگهابان و درجه داران روی موکت اتاقها آب می پاشند تا به این طریق امتیاز اقامت در سلولهای خشک و کم جمعیت را به متهمین متمول و پولدار در قبال وجوهات سنگین بفروشند.
مقوله استفراغ و بی اختیاری ادراری و ترکیدگی و عفونت کف پاهای متهمین تعزیر و مضروب شده بوسیله کابل و سیم و تسمه که دیگر جزء اتفاقات عادی و پیش پا افتاده در بازداشتگاه آگاهی محسوب می شود که در این بین نبود تهویه مناسب باعث شده که انواع بیماریهای تنفسی و اسهال و استفراغ به همراه سرگیجه مدام در بین افراد بازداشتی شایع باشد.
خصوصا اینکه با این وضعیت عدم وجود امکانات بهداشتی بیماریهای چشم درد و عفونت چشمی و بیماری پوستی گال از بیماریهای رایج و مصری در بازداشتگاه آگاهی می باشد که بازداشتیها با بستن تفاله چای بر روی چشم عفونت چشمانشان را درمان می کنند. ولی در مورد بیماری پوستی گال اکثرا با دخالت و اعتراض بازداشتیها مواد ضد عفونی به افراد مبتلا شده به این بیماری داده می شود.
وجود شپش یکی از عادی ترین چیزهاست که در بازداشتگاه وجود دارد و در کمتر از ۲ ساعت اقامت در اتاقها خود به خود تمام لباس و تن و سر فرد بازداشتی پر از شپش می شود.
نحوه بهره مندی از استحمام در وضعیت معمولی فقط ٣ الی ۵ دقیقه آنهم به حالت دسته جمعی است که همه بازداشتیهای بالای ۱۵ روز اقامت در بازداشتگاه را لخت مادرزاد در اتاقی می اندازند که حدود ۵ دوش وجود دارد و به هر ۱۰ نفر یک قوطی متوسط پودر رخشویی داده می شود تا در زمان شستشو اسید پودر رخشویی بدن را ضد عفونی کند و شپشهای بدن و سر را از بین ببرد.
به طور رسمی در آگاهی شاهپور از بهداری و درمانگاه و پزشک به طور مطلق خبری نیست فقط در موارد بسیار بسیار حاد و اضطراری که مسئولین بازداشتگاه از امکان مرگ کسی بیمناک شوند انهم به خاطر فرار از مسئولیت اجازه می دهند که یک بهیار کشیک بیمار و یا مصدوم را معاینه کند و دارو بدهد ولی در صورتی که تا مرحله نزدیک به مرگ پیش برود او را آنهم به بیمارستان سجاد که تحت نظارت نیروی انتظامی اداره می شود می فرستند تا اگر بیمار و یا همان متهم مصدوم بر اثر ضرب و جرح و عواملی مانند آن فوت کرد همانجا مسئله را ماست مالی کنند.
البته دور از ذهن نماند که تمام امکاناتی را که ما مدعای عدم وجودشان را داریم با خرج کردن پول در بهترین وضعیت محیاست!!
کم نیستند افرادی که از طریق اقامت در آگاهی خیلی کارها می کنند و فقط کافی است که پول باشد.
استحمام برای هر نوبت نیم ساعته برای متهمین گردن کلفت و متمول بیش از ۲۰ هزار تومان آب می خورد که البته دهها فاکتور دیگر نیز در جهت تیغ زدن و سرویس دهی در کنار آن هست که باید متهمین این چنینی و دست به جیب بپردازند.
٨- نحوه انتقال متهم از بازداشتگاه به شعبات برای بازجویی:
بازداشتیها را پس از ثبت در دفاتر آگاهی به شعبات مختص به اتهاماتشان می برند و پرونده هایشان را راسا رئیس شعبه در اختیار افسرین پرونده ها قرار می دهد.
هر افسر پرونده بین ۱ الی ٣ درجه دار زیر دست دارد. متهمین در شعبات در اتاقهای انتظار نگهداری می شوند و در موقع لزوم بازجویی می شوند و یا مورد شکنجه قرار می گیرند.
البته هیچ وقت و قانون معینی برای امور فوق در شعبات آگاهی وجود ندارد. شب و صبح و ظهر فرقی ندارد هر وقتی را که افسر پرونده دوست داشته باشد برای بازجویی انتخاب می کند حتی شده باشد نیمه شب و یا ۴ و ۵ صبح البته در این نقل و انتقالها به بازداشتگاه آگاهی و شعبات آگاهی بعضی متهمین را به صورت سوری و مصنوعی نگهداری می کنند و چند مورد در همان اوایل حضورشان در شعبات شکنجه می کنند و مابقی زمان را فقط برای توجیه زمانی و نشان دادن نمایشی دقت و مدت زمان تحقیقات در آگاهی نگه می دارند و در مواردی هم برای پاک شدن آثار و علائم شکنجه و ضرب و شتم در بدن متهمین آنان را با عناوین مختلف نگه می دارند تا در موقع انتقال به دادگاه و یا زندان آثار و علائم شکنجه وجود نداشته باشد تا توسط بهداری زندان صورت جلسه نشود.
۹-عملکرد کارچاق کن ها و دلالها و واسطه ها در محدوده اگاهی مرکز:
همانگونه که سالیان سال است معضل و سرطان کارچاق کنی در تمام امور اداری به جان ادارات و مراکز دولتی افتاده و شاخه ای از دامنه های گسترش فساد اداری است اداره آگاهی مرکزی تهران نیز از آن مصون نیست.
جلوی درب آگاهی و داخل محوطه و داخل شعبات محل تردد و جولان انواع و اقسام واسطه ها و کارچاقکنها و دلالان شعبات است.
بیش از ۹۰ درصد این افراد ارتباط مستقیم و چندین ساله با مسئولان و متولیان و افسران و درجه داران شعبات دارند که سابقه کار بعضی از این افراد در زمینه کارچاق کنی و واسطه گری به بیش از ۲۰ سال می رسد.
در محدوده آگاهی و شعبات در کمین مراجعه کنندگان به آگاهی هستند و پرس و جو می کنند که آقا و یا خانم مشکل شما چیست و در قبال حل پرونده خود چقدر می دهید ! درست مثل بازار بورس فقط با این تفاوت که در اینجا همه چیز مثل شرافت و انسانیت و عدالت و حق وحقوق مردم خرید و فروش می شود و کسی کاری ندارد که بر سر صاحب حق چه می آید.
البته هر شعبه ای و هر افسر پرونده ای کار چاق کن مختص خود را دارد که از نظر برخورداری از آخرین متدها و شگردهای کارچاق کنی و واسطه گری در اخذ رشوه سابقه طولانی دارند.
البته در این بین کار چاق کن ها با همکاران خود زد و بند دارند و به راحی به هر شخص و شعبه از طریق واسطه مخصوص آن شخص نفوذ می کنند و پول می دهند و امتیاز دلخواه دخالت در امور پرونده را می خرند البته در مواردی هم که شخصی از قلم می افتد و کار چاقکن ها و واسطه گرها نمی توانند در امور مذاکرات اخذ رشوه معامله کنند افسر پرونده ها غیر مستقیم خانواده ها و یا خود متهم را به دام واسطه ها و کار چاقکنهای خود می اندازند.
دلالها و کارچاقکنها بر اثر فواید کلان مالی که برای ماموران آگاهی دارند حتی راحتتر از فرمانده کل نیروی انتظامی و آگاهی می توانند در محوطه شعبات آگاهی تردد نمایند.
در جایی که ارباب رجوعها را به داخل محوطه و شعبات راه نمی دهند آقایان کار چاقکن به همه جا سرکشی می کنند و اطلاعات محرمانه را به متقاضیان می فروشند و در مورد هزینه های رتق و فتق و بستن و یا حتی تشدید کردن وضعیت پرونده ها چانه زنی و معامله می کنند.
اکثرا با گرفت شماره تلفن از افراد درمانده و لا علاج به آنها زنگ می زنند و شرحی از پرونده را به خانواده ها می گویند و مثلا می گویند که افسر پرونده به همراه دستیارانش که باید حق رئیس شعبه را بدهند روی هم برای فلان کار از ٣ میلیون تا.... می خواهند. که البته معاملات مختلف است بر روی مختومه شدن پرونده و یا سبک شدن پرونده و یا معدوم شدن پرونده که هر کدام با تناسب حجم پرونده متفاوت است ولی هزینه های زد و بند و باج خواهی در آگاهی بسیار بسیار کلان است که در اکثر مواقع بیش از نیمی از مبلغ اخذ شده در جیب کارچاقکن ها و واسطه ها می رود و در این بین اصلا مهم نیست که حق چه کسی ضایع می شود.
البته دسته بسیار محرمانه دیگری نیز در این بین با نام سند گذارها در آگاهی فعال هستند که دقیقا با نظارت کامل افسر پرونده ها کار می کنند که قضیه به این صورت است که افسر پرونده ها با مجاری محرمانه ای که در اختیار دارند پرونده مجرمین و متهمین خاص و گردن کلفت را که تقاضای مساعدت دارند به صورت دلخواه و خاصی می بندند و مبالغ کلانی دریافت می کنند که از آن طریق متهمین و یا بازداشتی را با صدور قرار وثیقه از طریق قاضی آزاد می کنند و البته برای بهره بردن هرچه بیشتر از اینگونه متهمین که شاید در سال بیش از ۱۰ مورد برای هر افسر پرونده رخ ندهد خرج را بالاتر می برند و از طریق شبکه مخفی خود سند گذاری می نمایند که این زد و بندها بعضی مامورین آگاهی را طی سالها خدمت صادقانه و مخلصانه در رکاب همکاران کار چاق کن و دله دزدشان به ثروتهای میلیاردی و افسانه ای رسانده و بی دست و پا ترین مامور در آگاهی در کمتر از ۲ سال از بهترین امکانات زندگی در پرتو اخذ رشوه و باجگیری و حق کشی پولکی بهره مند می شود که البته هر کسی در این مجموعه خلاف جریان حرکت کند به هر نحوی از گردونه خارج و ترد و اخراج می شود.
چون تیمسار و سرهنگ و سرگردی که امروزه فرمانده مجموعه آگاهی است از زمانی که با ماشین گشت شبانه در خیابانها با درجه گروهبانی رشوه می گرفته تا حالا که افسر عالیرتبه شده پس او به راحتی این سیستم و خانواده آلوده و فاسد و باجگیر و رشوه خوار را پذیرفته و هیچوقت به سیستمی که در آن به همه چیز رسیده خیانت نمی کند و با آن نمی جنگد. البته در این موارد به مدعیات فرماندهی نیروی انتظامی کل کشور و فرماندهی آگاهی فعالیتهای بسیاری انجام شده که از آن جمله مجموعه ۱۹۷ شکایت